نمایش نوار ابزار

حجت الاسلام مهدی شرکائی در جمع والدین دانش آموزان دبستان روستای نوقده شهرستان تویسرکان چنین گفت:

شنبه ۲ دی ۱۳۹۶

ویژگی قلب منحرف مریض  اینه امام باشد پیغمبر باشد نمایندة امام و پیغمبر باشد هیچ امام و پیغمبر و نمایندة پیغمبری تو قلب این نفوذ نمیتونه بکنه می‌دونی چرا؟

چون این قلب شما فکر کنید یه اتاق به من گوش بدید یه اتاق این آقا این اتاق‌رو تمام پنجره‌هاشو کیپ کرده قفل این اتاقم داده دست شیطون اگر بخواد امام و پیغمبر و خدا و کلامشون تو این قلب بیاد باید یه دریچه باز بشه که نور بیاد کلام امام نور است کلام پیغمبر نور است خب اینم که کلیدش داده دست شیطون شیطونم تمام پنجره‌هارو کیپ کرده پشتمش آجر گرفته کلیدم دست خودش دیگه سخن امام و پیغمبر روش اثر نداره پنجرة قلبش باز نمیشه تاریک ظلمانی شده تاریک شما اشعث بن قیس می‌شناسید؟ بله اگه اسم اشعث بن قیس بیاد میگید چی؟ خدا بله خدا چیکارش کنه بگید خب پسر خاله من نیست نترسید بگید خدا لعنتش کند نترس هر وقت اسم اشعث بن قیس اومد بگو لعنت الله علیه لعنت الله علیه این اشعث بن قیس زمان پیغمبر ایمان آورد تا پیغمبر از دنیا رفت مرتد شد پیغمبر کیه؟ خدا کیه؟ ما همینجوری اومده بودیم میون اینآ، ابی‌بکر گرفتش عمر گفت باید اعدامش کنی باید اعدامش کنی مرتد شد ابی‌بکر یه خواهری داشت کور بود مونده بود رو دستش اومد تو زندان به اشعث بن قیس گفتش که اشعث میدونی که حکمت اینه بکشیمت اما من یه خواهر دارم کور یه معامله می‌کنیم بیا خواهر منو بگیر منم سنگسار و نمی‌دونم اعدام و گردن زدنت‌رو بله ابی‌بکر این خواهر کورشُ داد به اشعث بن قیس از این دختر ابی‌بکر حالا ببین باباش کیه با این اشعث بن قیس مرتد دو تا بچه به دنیا اومد یه دختر یه پسر دخترشُ جُعده امام حسن کشت پسرم شد محمد بن اشعث امام حسین کشت روز عاشورا البته نتونست بیاد اصلاً نتونست بجنگه اومد کربلا محمد بن اشعث اومد کربلا روز عاشورا صبح شروع کرد بد و بی‌راه به امام حسین گفتن انکار کردن و تو نوة پیغمبر نیستی تو مرتد شدی تو کافر شدی یه وقت امام حسین(ع) فرمود: خدا مقام حسینتُ بهش نشون بده یه ده دقیقه نشد گفت الان میرم لباسآمو می‌پوشم آماده میشم میام برای جنگ با حسین اومد یه جایی عقرب پاشو زد ده دقیقه نشد آقا این عقرب که می‌زنه خب یا می‌کشه یا چند روز طول می‌کشه تا عفونت پیدا کنه به قدرت خدا این پا عفونت کرد با سرعت یعنی ده دقیقه نشد پا ورم کرد عفونی شد همونجام سقط شد اشعث بن قیس این قلبش‌رو شیطون پشت دریچه‌هاشم برداشته آجر چیده کلیدرم دربست داده به شیطون ملک قلبم نوشته شش دونگ به نام شیطون حالا پیغمبر باشد ایمان نمی‌آورد علی باشد ایمان نمی‌آورد امام حسن باشد ایمان نمی‌آورد این اشعث تو قتل امیرالمؤمنینم با قطام افتاد رو همدیگه خلاصه علی و این دو تا با ابن‌ملجم این سه تا اشعث تو قتل امیرالمؤمنین هم دخالت داشت در قتل امام مجتبی(ع) هم به دخترش گفت بکُش در قتل سیدالشهداء(ع) پسرش آدم کور منحرف انسانی که مریض است اینآ عبرت‌های تاریخ است یه وقت می‌بینید یه آدم اینجوری هم تو یه روستا تو یه شهر پیدا میشه نه یکیش دهها تنش پیدا میشه کاری به امام زمان و دین و مسجد و خدا و پیغمبر و عبرت و تاریخ و معجزه و کرامت و اینا ندارد مریضِ کور شده تاریک شده قلب تاریک ظلمانی قرآن می‌فرماید: وقتی خدا شمارو دوست داره خیلی دوستت داشته باشه به من گوش بده وقتی خدا خیلی دوستت داشته باشه اول خودش سرپرستت میشه نمیذاره شیطون بیاد قلب‌رو پُل کنه خودش مالک این قلبت میشه کمکم کنید همه‌اتون حفظید «اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَي النُّوُرِ»؛ (بقره: ۲۵۷) خدا پدر و مادر هر چی آدم بی‌حاله بیامرزه هآ «اللّهُ وَلِيُّ»؛ میخوای بگم خانمآ جواب بِدَن «اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ»؛ این قلب مال خداست دوستت که داشته باشه نمیذاره شیطون بیاد صاحب بشه «اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ»؛ خب چیکارت می‌کنه؟ «يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَي النُّوُرِ»؛ دریچه‌هارو برات باز می‌کند کلام معصوم کلام پیغمبر بیاد تو قلب خب حالا اگه خدا با کسی رفیق نباشه کسی با خدا رفیق نباشد «يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَي النُّوُرِ»؛ تا آخر از نور خارج میشه پشت پنجره‌هاشم گچ می‌گیره بیچاره این قلب میشه مُردة مُرده، انسانی که داری قلب مریض و منحرفه خب چهارم چقد وقت داریم آقا؟ کلاه سرتون نگذاریم زیاد نگهتون داریم بله.

اینه انسانی که قلبش مریض و منحرفه چهارمین ویژگیش اینه اصلاً عمرشُ به غنیمت نمی‌شمارد ارزشی برای عمرش هیچ آقا عمرش زود می‌گذره دیر می‌گذره چه جوری می‌گذره کجا می‌گذره چه کار برو بابا می‌گذراند به لهو و لعب بطالت و بدبختی و کسالت و این خیلی بیچاره است منحرفه مولوی میگه:

چونک عمرت برد دیو فاضحه              بی‌نمک باشد اعوذ و فاتحه

آخر کار وقتی که عمرت تمام شد دیگه حالا هر چی میخوای فاتحه و اعوذ بالله بخون فایده نداره دیگه تمام شد عمرتُ خراب کردی دیو فاضحه یعنی شیطون عمرتُ خراب کرد باطلش کرد منحرفت کرد

حق همی گوید چه آوری مرا                              اندر این عمری که من دادم تو را

گوش و هوش و چشم و گوهرهای عرش              خرج کردی چه خریدی تو ز فرش

از این دنیا چی چی برا من آوردی؟ این همه نعمت چشم و گوش و هوش بهت دادم چی برا من آوردی؟ خراب کردی عمرتُ که، می‌دونی چیکار کردن بعضی‌ها بعضی‌ها اومدن نَعَماتُ گرفتن مصالح گرفتن خدا هم یه زمین بهشون داد اومدن این مصالح را در زمین دیگری خرج کردن.

در زمین دیگران خانه مساز             بهر خود ساز بهر بیگانه مساز

برا خودت خونه بساز مصالح تو زمین خودت بساز نه برو تو زمین شیطون تو هر چی مصالح نَعَماتِ چشمی گوشی زبانی اینا خدا بهت داده که استفاده کنی تو این دنیا زمین خودت‌رو یه مسکن عالی و قصر عالی بسازی رفتی تو زمین همسایه این زمین هم که توش خونه ساختی مال شیطونه شیطونم نه پول داره اینجارو ازت بخره نه بهت میده نه اصلاً چیزی داره خودشم لخته میگه بمنچه میخواستی نسازی برو خرابش کن اصلاً خراب شد خراب شد قرآن می‌فرماید: «وَلَا تَنسَ نَصِيبَک مِنَ الدُّنْيَا»؛ (قصص: ۷۷) یه سهمیه بیشتر نداری رفیق یه سهمیه یه دفعه بیشتر تو دنیا نمیای خرابش می‌کنی خرابش کن درستش می‌کنی درستش کن خوشا به حال اون دختر و پسری که در مسیر تحصیلشون حواسشون به عمرشون هست مواظبه که خرج نکنی بیخودی علامه محمدتقی جعفری(ره) علامه میگه رفتیم دیدن حاج آقا جمال حاج آقا جمال گلپایگانی که دیروزم یه تیکه‌اش برات گفتم می‌گفت: نقلی گذاشته بود و میوه‌ای گفت: بخورید امشب شب وصال است بخورید امشب شب محبوب است بخورید امشب شب معشوق است بخورید حاج آقا جمال مجردم بود خلاصه طلبه‌ها دوستانش فکر می‌کردند حاج آقا جمال شوخی می‌کنه و می‌خندیدنُ می‌گفت اومدم کنار حاج آقا جمال علامه محمد تقی جعفری گفت اومدم نشستم کنارش گفتم حاج آقا جمال اینا یعنی چه؟ امشب شب وصال است، امشب شب محبوب است، امشب شب معشوق است، گفت محمدتقی گفتم بله گفت یعنی امشب شب آخر عمر منه گفتم از کجا میگی گفت: از اینکه فردا وقتی خادم مدرسه میاد در اتاق باز می‌کنه می‌بینه من پام به قبله است مُردَم از این نشونی بهتر اتفاقاً همینم شد گفتم خب استاد حالا که داری میری یه تحفه به ما نمیدی گفت چرا گفتم چه تحفه‌ای گفت محمدتقی اون شعر سعدی شیرازی یادته:

بس بگردید و بگردد روزگار                     دل به دنیا درنبندد هوشیار

ای که دستت می‌رسد کاری بکن          پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

یکی کاری برات خودت بکن اخر عمری که دیگه کاری از دستت نمیاد برا خرید مصالح گفتم بله یادم میاد گفت اما من یه بیت خودم گفتم گفتم چی گفتی: گفت محمدتقی:

ای که دستت می‌رسد شـو کارگـر            چون فُتی از کار، خواهی زد به سر

دیگه هر چی هم تو سر خودت بزنی فایده ندارد انسان منحرف تمام عمرش را به بطالت و گمراهی می‌گذراند همشون اینجوری می‌گذرونه خرابش می‌کنه یه دفعه چشمش باز می‌کنه هی هم پشیمونی هم فایده نداره‌هآ دانش‌آموزها میدونن بچه محصل‌ها میدونن وقتی که درس نمیخونه شب امتحان هر چیه میخواد بزنه تو دست خودش ای کاش اما اگه خونده بودم ای کاش خونده بودم مگر اینکه دوباره فایده نداره کاشکی و اما و نمیدونم اگر و مگر و اینا هیچ فایده نداره.

قدری اگر قدری مگر از کاشکی هم مختصر            مخلوط کن با یکدگر وانگاه با اما بخور

فایده نداره تموم شد انسانی که قلبش منحرفه اینجوریه چشمش باز می‌کنه «حَتَّي إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ»؛ (مؤمنون: ۹۹) خدایا منو برگردون منحرف بودم خراب شد یه جمله بیشتر یه کلمه بیشتر بهش نمیگن کلا؛ تمام شد یعنی نخیر تمام شد «إِنَّهَا کلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَي يَوْمِ يُبْعَثُونَ»؛ (مؤمنون: ۱۰۰) چشمش می‌بندن میگن تمام شد عمرم بهت می‌دادن ادامه‌ام پیدا می‌کرد همون کور منحرف که بودی بودی تمام شد لا اله الا الله محتشم کاشانی که این شعرهاشُ رو این پرچم‌ها نوشتن این پایین‌ها دور تا دور مجلس شعرش:

باز این چه شورش است که در خلق عالم است             باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین                       بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

محتشم یه پسر داشت از دنیا رفت جوان مرگ شد وقتی که از دنیا رفت محتشم کاشانی خیلی گریه می‌کرد بی‌صبری می‌کرد بی‌تابی می‌کرد شعر می‌گفت براش گریه می‌کرد یه شب خواب دید امیرالمؤمنین(ع) را فرمود: محتشم تو برای پسر خودت شعر میگی اما برا پسر من حسین نمیگی؟ از خواب بلند شد گفت چشم آقا از خواب بلند شد هر چی فکرش کرد چی بگه یادش نیومد عجیبه باز خوابید آقا فرمود: محتشم کاشانی چرا شعر نگفتی برا حسینم گفت آقا خیلی فکر کردم چیزی یادم نیومد آقا فرمود:

باز این چه شورش است که در خلق عالم است           باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

بیت اولش‌رو امیرالمؤمنین(ع) گفته که از ۳۰۰ ـ ۴۰۰ ـ ۵۰۰ ـ سال پیش این شعر بند شده رو تمام پرچم‌ها چون این شاه بیتش مال کیه؟ مال علی چون مال علی ماندگار شده تمام تبدیل به قصیده‌اش کرد که زنده ماند در تاریخ اگه این بیت اولی‌رو آقا نگفته بود مثل بقیة شعرآ شعر گفت هر چیزی که مربوط به مولاست ماندنیه هر چیزی که مربوط به سیدالشهداست ماندنیه اشعاری که برا پسرش گفته بود هیچ کدوم نه من بلدم نه شما نه رو پرچم می‌نویسیم نه جای دیگه اما شعر گفته از زبان علی برای حسین ماندگار شده تا آخر تاریخ تا آخر تاریخ چرا؟ چون حسین و حرمشُ صفاتش و کمالاتش ماندنی است به‌به به‌به خدا رحمت کنه مرحوم حاج ملا آقاجان زنجانی اومده بود تو حرم سیدالشهداء خب شب جمعه‌ای بود تا صبح اونجا زیارت می‌خوند طواف می‌کرد مرحوم حاج ملا آقاجان زنجانی از اولیاء خدا بود از اولیاء یه کسی بهش گفتش که حاج ملا آقاجان اذان صبح گفتن نماز بخونیم؟ آقا فرمودند: بله اذان گفتن بخون، دارند میگن بخون گفتش آقا شما از کجا میگی هنوز که اذان نگفتن که، گفت نگاه کن یه اشاره با دست کرد گفت نگاه کن طرف نگاه کرد دید فوج فوج ملائکه یه عده دارند میان یه عده دارند میرن حاج ملا آقاجان گفت ببین این دسته ملائکه‌ای که دارند میرند بالا اینا ملائکه‌ای که شب هنگام زائر حسین‌اند اونا مال ملائکه‌ای صبح که داره وارد میشه الان اذان گفتن برو نماز صبحتُ بخون تو حرم حسین شعر حسین ماندنی است حرم حسین ماندنی است اسم حسین ماندنی است.

صلی الله علیک یا أبا عبدالله

السلام علیک یا مظلوم یا أبا عبدالله

آرمیدن زتو ناله و افغان از من

نمی‌دانم تا حالا نالة خواهری‌رو کنار قبر برادرش دیدید یا نه؟

آرمیدن زتو ناله و افغان از من

حسین من:

خاطرت جمع زتو حال پریشان از من

داداشم

خوردن آب زسر چشمة شمشیر از تو

بلبل زار رقیه شب ویران از من

حسین من، حسین من، حسین من

داداش:

اکبر و قاسم و عباس و جوانان یک سر

همگی از تو تسلی یتیمان از من

پاشو ببین زینبت قد خمیده برگشته، حسین من همة امانتاتُ آوردم، فقط سه ساله‌ رقیه‌ات‌رو کنار خرابه، حسین من نیمه شب بلند شد هر چی امام سجاد(ع) بغلش گرفت گفت: آقا من بابامُ میخوام، هر چی بغلش گرفتن گفت: عمه من بابامُ میخوام.

صلی الله علیک یا مظلوم یا أبا عبدالله

نَسئَلُک اَلّلهُمَ و نَدعُوک بِاسمِکَ العَظيمِ الاَعظَم الاَعَزِ العَجَّلِ الاَکرَم

به ابی‌عبدالله قسم همة مارو ببخش و بیامرز

بحق زینب فَرَجِ مهدی را برسان

مریضامون شَفا مرحمت فرما

امام، شهدا، امواتمون رحمت بفرما.

کشور و ملت و رهبر و جوان‌ها، نوامیس، خدمتگزاران، حضار محترم مجلس، محافظت بفرما.

باران و برکات و رحمتت‌رو بر ما نازل فرما.

شر دشمنان به خودشون برگردان

بِرَحْمَتِکَ‏ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

دیدگاه ها