نمایش نوار ابزار

یادداشتی از حجت الاسلام مهدی شرکائی به مناسبت شهادت امام رضا علیه السلام ۲۱آذر ماه۱۳۹۴

شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۴

ya ali  roya640

کلمه اول : كلمه مقدسه زيارته . زيارت يعني چي ؟ مي فرمايند : حضورُ زائر عِند المزور . زيارت يعني : حضور زائر نزد كسي كه زيارت مي شه . و در اينجا يعني حضور زائر نزد خود امام رضا (ع) . اين ميشه زيارت به معناي واقعي و ديگه مو لاي درزش نمي ره ،‌خوب ممكنه زائري در كنار حرم امام رضا (ع) باشه ، حتي در ضريح را هم باز كنند و رو خود سنگ قبر سر بگذارد ، ولي حضور عند المزور نداشته باشه ، ممكنه يك زائري هم از پس ۱۰۰ ها هزار كيلومتر راه نزد مزور حاضر بشه ،اين شخص زيارت كرده منتهي ما عوام زيارت را در اين مي بينيم كه بريم مشهد و هرچي مي تونيم نزديك بشويم به اون سنگ قبري كه امام رضا (ع) در اونجا مدفونِ . اين خوبه اما درجه عالي ترش اينه كه انسان سيمش وصل بشود به خود امام رضا (ع) حالا اگر بُعد مسافت نبود ، انسان با خود امام رضا (ع)ارتباط برقرار كرد ، اين نورِ علي نوره . يكي ديگه نه ، در بعد مسافت هم حاضر شد زيارت را هم انجام داد اما بعضي از مصاديقشو نداشته ، اين طوري نيست كه بگيم آقا پس كل زيارت رفتن را كنسل كنيم بيايم بپردازيم به اينكه يه جوري خدمت خود امام رضا (ع) برسيم نه هر دوش با همديگه هستند و اگر احياناً يك زائري رفت و اونجا نزد خود امام رضا (ع) نرسيد زيارت را براش منظور مي كنن اما به اون مقام بالاي زائري نخواهد رسيد . حديث بسيار بسيار گرانقدري است كه از دو لب مبارك امام هشتم (ع) صادر شده ، مي فرمايند : “ مَن زارنا كم من زارَالله ” كسي كه ما را زيارت كنه انگار خدا را زيارت كرده ، لذا اين زيارت ، خيلي مفهوم گسترده اي داره ، و از مصاديق خيلي پايين ، از حداقلش زائر داريم تا كساني كه در درجه بسيار بسيار بالاي زيارت قرار دارند مانند حضرت امام (ره) كه از بيت ايشون مي فرمودند ،: گرچه حضرت امام (ره) در مدت اقامتشون در ايران بعد از انقلاب مشهد نرفتند ، اما امام رضا (ع) رو زيارت كردند . خدمت خادمان آستان قدس كه روزي خدمتِ حضرت امام رسيده بودن مي گفتن : آقا ما دلمون برا شما مي سوزه كه امام رضا (ع) رو زيارت نكرديد ، تشريف بياريد خدمتتون باشيم ، امام (ره) فرموده بودند : ما آقا امام رضا (ع) را زيارت مي كنيم . همين ! بعد اين جوري برداشت كردن بعضي ها كه شايد امام مخفيانه مي ياد زيارت مي كنه و برميگرده ، اما همچين مطلبي نبوده يعني هيچ كدوم از اعضاء بيت يا حراست ، بعد از رحلت امام (ره) نفرمودن كه امام (ره) مخفيانه زيارت امام رضا (ع) رفته اند .اما به يك نحوي امام رضا (ع) رو زيارت مي كردند . هم حضرت امام (ره) مورد توجه بودند و هم الان رهبر معظم انقلاب ، الان اميد شيعه و جهان اسلام به ايشون هست . يعني در حقيقت محار اسلام دست ايشونه ، حتماً مورد توجه هستند نميشه مورد توجه نباشن . ما يك قاعده أي داريم در اموال به نام قاعده لطف ، البته اختلاف سليقه هم روش هست كه بعضي از علما قبول ندارن اما خيلي از علما هم قبول دارن كه امام زمان (عج) اجازه نمي دن اسلام منحرف بشه ، به اين مي گن قاعده لطف يعني اگه شده در يك جايي كه بحث و گفتگو هست امام زمان (عج) خودش بياد شركت كنه و به دهان يك عالم يك مطلبي را بذاره ، اجازه نمي ده كه مسير اسلام از مسير اصليش خارج بشه ، لذا هيچ ايرادي نداره كه مثلاً ما اينو يقين داشته باشيم كه رهبر اين مملكت ( چه قبل چه الان چه بعد ) الزاماً بايد ارتباطاتي با امام زمان (عج) داشته باشه .

خوب حالا مي خوايم بريم براي زيارت ، يا نه ، مي خوايم آماده بشيم امام رضا (ع) بياد زيارتش كنيم هر دو حالت كاملاً مقدوره گرچه دومي خيلي خيلي مشكل تره ، ولي من يك قضيه اي را براتون عرض كنم كه من خودم با چشماي خودم ديدم هيچ خارق عادت و كشف و اينام نيست ، من با چشماي خودم ديدم كسي رو كه چون دلش با امام رضا (ع) بوده حقيقتاً از اون كسي كه كنار ضريح بوده بيشتر حاجت گرفته ، خيلي بيشتر ، بعد خوشحالم بوده يعني با خودش مي گفت : الحمدلله اگه نشد برم ولي گرفتم ، من يك قضيه اي رو هم آخر منبر كه چراغارو خاموش كردن براتون نقل كنم كه خيلي قضيه عجيبيه ؛ خيلي عجيبه ؛مربوط به دو سه هفته پيش توي مشهد مي شه ، و واقعاً آدم دقت كه مي كنه مي بينه اهل بيت (س)‌را نمي شه با مقياس ها و معيارهاي انساني و امروزي سنجيد ، كه بگي ‌من هرچي مثلاً نزديكتر برم اينا عنايتشون بيشتره ، نه ، اونا به دل نگاه مي كنن . در عوام مي گن آقا زيارت كردين ؟ مي گه نه آقا اينقدر شلوغ بود دستم به ضريح نرسيد ، چه ربطي داره زيارت با رسيدن دست به ضريح ؟! گرچه در روايات ما اومده اگر مزاحم مردم نيستيد ، اگر حق الناس نيست و قرار نيست مردم را لگد كنيد ، مردم را له كنيد ، بريد خودتون را تا حد امكان به ضريح نزديك كنيد . جديداً هم ديدم مردم توصف مي ايستن به ضريح هم مي رسن و مي فرمايند سريع هم برگرديد تا بقيه مردم برسن و خوش بختانه تنها جايي كه اينگونه زيارت مي شه فقط امام رضاست . يعني تنها جايي هست كه اينجوريه كه هيچ وقت شما راحت نمي تونيد بريد سمت ضريح حتي ۲ نصف شب ، وسط زمستون ، ۲ متر برف باشه ، اتفاقاً خيلي شلوغ ترِ چون همه فكر مي كنن خلوته بلند مي شن مي يان . من رفتم ، ۲ نصفه شب تو برفش هم رفتم ، آخه ما خيلي اونجا بوديم واسه همين همه موقعش رفتيم ، همه موقعش . حتي راديو زائر شايد روزي ۱۰ بار توصيه مي كند به اهالي مشهد كه در تابستون و عيد ، زيارت هاتون رو خيلي كم كنيد حتي تو عيد نريد حرم ، از دور سلام بديد بذاريد زائرين بيان و زيارت كنن اين چهار ماه رو شديد توصيه مي كند راديو حتي تلويزيون كه اهالي مشهد يك وقتي برن حرم كه زائرين نباشن ، با اينكه اينجوري محدوديت ايجاد مي كنن و خود اهالي مشهد ديگه توجيه شدن كه بابا بذاريم زائرين بيان زيارت و اگر هم بيان ميان تو صحن هاي امام ، سلامي مي دن و ميرن داخل نمي يان ، من مي دونم اين روالشون هست حتي مؤمنينش ، مقيدن كه در ايام تعطيلي و زيارت ميان تو صحن وايميستند سلام مي دن ، مي رن يا مثلاً همون جا ايستاده زيارتشو مي خونه مي ره ، اصل وصله دل است . خُب اگر دل بخواد وصل بشه راه دل به دل بايد زمينه داشته باشه . اولين نكته برنامه ريزي فكريه . اسمتو نوشتي راحتي نباش ، برنامه ريزي كن ! مثلاً با خودت بگو : از ساعت ۶ كه رفتم اونجا زائر حساب مي شم امام رضا (ع) فرمود از اون لحظه أي كه اسمتون رو مي نويسيد زائر مائيد در روايت ديگه فرمودن از اون لحظه أي كه ساكت رو بر مي داري بياي از همون لحظه زائر مايي . از همون لحظه با امام رضايي نه فقط وقتي رسيدي تپه سلام گنبد رو ديدي . برنامه ريزي كنيد كه از ۶ صبح امروز تا اون روز ۱۰ روز تمام براي لحظه به لحظة اين ۱۰ روز برنامه بريز . چه جوري ؟ صبحانه بخورم ، بعد صبحانه چه كار كنم ؟ صبح تا ظهر چه برنامه أي داشته باشم ؟ نماز هام رو چه جوري بخونم ؟ برنامه طوري باشه كه نماز از اون صبح فرق كنه ، چون انگيزه قوي تره انسان مي تونه رو خودش كار كنه نماز فرق كنه وقار زيارت رعايت بشه مثل وقار نماز يعني چي ؟ يعني شما آقا از اينجا آمادگي ذهني براي خودت ايجاد كني . البته بگو بخند هست ، اما نه اين كه لغو باشه ، وگرنه فرقي نكرده اي ، بگو يك برنامه ريزي داشته باشم ، مشهدم با شيرازم فرق كنه . ( جمعاً در سال ما ۱۸ روز مخصوص داريم ) ۱۸ روزُ فقط براي خودم كار كنم ، براي خدا كار كردن يعني چي ؟ يعني توشه جمع كردن براي آخرت . يك وقت كسي هست مسؤوله بهش مي گن آقا مجبوري فلان كار رو انجام بدي ، بگي ، بخندي ، فلان جك رو تو ماشين بگي اين بحثش جداست . نگيد آقا چرا مسؤولين اينجوري مي كنن ؟ اونا وظيفشون اينه ، اون هم دلش مي خواد بشينه يك گوشه أي فكر كنه .ولي بايد حواسش به همه باشه . شما براي خودتون برنامه داشته باشيد . مسؤول موظفه كارهايي رو انجام بده . ببينه شما محل نمي ذاريد تكليف از روي دوشش برداشته مي شه ، مي شينه كارشو مي كنه .

خوب پس اولين كار چيه ؟ آمادگي قلبي ، قلب بايد آماده باشه
۲ ـ طهارت قلبي : اين چهله اي كه گفتم از شب ميلاد حضرت زينب (س) تا پنج شنبه مي شه ۴۰ روز رو الحمدلله شنيدم خيلي ها دارن رعايت مي كنن . و واقعاً باعث خوشحاليه كه جوانها اينقدر علاقه دارن امام رضا (ع) .
خُب ، پس ارادت قلبي ، زمينه سازي قلبي مقدمه سازي ، ۲ ـ تطهير قلبي : قلب را مطهر كردن ، دلي كه مي خواد به دل امام رضا (ع) وصل باشه بايد پاك باشه ، بايد مطهر باشه ، براي اين كار حتي الامكان دل رو پاك كنيد ، يكي از مهمترين راههاي پاك كردن دل صلوات فرستادنه ، حالا براي توي مسير هم ۱۸۰۰ صلوات عزيزان نيت كنند براي ۱۴ معصوم (ع) ، به اضافه ‌حضرت زينب (س)‌ ، حضرت ابوالفضل (ع) ، حضرت علي اكبر (ع ) ، و حضرت خانم رقيه (س) اين تطهير قلب است . به شرطي كه ذكر ، فقط ذكر لساني نباشه ، ذكر به قلبت بشينه ، بدوني به چه نيتي داري صلوات مي فرستي ، خيلي مؤثره . و بعد فرمودن : پاك شدن را هم از خود ما بخواهيد . “ يا ولي الله انَّ بَيني و بينَ الله عَزَوَجل ذنوباً لا يعطي عليه الا رضاكم ” اينها بايد راضي باشند . زيارت جامعه ، خوب رو از خودش بخوايد . يا امام رضا (ع) ! امشب ، شب قدر به حق مادرت فاطمه زهرا (س) امشب هممون خوب و بد ، پرگناه و كم گناه ، همين اساعه پاك پاك بگردان ، الهي آمين . قلبا ديگه انشاء الله پاك شدند ، قدرش رو فقط بدونيد تا چهارشنبه زياد نمونده .

و بعد مطلب بعدي مي فرمايند : مردمي كه ازتون رنجيده اند ، بالاخص پدر و مادر را حتماً راضي كنيد ، دعاي خير پشت سرتون باشه ، هرجوري شده اين چهار پنج روزه اينقدر خودتو لوس كن تا راضي بشن . اگه آخرت مي خواي ، دنيا مي خواي ، اگه دعاي خير مادرت پشت سرت باشه امام رضا (ع) خيلي بهتر نگات مي كنه و بقيه مردم دوستان ، آشنايان ، اقوام ، فاميل رضايت اينها رو داشته باش . يك تلفن بزن حلال بودي بطلب . خداحافظي كن ، هيچ اشكالي نداره بگو ما ، در عوض دعاتون مي كنيم .

و مطلبي كه جلسه قبل براتون گفتم در طول سفر هركاري كه سخت تر هست رو انتخاب كن و هر عبادت سخت تر “ افضل الاعمال احمزوها ” . اگر الان ۲ ركعت نماز داري با يك ديگ براي شستن ، ديگ شستن رو انتخاب كن . نمي گم نماز نخونيد ، اگه مخير شدي بين اين دو اگر ديدي نياز است كمك كني ، ديگ رو بشور انشاءالله بچه ها هماهنگ مي كنن كه به همه ثواب برسه ، تقسيم كار مي كنن ، اون قسمتي كه نوبت خودت مي شه رو ، تحت عنوان عبادت انجام بده . عبادت بجز خدمت خلق نيست .

مي فرمايند : اولين كاري كه اونجا مي كنيد تجديد پيمان است ، پيماني كه ۶ ماه قبل بستيم احتمالاً شكسته . خود معصومين (س) فرمودن كه “ زيارت ما كه مي يايد ، تجديد پيمان مي كنيد . ” يعني چي ؟ يعني مجدداً شما دوباره اون پيمان رو مي بنديد . مي فرمايند : ما مي دونيم مي شكنيد دعا مي كنيم اين سري نشكنه .

مهمترين ثمره زيارت آرامش هست . آرامش ! حضور زائر عندالمزور . انسان آرام ميشه . براي ۶ ماه ديگه بهره مي گيره . كساني كه بار اولشون هست ، كه وارد حرم معصوم مي شوند، احساس مي كنند با همه جاي جهان فرق داره . دقت كردين اين جمله رو كه مي فرمايند : حرم آقا امام رضا (ع) يك قطعه از بهشت است . روي كره زمين تو بهشت داري توي حرم خدمت آيت الله امجد رسيدم ، سلام و احوال پرسي كردم ، گفتم : آقا حالتون چطوره ؟ گفت :‌ مگه كسي توي بهشت از كسي مي پرسه حالت چطوره ؟! معلومه تو بهشتِ زبون عاشق از گله گذاري بند مي ياد ، كيف مي كنه ،
‌گفته بودم كه بيايي غم دل با تو بگويم / چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايي

اونجا آدم آرام مي شه ،‌ من حالا مرحله به مرحله برات مي گم . اونايي كه رفتن زيارت مي فهمند چي مي گم . اونايي كه نرفتن بعداً تجربه مي كنند . از خيابون تهرون كه مي پيچي ، گنبد رو مي بيني دلت به تاپ ، تاپ مي افته ، همين جور كه نزديك مي شي مبهوتي حتي خيلي ها نمي فهمند كه دور و برشون چه تغييراتي انجام شده . وارد صحن امام مي شي ، ابهت معصوم (ع) تو رو مي گيره ، بدنت شروع مي كنه به لرزيدن ، اصلاً يك حالت خاصي به آدم دست مي ده و بعد وارد كفشداري مي شي ، كفشاتو تحويل مي دي ، فرمودن كه حتماً اذن دخول بخوني ، اين خيلي مؤثره ، بدون اذن دخول عزيزان داخل نشيد . در اين اذن دخول يك سرّي هست . بعد از خواندن اذن دخول ، مي يايي سمت ضريح تا مي رسي جلوي ضريح يه دفعه تپش قلبت مي خوابه ، آرام ،‌آرام ، به به ، انشاءالله پنج شنبه زنده ايم ، آقا ! ما تا حالا كه زنده مونديم ، يه ۵ ، ۶ روز ديگه هم عمر بده اگه هم مي خوايم بميريم ، همون جا كنار حرمت بميريم ، چقدر خوبه تو حرمت بميريم . اين چند روزه رو قدر بدونيد .

و مي فرمايند كه اين آرامش رو تا وقتي امام رضايي باشي داري ، تا وقتي امام رضا رو نفروشي داري ، تو وجودت امام رضا (ع) هست . اولين گناهي كه مي كني يك مقدار از امام رضا (ع) رو فروختي ، آرامشت كم مي شه ، كم مي شه ، تا جايي كه همون حالت بد قبلي دوباره برمي گرده ،‌ خيلي از اينا كه اهل بگو و بخند زيادند و خيلي شرند ، مي بيني توي مشهد كه مي يان خيلي آرومند ، مي گي آقا چته ؟ ناراحتي ،‌ مي گه نه دوست دارم ساكت باشم ،‌ يعني تو تمام مدت فرمود خداوند تبارك و تعالي كساني كه با من مناجات مي كنند در نهج البلاغه است من و ناجاهم في عقولهم من تو مخشون باهاشون حرف مي زنم و همين طور معصومين در اين مدت كه توي مشهدي همين طور كه در مشهد داري مي گردي امام رضا (ع)‌ در مغزت باهات حرف مي زنه ، حرف مي زنه ،‌مناجات مي كنه يك روايت هست خيلي روايت مهميه ولي متأسفانه من نديدم روي منبر كاملش رو بگن ، فقط قسمتي از اون رو مي گن ، مي گن آقا امام رضا (ع) فرمودن كه هر كس بياد به زيارت من ، من در ۳ جا به دادش مي رسم ، ۳ جايي كه خيلي گير داره ، يكي موقع مردن كه خيلي حول و ترس داره ، كه از اين جهان به اون جهان مي خواد منتقل بشه ، دوم توي قبر كه يك جاي جديده ، سوم : سربرداشتن از قبر و در قيامت . در اين ۳ جا اگه كسي باشه كه ما رو ياري بده ، ديگه ما راحتيم . اينو همتون روي منبر شنيدين ، اما صدرش مي دونيد چيه ؟ اين مال شماست ، فرمود هر كس از راه دور به زيارت من بيايد اين سه تا كار رو داره . اين صدرشه . ( يعني ماها يعني شماها ) يعني اين آرامشي كه امام رضا (ع) تو د نيا بهت مي ده همين جوري هست تا لحظه أي كه خطاب برسه مادر ما فاطمه (س) جلو بهشت منتظره ، منتظرِ توِ، منتظره تو ، همون جا امام رضا (ع) كنار تو هست . بدترين جاهايي كه انسان حول و هراس داره ، امام رضا (ع) كنارش هست .

آرامش دنيايي و آخرتي كه در زيارت امام رضا (ع) هست تنها آرامشي ست كه ما در روايات داريم كه بقيه معصومين ما حتماً هست ولي روايتشو نداريم . اومد خدمت امام جواد (ع) گفت آقا جان ! مي خوام برم زيارت . نمي دونم به زيارت آقا امام حسين (ع) بروم يا زيارت امام رضا (ع) ، فرمودن : “ زيارت امام حسين (ع) مال همة مؤمنين و شيعيان هست ، اما زائران امام رضا (ع) خصوصي ها هستن . ” قدر نمي دونيم ، خدا شاهده شيرازي ها هم قدر امام رضا (ع) را نمي دونند . ايرانيا هم قدر امام رضا (ع) رو نمي دونن ، شخصي از اون طرف دنيا پيغام فرستاده بود كه به نيابت از او مقداري گندم بخرند و در حرم امام رضا (ع) بريزند ، گفته بودند كه تو در مدينه كنار قبر دختر پيغمبر (ص) ، پيغمبر (ص) هستي ، گفته بود : نمي دونم اما امام رضا (ع) يك چيز ديگه است ، شماها نمي دونيد بعد فرمود كه ثواب زيارت قبر پدر من به اندازه هزار حج عمره است . هزار حج عمره ! آقا چند نفر از شما مشتاقيد بريد حج عمره ؟ چقدر افتخار مي كنيد ؟ از حج عمره كه برگشتيد گرچه حج نيست اصلاً حاجي نيستيد ، ولي چقدر مي دويد دنبالش ؟ مي گه هزار حج عمره مثل يك دونه زيارت امام رضا (ع) هست . يعني بگي السلام عليك و بيايي بيرون ، اين برابري مي كنه با هزار حج عمره ! بعد اون راوي كه نشسته بود گفت : من يك مقدار شك كردم گفتم آقا جون هزار حج عمره ؟! آقا امام جواد (ع) فرمودن : نه هزار هزار حج عمره ، ( يك ميليون حج عمره ) البته به شرطي كه حق زيارت را بدوني ، ( همين كه من الان براي شما دارم مي گم ) بدوني داري مي ري جايي زيارت مي كني كه ثواب يك ميليون حج عمره داره . وقتي رفتي و برگشتي ، مثل اينكه يك ميليون حج عمره رفتي چون امام رضا (ع) خصوصي است . ثوابهايي كه به اين زيارت تعلق مي گيره ، ثوابهاي خاص و خيلي عجيبه ، خيلي عجيبه ، در روايت ديگه اي از پيامبر اكرم (ص) داريم كه : كسي كه برود خانه خدا را زيارت كنه و بعد بياد مدينه قبر منِ پيغمبر رو زيارت كنه و بعد قبر دخترم فاطمه (س) رو در بقيع و قبر علي (ع) در نجف و بعد كاظمين (پيغمبر اكرم (ص) داره يكي ، يكي پيش بيني ميكنه اين روايت معجزه است ) و قبر امام حسين (ع) رو در كربلا را زيارت كنه ، هنوز زيارتش كامل نشده ، مگر اينكه به طوس برود و قبر پاره جگرم علي بن موسي الرضا (ع) را زيارت كند . اينقدر پيغمبر (ص) حسين (ع) را دوست داشت امام مجتبي (ع) را دوست داشت ،‌ ولي با همه اينها مي فرمايند : من ۲ تا پاره جگر دارم يكي دخترم فاطمه (س) يكي پسرم امام رضا (ع) . يعني نهايت عاطفه را پيغمبر (ص)‌ به كار برده . يك وقتي مي گن من خيلي دوست دارم من احب الله احب حسينا محبت به لفظ مي ياد ، اما يك وقت هست لفظ از بيان محبت قاصره ، اينجاست كه پيامبر (ص) مي فرمايند : امام رضا (ع) پاره جگر منه . امام رضا (ع) همچين شخصيتي هست . به شرطي كه ما به حقانيت امام رضا (ع) عرفان داشته باشيم ، مقام امام رضا را بدونيم . بعضي از ماها همين طوري بدون توجه مي ريم زيارت مي كنيم ، مي دونيد چه خبره ؟ مي دوني چكار داري مي كني ؟ امام رضا (ع) مي فرمايند : (همه ائمه اين طور هستند ، اما من اين روايت رو از امام رضا (ع) و امام حسين شنيدم كه نقل شده ) هر يك از محبان ما به ما سلام مي ده ما جوابش رو مي ديم ، بعضي ها مي شنوند ، بعضي ها نمي شنوند . اوني كه نمي شنوه ناراحت مي شه ، حتي گناه هم مي كنه ، مي گم نه گناه نكن من دارم جوابتو مي دم ، كجايي‌ ؟ اينقدر اينها عجيبند .

و در ميان اهل بيت و ائمه (ع) يك نفر هست كه گفتند “ امام رضا ” چرا ؟ چون فرمودن رضاست ، رضا يعني چي ؟ راضي شدن . از كي ؟براي ماهاهست ديگه ، ، براي بدها ، خوبها كه نمي خواد ازشون راضي بشه . اين امام مهربون رو به ما ايراني ها دادند . چرا قدر نمي دونيم؟

و بعد مردم ، زيارت مردم دو نوعِ يك زيارت عامه داريم ، يك زيارت خاصه و خواص . زيارت عامه اونايي كه مي يان زيارت مي كنن ، و حاجات عامه هم مي خوان ،‌ دنيا ، مثلاً قبولي در كنكور ، تحصيل ، ازدواج ،‌ خيلي خوبه هيچ اشكالي نداره ، فرمودن بند كفشت اگه باز شد خاستي ببندي يك يا علي بگو ، از ما كمك بخواه ، ايرادي نداره ، اين حاجات عامه ،‌ خودشون گفتند و از ما خواستند . نگو خودش مي دونه . دوست داره تو بگي . بريد يكي يكي همه مشكلات رو بگيد ، مشكلات خودت ، مشكلات مملكت ، مشكلات پدر و مادرت ، مشكلات ذَوِالحُقُوق اونايي كه التماس دعا گفتن ، اونايي كه پاي كاروان گريه كردن ،‌ همه ، همه ،‌ همه رو بگيد ، هيچ اشكالي نداره ، اما گفتن كه حاجات دنيوي و عامه مانع حاجات خاصه نشه ،‌ خوب دقت كنيد اين جمله أي كه دارم مي گم رو يادگاري داشته باشيد . تو هيچ كتابي ننوشته من به زبون و لب مبارك يكي از اساتيد شنيدم اسمشو حالا به دليلي نمي گم ،‌ايشون فرمودن تخصص امام رضا (ع) در دادن تكامل معنوي به انسان هست ، به يك نگاه دلت رو از اين رو به اون رو مي كنه ! تا ديروز نمازات ۲ زار نمي ارزيد اما امروز نماز مي خوني عرش كيف مي كنه ، ( با يك نگاه ! )تا ديروز چشماتو نمي تونستي كنترل كني ، مي ري به امام رضا (ع) مي گي آقا ،‌ جون جوادت ! اين چشام امانت پيش تو . با همين يك نگاه تغيير مي ده . من نمي خوام روايت كنم سال ۷۴ شب ميلاد امام جواد (ع) من يك گره عجيبي تو كارم بود ، خيلي عجيب اين گره باز نمي شد . يك مجلسي بود تو محبين الائمه (ع) مشهد ، كوچه عيدگاه ، دلم شكست خيلي گريه كردم ، اومدم بيرون سركوچه عيدگاه پيچيدم سمت حرم گفتم آقا شب ميلاد جوادت هست ، جون جوادت ! امشب عيدي منو بده ، همينو گفتم خدا شاهده از سال ۷۴ تا حالا من ديگه اون مشكل بهم رجوع نكرده ، اون شب من تو حرم هم نرفتم ، مي خواستم برم خونه ، ساعت ۱۲ شب بود از همون دور گفتم . ولي دلم شكست و چون حاجت معنوي بود امام رضا (ع) توي برآورده كردن حاجات معنوي تخصص داره .

كاروان نوروز ۷۸ ، يه بنده خدايي اومد پاي اتوبوس ، گفت ، آقا من مي خوام با شما بيام ، گفتم ، آقا نمي شه ، گفت چرا ؟ گفتم آقا اين مخصوص بچه هاي كانونه ، بايد يك مقداري شركت كرده باشي ، بعد گفتش كه والله من جلسه اول اومدم اينجا ، خيلي ام آدم بدي ام ، بذاريد من بيام ، گفتم ، نمي شه چكار كنم ؟ قيافشم قيافه أي نبود كه من صلاح بدونم با اين نسل جوون پاشه بياد ، گفت : آقا ! اگر خودم بيام ، اون جا راهم مي ديد ؟ گفتم پاشو بيا ، شب اول اومد ما اونجا بوديم ، اين مثلاً ۲ ساعت بعد از ما رسيد اومد يك كم احوالپرسي كرد و يك چايي خورد و گفت : ( آي شمايي كه مثلاً ۲۰ سال داريد مي ريد امام رضا (ع) و برمي گرديد ، ببينيد خدا رو من شاهد مي گيرم ، براي من تعريف كرد ) آقا ! ۱۲ سال هست كه من بالغ شدم ، يك ركعت نماز در خونه خدا نخوندم ، يك ركعت نماز ! همه گناهي ام كردم ، فقط به دلم برات شده ، من مي خوام برم حرم امام رضا (ع) ، با همين نيتي كه شما گفتيد ، مي خوام برم و حاجت معنويم رو بگيرم . اين رو گفت و رفت ، كي برگشت ؟ ساعت ۳ نصفِ شب ! من بيدار بودم ، اتفاقاً با بچه ها توي آشپزخانه بوديم . ديدم اصلاً حسابي به هم ريخته ، چشماش يه حالتي شده بود ، من مشكوك شدم گفتم نكنه مواد مخدري ، چيزي كشيده ، اصلاً صورتش بهم ريخته ، اومد نشست پهلو من گفتش كه آقا ! اگه من بخوام وضو بگيرم چه جوريه ؟ ( اين اصلاً‌ شيراز نمي دونست كه مسلمونه ، نمي دونست اول بايد روي دست چپش آب بريزه يا دست راستش ) وضو رو بهش ياد داديم ، بعد گفتش كه آقا ترمينال ساعت چند باز مي كنه ؟ گفتم ۴ صبح ، گفت : كاري نداريد ؟ ۲ تا همبرگر با يه تيكه نون برداشت ، گفت تبركاً مي برم ، من برگشتم شيراز ! گفتم : چي شد ؟ گفت : هيچي آدم شدم ! ( من اون شب خيلي دلم شكست ، به امام رضا (ع) گفتم : آقا ! ۰ سال كنار قبرت زندگي كردم هنوز آدم نشدم ) اومديم شيراز شايد يك ماه يا ۲ ماه بعد از كاروان بود ، زنگ زد ، گفت : آقا ! منو مي شناسيد ؟ گفتم : بفرمائيد ! گفت : من همون هستم كه يه شبه سگ اومدم ، آدم برگشتم ! گفت : مي شه خدمتتون برسيم ؟ گفتم : شنبه شب بيا كانون . اومد گفت : من تو نمي يام ، فقط اومدم بهتون همين رو بگم . اومدم شيراز ۴ ميليون و خورده اي پول و يه مقدار وسايل داشتم ، همه رو فروختم همون يك هفته أي كه داشتم مي فروختم يكي مراجعه كرد كه فلان آخوند ، گفته دخترم رومي خوام به تو بدم ، ( مجرد بود ) گفتم به من لات مي خواد دخترش رو بده ؟! گفتن : بله . مي گفت : رفتم ، گفت اين دخترم مهريه اش يك جلد كلام الله مجيد هست و يه مهريه ديگه هم داره ، بايد بري مشهد زندگي كني ؟ كنار امام رضا (ع) ! گفتم : آقا ! قضيه چيه ؟! منو از كجا مي شناسيد ؟! من خودم داشتم مي فروختم برم مشهد . گفت : من كه تو رو نمي شناختم ، ديشب خوابيده بودم ، آقا اومد به خوابم ، گفت : مي ري فلان آ‌درس ، دخترت رو به عقدش در مي ياري مي گي بياد پيش من ،‌ من منتظرشم !!

اينها رو به من گفت و رفت . ديگه هم من نديدمش . ۴ سال من نديدمش . اينه امام رضا (ع) اين آقا كيه ؟!مي خواي يه جوري امام رضا رو بشناسي ، بفهمي ، نمي توني ! فقط من اينقدر فهميدم ، اينقدر اين آقا كريمه ، كه به من بدم نگاه مي كنه ، اينو فهميدم از ته دل فهميدم . ولي اگه خوب باشي چه جوري نگات مي كنه ؟!مي خواي خوب باشي ؟ مي خواي خوب بشي ؟ پرونده سفر مشهدِت بازه ، گريه هاي امشبت رو هم مي نويسند ، يا امام رضا (ع) .

حالا اون قضيه كه براتون گفتم ، نقل كنم ، چند شب پيش كه ما يزد بوديم يك خادمي از امام رضا (ع) هم اومده بود ، مي گفتش كه چند هفته پيش كه براي افتتاح طرح جديد حرم امام رضا (ع) رفته بوديم ، همه كساني كه به نحوي سهيم بودن ، براي افتتاح دعوت شده بودن ، بين اونها يك مهندس اتريشي بود كه كارش طراحي سردرها بود ، اين هم نامه نوشتن كه به خرج امام رضا (ع) بيا مهمون مايي ، گفت اين مهندس كه براي بازديد اومده بود ، منم همراش بودم ، جاهاي مختلف حرم رو نشون مي دادم . تا اينكه رسيديم جلوي پنجره فولاد ، وقتي ديد يه عده اي كنار پنجره فولاد خوابيدند ، گفت : آقا ! اينا چرا اينجا خوابيدن ؟ گفتم : اينا مريضند ، اومدن از امام رضا (ع) شفا بگيرن . يه نگاهي كرد گفت يعني اين آقا مريضا رو شفا مي ده ؟! گفتم بله ، گفت تا حالا كسي رو شفا هم داده ؟! گفتم الاماشاء الله ! ( آي مريض هاي گناه ! امشب شفاتون رو بگيريد )ديگه هيچي نگفت ، چشماي اين مهندس اتريشي پر از اشك شد رفت سمت پنجره سرش رو گذاشت رو پنجره و يك چيزي به زبون خودش گفت ، مترجم كه حساس شده بود گوش داد ، بعد اومد اين طرف ، ديدم مترجمه داره گريه مي كنه ، گفتم : چيه ؟ اين مهندس اتريشي چي مي گه ؟ گفت : داره مي گه : يا امام رضا ! پسرم فلجه ، اينا مي گن تو مريضها رو شفا مي دي . خادم ادامه داد كه ساعت سه يا چهار نيمه شب بود ، خوابيده بودم ديدم مترجم و مهندس اتريشي سراسيمه اومدند و در زدند ، در رو باز كردم ، مهندس داشت گريه مي كرد ، پرسيدم : چي شده ؟ گفت : آقا جون ! منو به جايي ببر مي خوام شيعه بشم . نشوندمش تا آروم شد ، گفتم : بگو ببينم چي شده ؟! مي گفت تو اطاقم خوابيده بودم ، تلفن چي گفت : از اتريش زنت زنگ زده ، پشت خط منتظره ، گوشي رو برداشتم ، زنم داشت گريه مي كرد ، از من پرسيد: شوهرم تو كجا رفتي ؟ تو ايران چه خبره ؟ گفتم : چطور مگه ؟ اتفاقي افتاده ؟ همسرم گفت : تو اتاق نشسته بودم ديدم بچه ام توي اتاق روي پاش ايستاده ، دور اتاق داره مي گرده . يه چيزي مي گه من نمي فهمم چي مي گه . همين طور كه راه مي ره ، داره گريه مي كنه ، حالش خوب شده . گوشي رو مي دم خودش اون حرفي روكه داره مي زنه گوش كن ، ببين متوجه مي شي چي داره مي گه ؟ من كه نمي فهمم . و بعد گوشي رو داد به پسرم ، پسرم با همون زبون و لهجه اتريشي داره مي گه يا امام رضا ! با گريه پرسيدم : پسرم چي شده ؟ جواب داد : بابا ! خوابيده بودم يك وقت ديدم در اتاق باز شد يه آقاي دوست داشتني و زيبا و مهربان وارد شد ، يه دستي بر روي پاهام كشيد ، گفت : پاشو راه برو ، گفتم : آقا جون اسمت چيه ؟ گفت : امام رضا (ع) هستم ، فقط به بابات بگو يادش نره چه قولي به من داده ! من از اين خادم پرسيدم الان كجاست ؟ گفت : اومده مشهد زندگي مي كنه ، زن و بچه اش رو با خودش آورده . بهش گفتم اگه بتوني تو اين كاروان بياريش خيلي خوبه ، يك قولي به من داده ، يك بارم اونجا برات تعريف كنه خودش تعريف كنه ، اما من امشب اينو مي خوام بگم بچه فلج تو اتريش خوابيده ، امام رضا (ع) كمكش مي كنه تو رو هم كمك مي كنه ، فقط جاي امام رضا (ع) خالي بود تو كربلا .

دیدگاه ها