نمایش نوار ابزار

سفر پوتین به ایران و حضورش در تهران

چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۴

تحولات کنونی در جهان بسیاری از صاحب نظران و نخبگان در حوزه سیاست و روابط بین الملل به این تفکر واداشت که جهان دستخوش تغییرات عمده‌ای در حوزه‌ی ژئوپلیتیک شده است.


ظهور قدرت بلا منازع چین در شرق آسیا، برزیل در آمریکای لاتین، آلمان در اروپا، هند در جنوب آسیا، روسیه در شرق اروپا، و جمهوری اسلامی ایران درمنطقه‌ی غرب آسیا باعث شده تا نظم پیشین نظام سلطه که برای چندین دهه در مناطقی از جهان حاکم بود، دستخوش  دگرگونی های عمده‌ای شود. برای مثال، ظهور قدرت چین در شرق آسیا تا حدی اهمیت دارد که سبب شده است ایالات متحده از بیم سیطره‌ی نظم چینی در آسیای شرقی، موافقت‌نامه‌ی ترانس‌پاسیفیک (TPP) را با یازده کشور حاشیه‌ی اقیانوس آرام امضا کند.

نظم سنتی نظام سلطه در منطقه‌ی مهم غرب آسیا که از سال ۱۹۷۳ (یعنی جنگ اعراب و رژیم صهیونیستی) با حضور ایالات متحده برای بقای موجودیت رژیم صهیونیستی  ایجاد و سبب حضور و دوام چهاردهه‌ای در این منطقه شده نیز اکنون فروپاشیده است. یک ویژگی مهم نظم  نظام سلطه، گسترش ناامنی ، ایجاد بحران و درگیری در این منطقه بوده است.

حمایت از صدام، جنگ کویت، یورش به افغانستان و پاکستان و عراق، جنگ‌طلبی علیه لبنان، حمایت از کشتار مردم بی‌ دفاع غزه، حمایت مالی و نظامی از گروه‌های تروریستی تکفیری،صهیونیستی در سوریه و حمایت از حمله‌ی وحشیانه آل سعود به مردم مظلوم یمن، نشان‌دهنده‌ی این  واقعیت است که نظم مورد  نظام سلطه، نظمی مبتنی بر ایجاد بحران و نا امنی در منطقه و ایجاد درگیری، تنش و تشدید اختلافات قومی و مذهبی و سیاسی در منطقه بوده است.از سویی نظام سلطه در ایجاد نظم مبتنی بر جنگ و درگیری نیز دچار  ضعف وناتوانی شده‌ به گونه ای که این ناتوانی  به حدی بوده است که حتی سیاستمداران جنگ‌طلبی همچون برژینسکی نیز با جنگی جدید مخالفت کرده‌اند؛ آنجایی که وی خطاب به سناتورهایی که در مخالفت با توافق هسته‌ای غرب با جمهوری اسلامی ایران، به مقامات این کشور نامه نوشتند، گفت: «مانع‌تراشی در مقابل توافق با جمهوری اسلامی ایران، بازی سیاسی نیست، بلکه بازی با آتش است.»

او اضافه کرد: «سناتورها باید از خودشان بپرسند که آیا وقوع جنگ دیگری می‌تواند منافع آمریکا را تأمین کند.»، تمامی اینها یعنی آنکه جهان آن‌گونه که مقامات آمریکایی تصور می‌کردند، پیش نرفته است. بنابراین «سنگ‌بنای نظم فعلی باید تغییر کند و زیربنای نظم آمریکایی به زیربنای نظم غیرآمریکایی تبدیل شود.» ، همچنین کنت شورتگن، کشورهای عضو گروه بریکس را در حال قدرت یافتن بیشتر و پایان دادن به سلطه‌ی چهارصدساله‌ی غرب برای تعیین سرنوشت جهان دانسته و پیوستن کشورهای روبه‌توسعه در آینده به این گروه را یکی از اتفاقات مهم و تأثیرگذار سال‌های آتی خوانده است. شورتگن این اتحاد اقتصادی را موجب شکل‌گیری اتحاد بزرگ سیاسی علیه بلوک غرب برشمرده است.در مقابل نظم مبتنی بر  ناامنی و درگیری  و ایجاد بحران توسط نظام سلطه در جهان، نظم مبتنی بر «مردم‌سالاری دینی» جمهوری اسلامی قرار دارد.

نظمی که در آن استقلال،عزت، اقتدار و پیشرفت کشورهای جهان اسلام مبتنی بر اندیشه اسلامی اولویت اساسی دارد و اساساً بر همین مبناست که بر مبنای بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران با آمریکا در منطقه، ۱۸۰ درجه با یکدیگر تفاوت دارند. چراکه مدل نظمی که این دو کشور برای حل مشکلات و بحران‌های منطقه در نظر گرفته‌اند، با یکدیگر تفاوت اساسی دارد و هیچیگاه در راستای یکدیگر قرار نخواهند گرفت. نظام سلطه خواهان  ادامه بحران و نامنی  وافزایش خصومت‌ها و تنش‌ها و درگیری‌هاست وجمهوری اسلامی ایران که طلایه دار تمدن اسلامی است خواهان استقلال،عزت، اقتدار ، پیشرفت کشورهای جهان اسلام است. تجربه‌ی  وقایع محدثه سال‌های اخیر در منطقه نشان داده است آن نظمی که جواب‌گوی حل بحران‌های منطقه‌ای است، نظم و منطق  نظام جمهوری اسلامی است.

این اهمیت در ناگزیری  نظام سلطه از دعوت از ایران برای حل  بحران سوریه، به‌دلیل قدرت و منطق مستدل جمهوری اسلامی ایران، خود را نشان داده است.  بدون تردید نظام سلطه به‌دلیل رویکرد منطقی جمهوری اسلامی نسبت به حضور در منطقه در دفاع از  مقاومت مردم مظلوم منطقه، مایل به  پذیرش  اقتدار جمهوری اسلامی ایران و مشارکت این کشور در حل معادلات منطقه نبوده و نیستند و با توجه به عجز خود درحل بحران سوریه به ناچار دست به دامن جمهوری اسلامی ایران و پذیرش نقش منطقه ای آن در حل بحران سوریه شده اند. و در نهایت پس از حل بحران سوریه ، با توجه به نقش جمهوری اسلامی ایران در جهان اسلام  راهی جز پذیرش پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران در حل مسئله فلسطین نخواهند داشت. اجلاس اخیر مجمع گازی سران کشورهای تولید و صادر کننده گاز جهان که بیش از ۷۰ در صد منبع گاز جهان را در اختیار دارند همانند قدرت اقتصادی بریکس در زمینه انرژی می تواند نظم نوینی در زمینه تحول در دیپلماسی انرژی در منطقه و جهان ایجاد نماید.

برگزاری اجلاس سران گازی جهان در تهران بهانه ای بود برای برخی از سران کشور های جهان از جمله ولادیمیر پوتین رئیس جمهور فدراسیون روسیه که در کنار حضور خود در این اجلاس  دیدار مهمی با رهبر معظم انقلاب داشته باشد. در این دیدار مقام معظم رهبری بیانات و نکات مهمی  پیرامون مسایل مهم منطقه  با توجه به نقش ژئو پلیتیک جمهوری اسلامی ایران و روسیه ایراد فرمودند. از جمله استقبال ایشان از گسترش بیشتر همکاریهای «دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی»  و همچنین ایشان از حضور تأثیرگذار مسکو در مسائل منطقه‌ای به‌ویژه سوریه تمجید کردند. ایشان افزودند: نقشه بلندمدت امریکا برای منطقه به زیان همه ملتها و کشورها به‌ویژه ایران و روسیه است و باید با هوشمندی و تعامل نزدیکتر، آن را خنثی کرد..

مقام معظم رهبری با اشاره به همکاری مناسب تهران- مسکو در عرصه‌های سیاسی- امنیتی، مواضع رئیس‌جمهور روسیه به‌ویژه در یکسال و نیم اخیر را در مسائل مختلف، خیلی خوب و مبتکرانه خواندند و افزودند: امریکایی‌ها همیشه تلاش می‌کنند رقبای خود را در موضع انفعال قرار دهند اما شما این سیاست را خنثی کردید.

ایشان، تصمیمات و اقدامات مسکو در موضوع سوریه را موجب افزایش اعتبار منطقه‌ای و جهانی روسیه و شخص آقای پوتین برشمردند و افزودند: امریکایی‌ها در نقشه‌ای بلندمدت، درصددند با تسلط بر سوریه و سپس گسترش کنترل خود بر منطقه، خلأ تاریخی تسلط نداشتن بر غرب آسیا را جبران کنند که این نقشه تهدیدی برای همه ملتها و کشورها به‌ویژه روسیه و ایران است.

امریکایی‌ها و دنباله‌های آنها در مسئله سوریه درصددند اهداف تحقق نیافته خود از راه نظامی را در عرصه سیاسی و پای میز مذاکره محقق کنند که باید با هوشمندی و از موضع فعال، جلوی این کار را گرفت.ایشان کمکهای باواسطه و بی‌واسطه امریکایی‌ها به گروههای تروریستی از جمله داعش را از دیگر نقاط ضعف آشکار سیاستهای امریکا خواندند و افزودند: همکاری با کشورهایی که به‌خاطر حمایت از تروریستها اعتباری در افکار عمومی منطقه و جهان ندارند نشان می‌دهد امریکایی‌ها از دیپلماسی شرافتمندانه برخوردار نیستند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی، حل صحیح موضوع سوریه را بسیار مهم و در آینده منطقه تأثیرگذار برشمردند و خاطرنشان کردند: اگر تروریستهایی که این جنایات را در سوریه مرتکب می‌شوند سرکوب نشوند، دامنه فعالیتهای مخرّب آنها به آسیای میانه و مناطق دیگر گسترش خواهد یافت. در این دیدار رئیس‌جمهور روسیه نیز با اشاره به تجربیات ارزشمند رهبر انقلاب اسلامی و ابراز خشنودی از دیدار ایشان گفت: توسعه روابط دو کشور از جمله در عرصه فناوری، هوافضا و تکنولوژیهای پیشرفته شتاب بیشتری یافته و ما بسیار خرسندیم که با جمهوری اسلامی ایران در موضوع امنیت و حل‌وفصل بحرانهای منطقه‌ای و جهانی نیز همکاری بسیار فعالی داریم. آقای پوتین جمهوری اسلامی را کشوری مستقل، استوار و با دورنمایی بسیار خوب ارزیابی کرد و گفت: شما را متحدی مطمئن و قابل تکیه در منطقه و جهان می‌دانیم.

رئیس‌جمهور روسیه گفت: ما متعهدیم که بر خلاف برخی‌ها به شرکایمان از پشت خنجر نزنیم و هیچ‌وقت در پشت پرده اقدامی بر ضد دوستانمان انجام ندهیم و اگر اختلافی هم داشته باشیم، با صحبت به تفاهم برسیم.

آقای پوتین مواضع دو کشور در موضوع سوریه را بسیار نزدیک خواند و با اشاره به اهمیت فراوان همکاریها در این زمینه گفت: ما نیز تأکید داریم که حل بحران سوریه فقط از طریق سیاسی و پذیرش رأی مردم این کشور و خواست همه اقوام و گروههای سوری امکان‌پذیر است و هیچکس حق ندارد نظر خود را به مردم این کشور تحمیل کند و به‌جای آنها درباره ساختار حکومت و سرنوشت رئیس‌جمهور سوریه تصمیم بگیرد.

رئیس‌جمهور روسیه تأکید کرد: همانطور که جنابعالی فرمودید امریکایی‌ها می‌خواهند اهداف محقق نشده خود را در میدان درگیریهای سوریه، پای میز مذاکره پیگیری کنند و ما مراقب این مسئله هستیم. ولادیمیر پوتین با تأکید بر ادامه حملات این کشور به گروههای تروریستی در سوریه، همکاری و همفکری تهران- مسکو را درباره روند حل سیاسی مسئله سوریه کاملاً ضروری خواند و گفت: کسانی که در جهان ادعای دموکراسی دارند نمی‌توانند با انتخابات در سوریه مخالفت کنند..

همانگونه که به نظر می رسد پیوند های عمیق ژئو پلیتیکی بین جمهوری اسلامی ایران و روسیه در تغییر ژئوپلیتیک منطقه بر قرار است. از مظاهر این پیوند می توان به اتفاق جدیدی که در این نظم جدید صورت گرفت اشاره نمود و آن پیوستن روسیه به ائتلاف محور مقاومت برای مبارزه با گروه‌های تروریستی تکفیری صهیونیستی در سوریه بود. با شروع حمایت هوایی روس‌ها از سوریه و اعلام هماهنگی این کشور با جمهوری اسلامی ایران که در رسانه‌های غربی از آن تحت عنوان «ائتلاف ۴+۱» (ایران، روسیه، عراق و سوریه به‌همراه حزب‌الله) یاد شد، میخ محکمی بر تابوت «نظم‌سازی منطقه‌ای»  نظام سلطه وارد شد.

هنری کسینجر نیز با اظهار تأسف از این «ائتلاف جدید شکل‌گرفته»، نگرانی خود را نسبت به از بین رفتن نظم منطقه‌ای آمریکا، این‌چنین بیان می‌کند: «حضور نیروهای روسی در منطقه (با هر انگیزه‌ای که باشد) و همچنین مشارکت آن‌ها در عملیات جنگی، سبب ایجاد چالش برای سیاست آمریکا در قبال منطقه‌ی خاورمیانه شده [است]؛ سیاستی که به‌مدت چهار دهه به چالش کشیده نشده بود. ایوان تیموویف، مسئول برنامه‌ی شورای روابط بین‌الملل روسیه در راشا دایرکت نیز برآن است که «استراتژی جدید روسیه در سوریه، بخش اعظم معادلات در این منطقه را به هم ریخته و فضای تازه‌ای باز کرده است که به زاویه‌های نوینی وصل می‌شوند.» وی در بیان اصول جدید سیاست خارجی روسیه اظهار می‌دارد: «روسیه در حال تبدیل شدن به یک بازیگر سیاسی-نظامی فعال‌تر در بیرون از مرزهای خود است. اگرچه این نقش‌آفرینی به‌علت منابع محدود روسیه، گزینشی و هدفمند خواهد بود.

نظام سلطه از این پیوند بین روسیه و ایران، که  باعث سیستم موازنه‌ی قدرت قدیمی و نظم سنتی-آمریکایی در منطقه‌ی غرب آسیا (که همیشه به نفع آمریکا و متحدان منطقه‌ای او تصویر می‌شد) دچار تغییرات عظیمی شود، نگران‌اند. این موضوع (از بین رفتن موازنه‌ی قوا و نظم سنتی به‌عنوان شاکله‌ی نظم غربی)  هشدار سیاتمداران کهنه نظام سلطه را بدنبال داشته است.حضور ولادیمیر پوتین در جمهوری اسلامی ایران و ملاقات او با  مقام معظم رهبری نیز از همین زاویه قابل تحلیل و اهمیت است. از یک‌سو نشان‌دهنده‌ی قدرت تعیین‌کننده‌ی جمهوری اسلامی ایران است و از دیگر سو، نشان‌دهنده‌ی شکل‌گیری نظمی جدید است که کاملاً متناقض با نظم  نظام سلطه است.

تحلیلگر و نویسنده:

مهدی شرکائی

دیدگاه ها