نمایش نوار ابزار

حجت الا سلام مهدی شرکائی در جمع دانش آموزان دبیرستان صادقیه روستای اشتران چنین گفت:

یکشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۷

گناهان زبان زیاد است. چاپلوسی، پرگویی، بهتان و تهمت، یاوه گویی، جاسوسی بیجا، قطع سخن مردم، حرف شهید را منع کردن، تنگ گوشی یا نجوا، نیش و طعنه، منت، نفرین، فحش، سخن چینی، بد حرف زدن، سؤال بیجا، مسخره، حرف زدن بدون علم، اهانت، جدال، اظهار فقر، فخر فروشی، القاء شبهه و تشکیک، تظاهر به کتمان، ترویج باطل، لاف زدن و ادعای بیجا، سفارش بیجا، انتقاد بیجا، افشاگری بیجا، بیان کمبودها، بلند حرف زدن، بیان عیوب، تبریک نابجا، برائت و …

و این یک چیز عمومی است. دانشمند و بی سواد و همه و همه. بین زن و شوهر.

شوهر یک چیزی می گوید، چند هفته تلخ می شود.

زن یک کاری می کند در زندگی طوفان می شود.

مسأله زبان مسأله مهمی است.

بنابراین چون یک بلای عمومی است .

۱- سخن گفتن و سکوت

بحث بسیار آبکی است اما از نظر عمل تمام ریشه های خانواده ها را از هم متلاشی می کند.

زبان خیلی راحت به هر طرف می گردد.

گوشت نرم است،

خرج ندارد.

زحمت ندارد.

دنده عوض کردن ندارد.

اگر دنده ماشین را بخواهی عوض کنی یک تلاشی می خواهد.

همین مقداری که نرم است و به هر طرف می گردد نفع و سود دارد.

مثلاً در بلعیدن غذا،

در تمیز کردن دهان،

در حرف زدن، نقش اساسی دارد.

ولی خطر این زبان بسیار زیاد است و این زبان کوچک چه فتنه های بزرگی را به همراه می آورد.

۲- تشویق مجرمان و بی احترامی به والدین

یکی از گناهان زبان مسأله تشویق و کمک زبانی است.

قَالَ الصَّادِقُ (ع) :«مَنْ أَعَانَ عَلَی مُؤْمِنٍ بِشَطْرِ کَلِمَه یٍ جَاءَ یَوْمَ الْقِیَامَه یِ وَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ مَکْتُوبٌ آیِسٌ مِنْ رَحْمَه یِ اللَّهِ» (من لایحضره الفقیه/ ج /۴ ص ۹۴)

به کسی جنایتی می شود و شما با سر زبانت تأیید می کنی. ضمن این که می گویی دستتان درد نکند، آفرین اگر با یک نوک زبان گناهی را تصدیق کردیم امام صادق (ع) فرمود: روز قیامت وقتی آمد روی پیشانیش این ثبت شده است. «آیِسٌ مِنْ رَحْمَه یِ اللَّهِ»یعنی رحمت خدا شامل ایشان نمی شود.

روایت داریم روز قیامت قطره خونی می ریزد روی سینه انسان. انسان نگاه می کند و می گوید این چیست؟ می گوید تو هم با یک تصدیقت در همین اعدام نابجایی که شد راضی بودی. و در روزنامه تبریک گفتی. به هر حال با زبانت توانستی. این هم سهم تو.

بد زبانی نسبت به پدر و مادر: روایت و آیات زیاد داریم.

«فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ» (اسراء/۲۳)

امام (ع) فرمود: حتی اگر دو تا انسان به هم تشر بزنند و اف بگویند آن ولایت و محبتی که بین این دو تا هست قیچی می شود. امام (ع) فرمود: اگر پدر و مادر احیاناً کتک زدند، اف گفتن به پدر و مادر ممنوع، و صدایتان را بالاتر نکنید.

۳- امر به منکر و بدی ها

یکی از گناهان دیگر مسأله امر به منکر است. ما در اسلام امر به معروف داریم اما امر به منکر نداریم. یعنی مادر به دختر کوچکش دستور می دهد که حجابت را بردار. نمی خواهد نماز بخوانی. امر به منکر قرآن می فرماید:

«الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ» (توبه/۶۷)

منافقین با هم پیوند دارند. امر به منکر می کند. یعنی طرف را به سمت فساد دعوت می کند. بالخصوص استعدادهای نابغه. من رفته بودم زندان دیدن معتادها دیدم بسیاری از آنها آدم های رده بالا هستند. در یک طبقه ممتازی هستند و آنها را معتاد کرده اند.

حاضر هستند که به هر جوان ایرانی یک دستگاه ماهواره بدهند به شرط این که جوان ایرانی ما از مبارزه و علم و کتاب قطع بشود.

قرآن می گوید:

«إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِیَصُدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ فَسَیُنْفِقُونَها ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَه یً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَ الَّذینَ کَفَرُوا إِلی جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ» (انفال/۳۶)

انفاق می کنند پولهایشان. تا این که جلوی راه خدا را بگیرند. قرآن می گوید:

«ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَه یً» انفاق کردند اما همه پولها حسرت بود. مثلاً کویت به صدام چقدر پول داد تا راه خدا را در ایران بشکند. آمریکا شاه را تقویت کرد. اما «ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَه یً»

آیه اول سوره حشر آیه قشنگی است.

«هُوَ الَّذی أَخْرَجَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مِنْ دِیارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ما ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنینَ فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصارِ» (حشر/۲)

خداوند قدرتی است که اهل کفر را از خانه شان بیرون کرد.

«ما ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا» شما گمان نمی کردید که اینها را بیرون روند.

«وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ» خودشان هم فکر می کردند که هیچ قدرتی نمی تواند آنها را بیرون کند. اما «فَأَتاهُمُ اللَّهُ» قهر خدا بر سر آنها ریخت.

«مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا» از راهی که حساب نمی کردند و رعب و ترس در وجودشان حاکم شد.

«یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدیهِمْ» اسناد خودشان را با دست خودشان ریز ریز کردند. بافت خودشان را پنبه کردند. آثاری که خودشان بایگانی داشتند، خودشان با دست خودشان خراب کردند.

«وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنینَ فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصارِ» عبرت بگیرید اگر خدا اراده کند، از راهی که فکر نمی کردید قهر خدا می آید.

امر به منکر. البته این را باید بگویم که امر به منکر قدم به قدم دارد. شیطان یک سیاست دارد بنام سیاست گام به گام. قرآن می گوید:

«وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» (بقره/۱۶۸)دنبال گام شیطان نرو.

در زمان شاه پهلوی جوانی آمد  نزد من و گریه کرد. گفتم چی شده؟ گفت: من هر سال در فلان استان شاگرد اول می شدم و همیشه مطرح بودم ولی امسال من سقوط کرده ام. من دارم از غصه منفجر می شوم. کسی که هر سال شاگرد اول می شد امسال سقوط کرد. برای چه؟ گفت: رفیقی داشتم و خلاصه کم کم من را برد دنبال یکسری چیزها و علاقه دیگری در ذهن من به وجود آورد. به جای عشق به تحصیل عشق دیگری بر من حاکم شد و لذا چشمم روی کتاب است اما فکرم کار نمی کند. یک مقدار گریه کرد و یک مقدار با او صحبت کردم. و او چون ناراحت بود از این کاری که می کند خدا هم دست او را گرفت. بعد از انقلاب وارد جبهه شد و شیرینکاری خوبی در منطقه کرد و بالاخره هم به درجه شهادت رسید و نگذاشت که در شهوت فنا شود و به درجه شهادت نائل شد. آدم خیلی باید مواظب باشد.

۴- انحراف و گمراهی دیگران و نفرین کردن

اضلال:

یکی از گناهان هم اضلال است. یعنی منحرف کردن. با کتاب، سرود، فیلم، عکس. قرآن می گوید:

روز قیامت یکسری آدم هایی که گمراه شده اند، نفرین می کنند. می گویند خدایا عذاب این افراد را دو برابر کن.

«هؤُلاءِ أَضَلُّونا» (اعراف/۳۸)

خدایا اینها ما را اضلال کردند. ما را منحرف کردند. خدایا عذابشان را دوبله کن. برای خود شما هم دوبله است برای این که نباید دنبالش بروید.

یک مردی یک روز بی پول شده بود. چون بی پول شده بود عوض این که برود و پول به دست بیاورد شروع کرد به دین تراشی کردن و یک عده از مردم را منحرف کرد. افرادی هستند که وقتی بی پول می شوند مثلاً دلقک می شوند برای این که مردم جمع شوند و پول به او بدهند. دست به همه کاری می زند. ایشان آمد گفت: ای امام صادق (ع) بنده بی پول شده ام. برای کسب دست به یک سری کارهای بد زده ام و یک سری از مردم را منحرف کرده ام. حالا من پشیمان هستم باید چه کار کنم؟ امام (ع) فرمود: تمام افرادی که گمراه کرده ای باید به آنها بگویی که من شما را گمراه کرده ام.

بعضی کارها با استغفار و توبه بخشیده می شود اما این نه. مثلاً یک آخوندی اگر یک چیزی را اشتباه بگوید باید هفته دیگر بگوید ایها الناس غلط گفته ام. چون مسأله مسأله انحراف فکری است.

خدا به کسی که دزد است می گوید ظالم اما کسی که فکر مردم را بدزدد می گوید: «أَظْلَمُ» .

«فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً» (انعام/۱۴۴) کسی که بر خدا، دین سازی، بدعت گذاری انحراف بکند چه کسی از او ظالم تر است. بزرگترین دزد است.

یکی از گناهان مسأله نفرین است.

متأسفانه نفرین در جامعه ما کم نیست. بسیار نفرین می کنند. پیغمبر فرمود:

«لَعْنُ المُؤمِنِ کَقَتْلِهَ» (الصوارم المهرقه ی/ ص ۲۲۳)کسی اگر به کسی نفرین کند انگار او را کشته است. خداوند من را مبعوث نکرده کسی را لعنت بکنم.

کسی که زبانش با فحش و لعنت و نفرین مأنوس بشود، این روز قیامت شفیع نمی شود. حتی پیغمبر فرمود به خودتان هم نفرین نکنید. خدا مرگم بدهد. چرا می گویی؟ به خودتان نفرین نکنید به بچه هایتان به مالتان نفرین نکنید. بعضی افراد می گویند مرگ به این سرمایه، سرمایه که بد نیست.

روز نحس نیست، مال نحس نیست، بچه نحس نیست، خودمان نحس نیستیم، فقط بدی در انتخاب های ما است. انتخاب رفیق، انتخاب همسر. همه عیب ها دست خودمان است.

امام صادق (ع) فرمود: اگر کسی به بچه هایش نفرین کند دچار فقر می شود.

قَالَ الصَّادِقُ (ع) :«أَیُّمَا رَجُلٍ دَعَا عَلَی وُلْدِهِ أَوْرَثَهُ الله الْفَقْرَ» (عده یالداعی/ ص ۸۹)

فقر نفرین به بچه سبب فقر است.

۵- قضاوت نابجا و شفاعت و واسطه گری گناه

یکی از گناهان، قضاوت نابجا است. قاضی چهار رقم داریم. سه رقم می روند جهنم یک رقم خوب است.

انواع قضاوت:

۱- نمی داند و کج می گوید. نمی داند و دری وری می گوید. خبر ندارد قضاوت هم می کند.

۲- می داند و کج قضاوت می کند.

۳- نمی داند ولی صحیح می گوید. این هم جهنم می رود مثل کسی که معماری بلد نیست اما یک کاری می کند درست و خوب. این سه رقم اهل دوزخ هستند.

فقط یک قاضی اهل بهشت است.

۴-آن که می داند و صحیح قضاوت می کند. یعنی هم از نظر فنی کارش کامل است و هم از نظر ایمانی کم ندارد.

من از یک ماما، بسیار لذت بردم. ششم مهر بچه متولد شد. چند روز پیش درتهران می گفت رفتم گفتم این را بنویس ۲۹ شهریور برای این که در مدرسه یک سال عقب نیفتد. این خانم پزشک گفت: دروغ نمی نویسم. یک همچنین کسی کم است. اینها عزیز هستند. اینها نفوذناپذیر هستند. اینها مؤمن واقعی هستند.

به امیرالمؤمنین (ع) گفتند: اگر دروغ بگویی، حکومت را می بریم در خط. گفت من دروغ نمی گویم. گفت: بگو من طبق کتاب خدا و سنت پیغمبرصلی الله علیه و آله و طبق حرکتی که خلیفه اول و دوم کرده اند. گفت: من فرمان خدا را قبول دارم سنت پیغمبر صلی الله علیه و آله را قبول دارم اما حرکت خلیفه اول و دوم را قبول ندارم. فرمود: با دروغ روزه بگیرم؟ با الاغ دزدی به مکه بروم؟ این کار را نمی کنم.

البته مردم ما بدانند اگر کسی با دروغ ششم مهر را ۲۹ شهریور کرد بچه اش یک سال جلو می افتد اما بچه ای که روز تولدش بر اساس دروغ شد ۵ سال پشت کنکور می ماند.

آنقدر آدم هایی هستند که با دروغ همیشه کم دارند و هشتشان گرو نهشان است و آنقدر آدم هایی هستند که سعی می کنند دروغ نگویند و خود خدا «ثُمَّ السَّبیلَ یَسَّرَهُ» (عبس/۲۰). خود خدا کارهایشان را درست می کند. «توَکَّلْتُ عَلَی اللَّه» همین است. کارهایشان را به خدا واگذار می کنند.

به شاگردش گفت اگر مشتری آمد گفت: این جنس را چند خریدی اگر دیدی من دروغ گفتم همانجا تف بینداز توی صورت من و اگر ساکت شدی بیرونت می کنم. من می خواهم سعی کنم دروغ نگویم. بله شد که بدون دروغ زندگی کند.

یکی از گناهان دلالی است. درباره دلالی در قرآن دو تا آیه داریم. دلالی یعنی شفاعت. یک آیه داریم. می فرماید:

«مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَه یً حَسَنَه یً یَکُنْ لَهُ نَصیبٌ مِنْها وَ مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَه یً سَیِّئَه یً یَکُنْ لَهُ کِفْلٌ مِنْها» (نساء/۸۵)

یکی کسی که دلالی خوب بکند. کسی که دلالی بد بکند. در مورد دلالی آیات زیادی داریم. مثلاً دو نفر می روند یک دختر بد حجاب آن طرف خیابان است. یکی دید و می گوید ببین. نگاه کن. حدیث داریم آن کسی که گفت ببین و نفر بعد دید گناهی که دومی می کند دوبله حساب می شود. یکی گناه خودش یکی گناه دلال.

۶- مسخره کردن دیگران

یک گناهان زبان هجو است. یعنی یک کسی را مسخره می کنند وسبکش می کنند.

یک کسی را پیدا می کنند که یک نقص داشته باشد مثلاً دماغش، دستش، قدش، و مسخره می کنند. امیر المؤمنین (ع) فرمود: کسی که دلقک بازی ببیند با کسی که دلقک می کند گناهانشان یکی است و فرمود: هر کس کسی را هزل می کرد امام علی (ع) شلاقش می زد.

آبروی مردم محترم هستند حتی بچه را نباید مسخره کرد.

یک بچه ای را دادند دست پیغمبر (ص) که برایش نام بگذارد. اذان بگوید. این بچه ادرار کرد. لباس پیغمبر (ص) نجس شد. مادر یک شیون زد. پیغمبر (ص) گفت چه حقی داشتی شیون زدی؟ نجس بشود می شویم. تو چه حقی داشتی داد بزنی.

مسلمان کیست؟ حدیث داریم مسلمان کسی است که مردم از دست و زبانش در امان باشند. از او نترسند.

خوب حالا یک خرده در مورد سکوت صحبت می کنیم. درباره سکوت بسیار سفارش شده است.

۷- اهمیت و ارزش سکوت

این حدیث را از ابن ابی الحدید دیدم. قال علی (ع) :

«من وقی شر قبقبه و ذبذبه و لقلقه فقد وقی» (شرح نهج البلاغه/ج /۱۰ص ۱۳۶)

قبقب: شکم.

ذبذب: شهوت.

لقلق: زبان.

اگر کسی بتواند از شر شکم و شهوت و زبان حفظ شود این اهل نجات است. یعنی مردم یا در شکم سقوط می کنند یا در. . .

امیرالمؤمنین (ع) را مهمان می کردند، می رفت خانه غذا می خورد بعد می رفت. می گفتند علی امشب مهمانی است. می گفت چون گرسنه ام. . . . می ترسم برای شکم به مهمانی بروم. می روم خانه یک چیزی می خورم که وقتی می روم مهمانی برای رضای خدا به مهمانی بروم. من غذا می خورم که مهمانی برای خدا باشد.

فرق عالم و حکیم چیست؟ عالم کسی است که اطلاعات را بلد است. حکیم کسی است که رشد فکری دارد. ممکن است سواد خواندن و نوشتن هم نداشته باشد.

چهار تا حکیم یکی از روم، یکی از هند، یکی از چین، یکی از فارس، همه با هم نشسته بودند و صحبت می کردند. یکی گفت که من تا حالا پشیمان شده ام که تا حالا گفته ام اما پشیمان نشده ام که چرا نگفته ام. یکی گفت: من جاهایی که نزدم حرف اسیر من است جاهایی که حرف زدم من اسیر حرف هستم. یکی گفت: این حرف ها که می زنیم اگر به خودمان برگردد ضرر نمی کنیم اما نفعی هم ندارد. یکی هم گفت: نگفته قابل جبران است. گفته قابل جبران نیست. و همه اینها نشان دهنده سکوت است.

قَالَ الصَّادِقُ (ع) :

«الصَّمْتُ شِعَارُ الْمُحَقِّقِین بِحَقَائِقِ مَا سَبَقَ وَ جَفَّ الْقَلَمُ بِهِ وَ هُوَ مِفْتَاحُ کُلِّ رَاحَه یٍ مِنَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَه یِ وَ فِیهِ رِضَاءُ الرَّبِّ وَ تَخْفِیفُ الْحِسَابِ وَ الصَّوْنُ مِنَ الْخَطَایَا وَ الزَّلَلِ قَدْ جَعَلَهُ اللَّهُ سِتْراً عَلَی الْجَاهِلِ وَ زَیْناً لِلْعَالِم وَ مَعَهُ عَزْلُ الْهَوَی وَ رِیَاضَه یُ النَّفْسِ وَ حَلَاوَه یُ الْعِبَادَه یِ وَ زَوَالُ قَسْوَه یِ الْقَلْبِ وَ الْعَفَافُ وَ الْمُرُوَّه یُ وَ الظَّرْفُ» (مصباح الشریعه ی/ ص ۱۰۱).

«الصَّمْتُ شِعَارُ الْمُحَقِّقِین» سکوت نشانه آدم محقق است که کم حرف می زند.

«مِفْتَاحُ کُلِّ رَاحَه یٍ» کلید هر راحتی است.

«رِضَاءُ الرَّبِّ» رضایت خدا در کم حرف زدن است.

«تَخْفِیفُ الْحِسَابِ» آدم هایی که کم حرف می زنند روز قیامت حسابشان ساده است.

گاهی وقت ها آدم یک حقی را می گیرد و یک چیزی را با آن قاطی می کند.

امیرالمؤمنین (ع) سخنرانی می کرد یک نفر هم حرفهایش را می نوشت. گفت آقا؛ حرفهایت را یادداشت می کنم و از روی آن سخنرانی می کنم. فرمود:

«هَذَا سَامِرِیُّ هَذِهِ الْأُمَّه ی»(احتجاج/ ج /۱ ص ۱۷۱)

تو همان سامری هستی که گوساله درست می کرد. چون سامری هم طلا را می گرفت با هنر خودش قاطی می کرد. گوساله درست کرد و مردم را دعوت به گوساله پرستی کرد. تو از اثرهای رسول می گیری یعنی از حدیث ها. از یادگاریهای پیغمبر (ص) چیزهایی را می گیری و چیزهایی را با هوی و هوس خودت مخلوط می کنی و یک چیزی می شود.

سکوت

«سِتْراً عَلَی الْجَاهِلِ» پوشاننده جاهل.

«رِیَاضَه یُ النَّفْسِ» خودسازی است.

«حَلَاوَه یُ الْعِبَادَه یِ» اگر می خواهی نمازت را با حال بخوانی لااقل نیم ساعت یک ساعت قبل از نماز حرف نزن. آدم پرحرف لذت عبادت را نمی برد. تیزهوشیش از بین می رود.

خدایا تو را به حق محمد و آل محمد نسل ما را ناموس ما را از هر لغزش و انحراف حفظ بفرما.

دیدگاه ها