نمایش نوار ابزار

حجت الاسلام مهدی شرکائی:

یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۶

برخی از مردم به هوای عبادت های خاص، از عبادت های عام غافل می شوند و عبادت خاص آن ها را به نقطه ای از ارضای معنوی می رساند كه گمان می برند نسبت به خداوند تبارك و تعالی وظیفه ی دیگری در مسیر عبودیت ندارند. مثلاً یك شب قدر بسیار عالی برگزار یا شركت می كند، حال خیلی مناسبی پیدا می كند، توبه می كند، قطعاً خدا می بخشد و همه چیز ردیف می شود، بعد به نقطه ای از ارضای معنوی می رسد كه احساس می كند وظیفه ی عبودیت در پیشگاه خداوند تبارك و تعالی همین بوده است.

» ایام قدر باید بستر تحول رفتاری شود، نه آرامش تخدیری!
جوشن را كامل خوانده ای، ابوحمزه تمام شده، سخنرانی گوش داده ای، غسل زیارت كرده ای، به مشهد یا کربلا رفته ای. ایام قدر به جای اینكه برای عده ای بستر یك تحول رفتاری را ایجاد كند، بستر یك آرامش تخدیری را ایجاد می كند، یعنی به جای اینكه این ها با شب قدر به قیام و حركت در مسیر عبودیت وا داشته شوند و انگیزه پیدا كنند، به یك آرامش تخدیری كه الحمدلله همه چیز خوب و ردیف شد و چقدر عالی بود.

بعد هم می نشیند، عكس ها و برنامه ها را نگاه می كند و می گوید الحمدلله مردم هم پای كار هستند. این اشكال را در كسانی داریم كه بعضاً ٥٠-٦٠-٧٠ سال به عبادت خاص می گذرانند و كاملا از وضعیت خودشان راضی هستند. وقتی قرآن می گوید: “یا ایها الذین آمنوا” خودشان را مخاطب احساس می كنند، می گویند با ماست. كاری به این نداریم كه یك عده از این ها در دامن كبر قرار می گیرند، آن ها در لشكر شیطان ثبت نام كرده اند.

کسی كه متكبر نمی شود، حتی متواضع تر هم می شود، خضوع و خشوعش هم بیشتر می شود، اما این آدم در بهترین گمانی كه می توانیم نسبت به او داشته باشیم این است که جزء كسانی است كه خداوند تبارك و تعالی می گوید: نفهمید عبودیت یعنی چه! این خوش گمان ترین جمله ای است كه می توانیم برای این ها بگوییم! با نهایت حسن ظن، نفهمید!

» هدف از “لیعبدون”، “لیعرفون” بوده است.
مثال تاریخی برخورد امیر المؤمنین(ع) با خواجه ربیع که یكی از هفت نفر ذاكرین كل تاریخ اسلام بوده را برایتان می زنم. نمی توانیم بگوییم خواجه ربیع الان جهنم است، چون دور از كرم خداست، ولی حسن ظن این را می گوید: كسی كه امر امامش را برای عبادت عام به بهانه عبادت خاص كه من یك جا بنشینم، ذكر بگویم و در شبهات هم نباشم، ترك كند، خداوند روز آخرت به این آدم می گوید: نفهمید!

سه، چهار آیه قرآن برایش قرائت می كند كه همه می دانستند هدف ما از بحث “لیعبدون”، “لیعرفون” بوده؛ “ما خلقتُ جن و الانس الا لیعبدون”. منظور ما عرفان بوده، عرفان یعنی شناخت وظیفه ات نسبت به خداوند تبارك و تعالی. الان وظیفه ات چیست؟ یك برهه ای فقط عبادت خاص؛ مثلاً حج و زیارت رفته، اعتكاف رفته، از جامعه كنار كشیده، سه روز در مسجد فقط عبادت خاص، این یك اشتباه، اشتباه دوم كسانی هستند كه عبادت عام را انجام می دهند و به عبادت خاص نمی پردازند! یعنی فقط نیت می كند: كار برای خدا، حتی جهاد! از جهاد بالاتر در عبادت عام نداریم.

» عبادات عام و خاص باید به موازات هم انجام شود.
مثلاً با نهایت افسردگی شب قدر را كنار می كشد، به زائران یا در حرم آقا احمد بن موسی(ع)، كربلا، سرویس می دهد، دارد عبادت عام را انجام می دهد. این آدم خیلی ناراحت است كه شب قدر همه ذكر گفته اند و قرآن به سر گذاشته اند، ما حتی وقت نكرده ایم قرآن را باز كنیم، چه برسد به اینكه بخواهیم ذكر بگوییم! شب قدرمان خراب شد، كه خراب نشد چون عبادت عام بوده است! یا به خدمات اجتماعی می پردازد، یتیم خانه می زند، دارالایتام باز می كند، رسیدگی می كند. این چه کسی است؟ این هم اگر همینطوری از دنیا برود، ما نمی توانیم بگوییم به جهنم رفته. در نهایت حسن ظن كه نگاه می كنیم، كه باید نگاه كنیم، خداوند به این هم می گوید: نفهمید عبودیت یعنی چه!

من چهارده الگو، صد و بیست و چهار هزار الگوی دیگر از یك مدل دیگر، میلیون ها الگو از اولیاء جلویش قرار دادم، در قرآن هم نوشتم: “لقد كان لكم فی رسول الله اسوة حسنه”، از این باید الگو بگیرید، چرا که این الگو، عبادت خاصش در بی نهایت، عبادت عامش هم در بی نهایت به موازات هم بوده، نه وقتی سراغ خدمات اجتماعی می رفت ذكرش را تعطیل می كرد، نه اینکه وقتی سراغ ذكر می رفت، خدماتش را تعطیل می كرد!

+ نکته دوم:
» نقطه خطر پرداختن به عبادات خاص، چیست؟

چه مشكلی پیش می آید؟
آنجا خدا می گوید: نفهمید! این بنده نفهم بود، به بهشت تشریف ببرید. حالا ما می گوییم یا بفهم یا نفهم، ما داخل بهشت بشویم، خیلی فرق نمی كند! خدا هرچه می خواهد بگوید، بگوید! مثلاً بگوید: “ادخلوها بسلام آمنین”، با سلام و صلوات وارد شوید. می تواند هم بگوید: بی شعورها داخل بروید، ما هم برویم!

هرچه بگوید برای ما خیلی فرق نمی كند! می گوییم نه، یك نقطه خطرناك اینجا داریم، آن هم اینكه آن هایی كه فقط به عبادت خاص می پردازند، بعضی وقت ها به درجاتی از غفلت هم دچار می شوند؛ “اقترب للناس حسابهم و هم فی غفلة معرضون”، یعنی این ها پشت كرده اند.

نگفته در غفلت به سر می برند، گفته این ها عمداً رویشان را برگردانده اند. معرضون یعنی اعراض كرده اند. یعنی شاید روز قیامت یك دفعه خدا به این ها گیر بدهد، تو مگر كور و کر بوده ای؟ مگر می شود نشنیده باشی، همه شنیده اند تو نشنیده ای؟

من مشغول حج، زیارت و هیئت بودم، الحمدلله شب قدر گرفتیم، جمعیت هم خیلی خوب آمده بود، الان هم داریم عكس هایش را ویرایش می كنیم كه روی كانالمان بگذاریم، مشغول این ها بوده ایم. می گوید چه كسی گفته این ها عبادت است؟ دو، سه ساعت شب قدر را گفتم عبادت خاص انجام بده. كه چه بشود؟ كه بعد از قدر، برایت یك قیامی اتفاق بیفتد، نه كه بعد از قدر یك قعود و خمودی برای تو اتفاق بیفتد و به نقطه ای از ارضا برسی كه خوب شد، دیگر رفتیم و آدم شدیم و الان هر كسی التماس دعا دارد، من دیگر خجالت نمی كشم بگویم چشم، می گویم چشم دعایتان می كنم.

یكی از نزدیكان مقام معظم رهبری(مد ظله) به ایشان گفته بود آقا ما را دعا بفرمایید. حضرت آقا(حفظه الله) فرموده بودند: من چه ارزشی دارم تو را دعا كنم، من چه هستم كه تو را دعا كنم، اصلا ارزش ندارم!

» بدون عبادت خاص، در مسیر عبادت عام نمی مانی!
می گوید اعتكاف و شب قدرِ چه؟! برو به کار مردم رسیدگی کن، بدبختی ها را برطرف كن، خدمت كن، درس بخوان، پزشك و دكتر شو، از مردم یك دردی را درمان كن، این جلسات و گریه و عزاداری به چه دردی می خورد؟! چه دردی از ما درمان كرده؟! ١٤٠٠سال داریم شب قدر می گیریم، چه اتفاق مثبتی در كره زمین افتاده؟! وقتی این ها تخته گاز در آن مسیر می روند كه گفتیم اگر بمیرند، نمی توانیم بگوییم كه خداوند می گوید به جهنم برو، اما اشكال بزرگ این است كه بدون عبادت خاص، این ها در مسیر عبادت عام باقی نمی مانند، بالاخره می بُرند!

اینقدر آدم داشته ایم كه گفته می خواهم برای امت حزب الله كارتل اقتصادی راه بیندازم تا دردهای مردم را درمان كنم و دیگر وقت هیئت، ذكر، شاهچراغ و كربلا رفتن ندارم، پول هایم را جمع می كنم و دنبال كار و زندگی ام می روم. تا شش ماه، یك سال، دو سال هم همین بوده، بعد آرام آرام پول هایش را برای زندگی خودش جمع كرده! یعنی انگیزه های معنوی انسان هایی كه به عبادت عام می پردازند، خیلی معلوم نیست كه استواری خودش را تا ده، پانزده یا بیست سال حفظ كند!

» چرا خداوند نماز شب را بر پیغمبر(ص) واجب کرده؟
در قرآن که گفته: “لقد كان لكم فی رسول الله اسوة حسنة”، پیغمبر(ص) اینگونه بود، تو از پیغمبر(ص) هم پیغمبرتر شده ای! پیغمبر(ص) عبادت خاصش را ترك می كرد؟ مثلاً می گفت من بخوابم، استراحت كنم و نماز شب نخوانم؟! خدا بر او واجب كرده؛ “قم اللیل الا قلیلا”. این یك سومش است، یك سوم شب را می توانی بخوابی، بقیه اش را باید بلند شوی. واجب است برای من نماز بخوانی، چرا؟ چون خدایی كه ما را خلق كرده و پیغمبر(ص) را الگو قرار داده، می داند كه نوع انسان بدون عبادت خاص، در سنگر عبادت عام نمی ماند.

برای صبح هم گفته باید اینقدر بدوی كه باز من خدا سر و صدایم در بیاید كه “ما انزلنا علیك القرآن لتشقی”، دیگر اینقدر هم نمی خواهد بدوی! چقدر غصه می خوری؟ چقدر مشقت داری؟ قرار نیست كل كره زمین را به بهشت تبدیل كنی! کمی استراحت كن.

» دو بال عبادت خاص و عام نباید رقیق شود، و الا نمی مانی!
غالب مؤمنین و مؤمناتی كه ده، بیست، سی سال مانده اند و كار كرده اند، كسانی هستند كه دو بال عبادت خاص و عامشان رقیق نمی شود. در فرمایشات حضرت امام(ره) نسبت به كسانی كه عبادت عام انجام می دهند، یعنی در جمهوری اسلامی مسئولیت دارند و برای خدا كار می كنند. اصلاً هر جا آدم برای خدا كار كند، در جمهوری غیر اسلامی یا در اتیوپی برود كار كند، پزشك بدون مرز باشد و برای خدا كار كند، عبادت عام است.

ایشان می فرمودند: هر چقدر مسئولیتتان یعنیسطح عبادت عام بالا می رود، ذكر و توسلتان باید بالاتر برود، وگرنه نمی مانید!پیامبر(ص) و امامانمان هم، همین را گفته اند و عمل كرده اند.

» اشتباه امثال مجاهدین خلق و حزب توده و چریک های فدایی چه بود؟
دو آتشه هایی كه اول انقلاب به خط عدالت اجتماعی می زدند، اغلبشان یا فدایی یا حزب توده یا مجاهدین خلق بودند و به قول شهید مطهری اسلام التقاطی داشتند. این ها اول انقلاب یك دفعه موجی راه انداختند كه بساط عزاداری و سینه زنی و دعا و مسجد و آخوند را جمع کنید! آخوند خوب كسی است كه وسط روستا كارگری می كند. پنجاه درصد حرف هایشان درست بود، اما جمع كنید اشتباه بود!

الان مجاهدین خلق، چریك های فدایی اكثریت و اقلیت، حزب توده، حزب پیمان دارند كار اجتماعی می كنند یا دارند نان BBC و CNN را می خورند؟؟! یا آب به آتش فلسطین می ریزند، یا نفت به آتش فلسطین و التیام دردهای اسرائیل، کدام عبادت عام؟؟! هنوز این مردم دارند عبادت های عام را انجام می دهند، مگر نگفتید جمع كنیم و برویم عدالت اجتماعی را مستقر كنیم، كجاست؟

»‌ فرق اسلام التقاطی و اسلام مرتجع در چیست؟
با مسئول شاخه مجاهدین خلق صحبت كردیم، نامه ای در آورد و گفت: این را به حضرت امام(ره) نوشته ایم و تقاضای ملاقات كرده ایم. امام(ره) بگوید تعطیل كنید، ما تعطیل می كنیم. در نامه نوشته بود؛ مگر ما غیر از عدالت چه می خواهیم؟ مگر ما غیر از برابری و برادری و استقلالی كه خودتان در دین به ما آموزش داده اید، چه می خواهیم؟ پدر مهربان، اجازه دهید ما خدمتتان برسیم و گزارش كار بدهیم. حضرت امام(ره) فرمودند: اگر یك درصد، احتمال صدق در این ها می دادم، قبول می كردم.

اسلام التقاطی، اسلامی است كه به بهانه عدالت و خدمات اجتماعی، ما را از عبادت خاص دور می كند. اسلام مرتجع، اسلامی است كه به بهانه عبادت خاص، ما را از خدمات و عدالت دور می كند، درحالی که مؤمن وسط است.

» شهید چمران در قله عبادت های خاص و عام قرار داشت!

اگر بخواهیم نام كسانی که در جهان زندگیشان را برای مردم وقف كرده اند را بگوییم، مسلمان باشد یا نباشد، هر جای جهان و خارج از هر دینی می خواهد باشد، بین پنج نفر كه بنده چهار نفر را اسم نمی برم، قطعاً نفر پنجم چمران است!

در ١٨كشور مبارزه كرد! بعد نگاه که می كنی، می بینی چمران در قله عبادت های خاص هم قرار دارد؛ بهترین مناجات، بهترین نماز، بهترین توسل، بهترین اشك را دارد. شب های قدر سنگین در بعلبك برقرار كرده است. بچه شیعه لبنان نحوه صحبت كردن با خدا را از چمران یاد گرفته اند، نمی دانستند مناجات یعنی چه، شیعه های لبنان قبل از ظهور چمران خیلی فرقی با علوی های فعلی سوریه نداشته اند، این ها آنجا یاد گرفته اند، بعد هم می بینی این آدم بالاترین خدمت را كرده است. در مبارزه با ظلم، در مبارزه برای عدالت، در خدمات اجتماعی، در كمك رسانی، در دستگیری به ایتام، در رسیدگی به فقرا، این آدم را داریم.

» اگر بالِ عبادت خاص و عام با هم نزد، یا مرتجعی یا التقاطی!
مسیر روشن و صاف است. باید عبادت خاص و عامت بال به بال با هم بزند، اگر نزند یا مرتجعی یا التقاطی! یكی از این دو هستی و هیچ راه سومی نداری.
این یعنی دغدغه های معنوی تو باید دو قسمت بشود:

١- عام.
٢- خاص.

مثلاً می گویند پنجاه و پنج بار به حج عمره رفته. دو بار کافی است دیگر، یك بار هم معلوم نیست ضرورت داشته باشد. این مال آن هایی است كه غرق شده اند! خدا حج واجب را هم، یك بار واجب كرده. “لقد كان لكم فی رسول الله اسوة حسنة”، “اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منكم”.

امام صادق(ع) می فرمایند: سالی یك دفعه به كربلا، می رویم. از این طرف بام نمی افتم كه نه، می خواهم پول كربلا را جمع كنم، برو! گفته سالی یك بار برو. راجع به حج، چرا بیست و پنج بار می روی؟!

وسط حركت كردن، خیلی سخت نیست، راه خیلی روشن است. یعنی اصلاً هیچ ابهامی در فرمایشات خدا و رسول و ائمه(علیهم السلام) نداریم كه بخواهیم بگوییم گیج شده ایم، دقیق مشخص شده. می فرمایند آنچه ما در قول و فعل و تقریر گفته ایم، همین را ادامه بدهید. ما چه كار كرده ایم، شما همان كار را كنید.

– یا رسول الله(ص) من همه زندگی ام را برای فقرا داده ام، خودم هم در بیابان زندگی می كنم.
– پیامبر(ص) فرمودند: من اینگونه بوده ام؟!
– من گوشت نمی خورم.
– پیامبر(ص) فرمودند: من گوشت نمی خورم؟!
– من زن و بچه ام را ترك كرده ام به بیابان زده ام.
– پیامبر(ص) فرمودند: من ترك كرده ام و به بیابان زده ام؟!

+ نامه امیرالمؤمنین(ع) به عمر بن حنیف:
چرا سر سفره فلان نشسته ای، در حالی كه تو حاكم فلان جا بوده ای! كسی به تو اجازه داد اینقدر با ثروتمندان باشی؟ دارد مشخص می كند، بودن با ثروتمندان، تو را از فقرا و مستضعفین محروم می كند.

سال ٦٩-٧٠ مقام معظم رهبری(مد ظله)، در جمع مسئولین و كار گزاران نظام فرمودند: این چه وضع زندگی كردن شماست؟! مردم زندگی های ما را می بینند. شما حق ندارید اینگونه زندگی كنید، فاصله بین حقوق شما و مردم نباید اینقدر بالا باشد، چه كسی به شما گفته اسلام دین تبرّج و تجمّل است؟! اینگونه، مردم را از دست خواهید داد! ما باید بین التقاط و ارتجاع، مسیر وسطی را انتخاب كنیم.

» زندگی یعنی تلفیق عبادت عام و عبادت خاص.
این مسیر وسط، باید از بعد از شب قدر، در سبک زندگی ما شروع شود. یک وقتی این صحبت ها را کل ایران می شنوند و می گوییم اصلاً جواب نمی دهد! باید این صحبت ها از سخنرانی خارج شود و این جمع های خاصِ شب جمعه ی شاهچراغی بشنوند که ما بعد از شب های قدر، باید تکلیفمان را برای عبادت عام و خاص کاملاً مشخص کنیم، که وقتی مردم به ما نگاه کردند، نه از عبادت عام ما برداشت شعار زدگی کنند و بگویند صدایش از جای گرم بلند می شود، نه به این سمت بیفتند که راست می گویند ما هم به دل کوه و بیابان بزنیم و دردی از خلق دوا کنیم!

مردم باید در صف اول عبادت عام، افراد صف اول عبادت خاص را ببینند. برادران طلبه و غیر طلبه، منشور روحانیت حضرت امام(ره) را برسی کنند. چقدر تاکید دارند به اینکه زندگی شما بیشتر از منبر شما تاثیر دارد. زندگی یعنی چه؟ یعنی تلفیق عبادت عام و عبادت خاص.

» متقی واقعی چه کسی است؟
آنچه که مردم از رفتار نه، از زندگی ات می بینند، خیلی تاثیر دارد. چون آدم می تواند رفتار را اصلاح کند، زندگی یعنی باید با مردم طوری زندگی کنی که زندگی ات را ببینند. امام باقر(ع) می فرمایند: متقی واقعی کسی است که اگر زندگی اش را بر طبقی بنشانند، بر سرش بگذارند و در شهر بگردانند، احساس بدبختی و بی آبرویی نکند!

یک بار دیگر برادران را به متن عربی اش ارجاع می دهم؛ زندگی اش را، نه نماز و رفتار و گناهش را! چون خداوند، اصلاً گناه و ثواب ما را بر طبق نمی ریزد.

در حال حاضر ما چند نفر از مؤمنین داریم که  زندگی اش را صاف بگوید؟؟ می گوید این زندگی ما، بیا نگاه کن! این سر و ته زندگی ام، این نحوه رفتارم، این عبادت های عام و این هم عبادت های خاصم. غیر از چیزهای مشخصی که بنده روی منبر می نشینم و به زیارت می روم. خیلی از جاهایی که ما برای عبادت می رویم، کسانی مانند ما که چهار نفر آن ها را می شناسند، بیشتر ما را می بینند تا اینکه خدا ببیند!

راهپیمایی برویم مردم ببینند، نماز جمعه برویم مردم ببینند، منبر برویم مردم ببینند، این موارد که خیلی معلوم نیست چیست! زندگی چیزی غیر از این است که الان دارم انجام می دهم. نه اینکه چهار خبر گزاری عکس بگیرند و بگویند الحمدلله فلانی پای کار است. پای کار بودن را خدا تشخیص می دهد. آنجا پای کار نیست، پای تبلیغات است!

» شفافیت در زندگی باید از بالا شروع شود.
+ از کجا باید شروع شود؟
آقا امیر المؤمنین(ع) در نهج البلاغه می فرمایند: “الناس علی دین ملوکهم”، مردم بر دین ملوکشان هستند. ملوک چه کسانی اند؟ تا اسم ملوک می آوری، فکر می کنند منظور مسئولین هستند. ملوک یعنی بزرگ ترها. ملوک یعنی مالکان مادی و معنوی.مالک خانه کیست؟ پدر یا مادر. در محله، امام جماعت یا مسئول شورا مالک هست. در شهر، شهردار، در استان، استاندار و در کشور، رئیس جمهور است.

شفافیت باید از بالا شروع شود و نباید بترسند. یک کسی مثل بنده، متقی صد درصدی نیست، حداقلِ شفافیت این است که من اگر شفاف باشم، سعی می کنم که به سمت تقوا بروم، کلاً سر پوشیده بودن یعنی فساد!

»‌ خفا یعنی عدم شفافیت، سرپوش گذاشتن بر دردها، ناراحتی ها و مشکلات اجتماع!
روایت دیگری را از این منظر باز کنیم؛ می فرمایند:  اگر در مکانی خودت تنها بودی، نفر دوم شیطان است.
در حالی که ما دستور به خلوت داریم و می بینیم بعضی از خلوت هایمان چقدر خوب است! زمانی که مفهوم روایت را اشتباه برداشت می کردم با خودم می گفتم: یا من با خلق الله فرق دارم، یا خدا اشتباه گفته یا روایت سند ندارد! چون خیلی وقت ها در خلوت هایمان، حال های معنویمان خیلی بهتر است، تا جلوی مردم!

بعد که خوب دقت و بررسی کردم، چهار تا شرح دیدم و سوال کردم، دیدم منظور از خلوت پوشیده بودن است. خفا! چقدر زشت است که سال ها، خفا را به این خلوت معنا کرده ایم! خفا یعنی پوشیدگی، عدم شفافیت و سرپوش گذاشتن بر دردها، ناراحتی ها و مشکلات اجتماع!

» وقتی انسان تحت نظارت، کنترل و بازرسی نیست، قطعاً نفر دوم شیطان است!
به آن اتفاقاتی که زیر میز و پشت پرده می افتد و قابل بازرسی و کنترل نیست، خفا می گوییم. وقتی خفا اتفاق می افتد، نفر دوم شیطان است! اصلا وقتی انسان تحت نظارت، کنترل و بازرسی نیست، قطعاً نفر دوم شیطان است!

یکی مثل امام، معصوم و… خدا را حاضر می بیند. یکی هم مثل ما، اصلاً جنبه خفا ندارد! برخی اوقات از رویاهای بچگی ام می گویم که هنوز هم بعضی وقت ها که اعصاب یا خوابم به هم می ریزد، همان رویا را مرور می کنم؛ رویای ناپدید شدن! بعد با خودم فکر می کنم، ناپدید بشوم، سریع خودم را به آقا می رسانم و می گویم: آقا، من می توانم ناپدید بشوم، مثلاً چه کسانی را ترور کنم؟ از زمان بچگی در این فکر بودم که اگر بشود، ماده ای روی خودمان بریزیم و ناپدید بشویم، خوب است. بعد در همین فکر، با خودم می گویم اگر ناپدید بشوم، هزار تا کار دیگر می شود کرد!

خفا، خطر است! من در ذهن کودکانه ام فهمیده ام که شیطان در خفا وجود دارد. تا در این رویا می روم، با خودم می گویم در همین مسیری که دارم خدمت آقا می روم، کاری باید بکنم، حیف است این خفا، هدر برود!

+ حالا که شب قدر گذشته، چه می خواهیم بگوییم؟
می خواهیم بگوییم: طاعات و عبادات قبول؛ عبادت خاص.
سهم جدّی عبادت عام کجاست؟

+ برای اینکه عبادت عام را شروع کنیم، باید چه کار کنیم؟
– باید مراقب باشیم سرپوش قرار داده نشود.

» نقطه فساد شما آن جایی است که نسبت به فساد مردم خو بگیرید.
سرپوش هایی که به بهانه های مختلف، ما را به همین جایگاه می رساند. در شب های قدر یکی از عکاس های کانون، در حاشیه مراسم، از یک کودکی که داشت دست فروشی می کرد، عکسی گرفته بود، خیلی ناراحت شدم! که این چه وضعی است، ما داریم شب قدر منبر می رویم، راجع به انسانیت حرف می زنیم و این بچه اینجا بوده و هیچ کس او راه ندیده، بعد هم که دیده، هیچ کاری انجام نشده! پیدایش کردیم و الحمدلله به او رسیدگی هایی می شود. باز خوردهایش خیلی عجیب بود!

– برو آقا جمع کن، این مدل بچه ها در شهر ریخته! کجا را می خواهی جمع کنی؟!
– دیگری گزارش مفصل برای ما فرستاده بود راجع به باند مافیایی استفاده در حد برده داری از این بچه ها در شیراز!
– یکی دیگر، گزارش کامل از فسادهای شب های قدر فرستاده!

خوب شد، ما یک عکس زدیم !!ما با این فضا خیلی هم بیگانه نبوده ایم، ولی آدم زمانی اذیت می شود که همه شما می دانستید و اینقدر ساکت بوده اید؟! در این مدتی که تو می دانستی ریخته، یکی از این ریخته ها را برداشتی یا نه؟! چون ریخته، رهایش کنیم؟؟!
جزء برنامه های مرحوم آقا سید مهدی قوام این بود؛ از ریخته ها جمع می کرد، هر کسی به پستش می خورد! آقا، این بدکاره است، این دزدِ، این یتیمِ، این فقیرِ و… یکی را که می توانم جمع کنم!

گرچه ما غافلیم، ولی داریم کار می کنیم؛ بعضی جاها را جمع می کنیم، چهار تا از این طرف، دو تا از آن طرف.
– پیام داده که آن شب، پانزده نفر از این ها را دیده ام!
– دیدی؟! هیچ کاری نکردی؟ پنج هزار تومان هم از جیبت در نیاوردی؟! نپرسیدی پدرت کیست؟ هیچی به هیچی!
آقا امیر المؤمنین(ع) می فرمایند: نقطه فساد اجتماع شما آن جایی است که مردم نسبت به فساد خو بگیرید.

اگر ده سال پیش می گفتند یک کسی از بیت المال انقدر زیاد می گیرد، راهپیمایی راه می افتاد و همه در خیابان بودند! الان می خندیم! چرا می خندی؟ نسبت به بیت المال، حساسیتت را از دست داده ای؟؟! عرق نکردی؟ تب نکردی؟ هنوز هم دلت می آيد عکس شهید مدافع حرم را بزنی و زیرش بنویسی: خلاصه، رفت…

رفت که تو به فساد بخندی؟! که حساسیتت را از دست بدهی؟! که بترسی؟! که بگویی دیگر نمی گذارند حرف بزنم؟! که بگویی دیگر مستمعم می ریزد؟! که بگویی باندها نمی گذارند و برایم پرونده درست می کنند؟! بچه های کانال ما، نسبت به فساد اینگونه آبکی شده اند!

– مردم دارند زندگیشان را می کنند، خراب ترش نکن!
– پس بیست سال است داری این مدل فقر و حسرت و برده داری و بیچارگی را می بینی و اینگونه توجیه می کنی؟!
– بالاخره دارند زندگی می کنند، ما برویم خراب تر می شود!
– واقعاً این هایی که تا به حال در شبکه های سیما گفته شده، زندگیشان خراب تر شد؟ یک برنامه گذاشته اند و به مشهد می فرستند. یک برنامه جهیزیه می دهند، یک برنامه به معلولین می رسند. این ها وضعشان خراب تر شد؟! باور کنید بعضی از کسایی که ما شناسایی می کنیم و بالا می آوریم، پنج برابر آن چیزی که لازم دارد، در شب اول مهیا می شود.

بابت غفلت چند ساله ای که دیدی ریخته و هیچ کاری نکردی، هیچ احساس ناراحتی نداری که عبودیتت یک جایی لنگ می زند؟ واقعاً فکر می کنی تمام ثروتمندان شهر، حیوانند و اگر کسی به آن ها رجوع کند، هیچ کمکی نمی کنند؟! به شدت اشتباه می کنی، از شمای بچه حزب اللهی حساسیتشان بیشتر است که می گویی ریخته و هیچ کاری نمی کنی! هنوز انسان تر از ما هستند. به مردم کمک می کنند، نسبت به فساد در اجتماع و برطرف کردنش کمک می دهند.

تا اسم فساد آورده می شود، طرف بدحجابی می رود! فساد یعنی بی عدالتی، یعنی ظلم! یعنی باندهای برده داری کودکان کار! فساد یعنی زور گویی بر یتیم که پیامبر(ص) فرمود اگر در جامعه ای اشک یتیمی به ظلم ریخته شود و خدا بر آن جامعه بلا بفرستد، تعجب نکنید!!

با باند کودکان یتیم دارند پول جمع می کنند، خبر داشتی و برای من گزارش می فرستی؟ اسم و فامیل و آدرس و همه چیز را می دانستی و باز ساکت بودی؟ خیلی ضعیف شده ایم، انقدر گرفتار مسخره بازی های داخلی خودمان شده ایم که چه کسی خوب تر یا بدتر است که یادمان رفته مردم دارند چه می کشند! من تعجب کردم! طی یک ساعت چقدر اخبار آمد، همه الحمدلله خبر داشتند!!

» ائمه(ع) با عبادت عام، دیندار درست می کردند!
معصومین ما اینگونه دین را ترویج می کردند؛ کار خوب انجام می دادند، می گفتند این کیست کار خوب انجام داده؟ شاگرد امام صادق(ع)، آفرین بر امام صادق(ع)! دینش چیست؟ کلاسش کجاست؟ چشم، ما هم می رویم.
محبت می کردند،  نتیجه اش را  دین اسلام می برد. خدمت می کردند، نتیجه اش به دین می رسید. هر کاری می کردند نانش را دین می خورد. با عبادت عام، دیندار درست می کردند!
هنوز هم که هنوز است، کل نیروهای جهادی کشور مثل خود شما هستند. سنگر هنوز دست ماست. بچه های خالص و جوان که خودش هزار گرفتاری دارد، در این بساط وارد شده.

» وظیفه ما بعد از شب های قدر، چیست؟
+ باید چه کار کنیم؟
شب قدر تمام شده، با انجام قسمت اولش یعنی عبادت خاص، به سنگر دوم بیایید. قدم اول را گفتیم خفا است، یعنی فساد، افشاء. یک بار دیگر باز خوانی کنیم و ببینیم در شهر و مملکتمان چه خبر است؟ چون خیلی از ما خبر نداریم که چه خبر است، وگرنه انقدر راحت زندگی نمی کردیم، انقدر راحت و بدون درد هم نماز نمی خواندیم و انقدر بدون درد در مقابل التماس دعا و طاعات و عباداتتان قبول باشد، لبخند نمی زدیم!

منبر رفته ایم، هنر کردم که یک ساعت حرف زده ام؟! اگر به حرافی مشکل دین حل می شد که می رفتیم مجری حرفه ای استخدام می کردیم، خیلی هم بهتر از ما حرف می زد! به عمل کار برآید، به سخن دانی نیست!

– قدم اول: افشاء.

– قدم دوم: وقتی افشاء کنی، دو اتفاق می افتد:
۱- ظالم خودش را جمع می کند.
۲- مظلوم دیده می شود.

– قدم سوم: به خدا بسپار.

به خدا قسم، مردم پای کارند! با یک شبکه اجتماعی کوچک، دو، سه ماه است داریم کار می کنیم، چند هزار نفر یتیم را پوشش داده ایم. فقط با مردم، بدون یک ریال از هیچ نهادی! از شما بالایی ها آبی گرم نمی شود، باید وسط جامعه کار کرد. افشاء که اتفاق افتاد، قدم بعد، ظالم و مظلوم عریان می شوند. ظالم خودش را جمع می کند، مظلوم هم یاور خودش را پیدا می کند. بسم الله بگویید؛ “ان تنصروا الله ینصرکم”، شک داری راه نیفت! به شرط “یثبّت اقدامکم”. اگر می خواهی مسیر قبلی را ادامه بدهی، آخرش با هم به جهنم می رویم!

کمی از این دفاترمان بیرون بیاییم. کمی از این خانه هایمان خارج بشویم. کمی از حلقه اطرافمان بیرون بزنیم و ببینیم چه خبر است. کار امروز و دیروز نیست! ان شاء الله حد مسولیت و فعالیت ما با این قضیه بالا می رود. عبادت عام تمام شد، وقت عبادت خاص است. بدون ذکر و دعا و توسل و زیارت و کربلا و شاهچراغ، هرکسی هرچه بگوید، یکی دو سال بعد سرد می شود! اصلاً شک نکن!

دیدگاه ها