نمایش نوار ابزار

حجت الاسلام مهدی شرکائی و پاسخ به سئوالات و شبهات شرعی و کلامی در زنگ های تفریح دانش آموزان دبیرستان علامه حلی تویسرکان افزود:

دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶

در اینستا پست می زند و اشک می ریزد و آه می کشد. چند مدت پیش عکسی مشهور شد؛ کرکسی کنار کودکی استخوانی در آفریقا، منتظر مانده بود تا کودک بمیرد! عکاس اروپایی، این عکس را گرفته بود. صدها جایزه برنده شد.
– کسی از او پرسیده بود: وقتی عکس را گرفتی، بعد چه کار کردی؟؟
– گفت: هیچ!
– بعد از عکاسی، بچه را بغل نگرفتی و به او غذایی ندادی؟!
– نه، فقط عکس گرفتم!

این یعنی در مواقعی عکس العمل های ما سمبلیک است. پست همدردی در اینستا می زند و خودش را آرام می کند! یا بازدید می کند آن هم به گونه ای که خبرنگاران حضور داشته باشند! باید فعل اخلاقی داشته باشی، یعنی در زمینه کم کردن درد کاری انجام دهی.

» عکس العمل های سمبلیک هیچ دردی را برطرف نمی کند!
قضیه خسیسی است که عبید زاکانی تعریف می کند؛ کسی فقیری را دید، کنارش نشست و گریه کرد. به او گفته شد: تو که پول داری، به جای گریه کردن نان بخر! گفت: آن سخت است! گریه راحت تر است و گریه می کنم. خیلی از مواقع عکس العمل ها کاملا سمبلیک است. عکس العمل های سمبلیک هیچ دردی از جامعه ما برطرف نمی کند!

برخی اوقات مد است! مثلا اگر قضیه ای مانند پلاسکو پیش بیاید و پست نزند، از بورس عقب می افتد، چون مد است! مد شده که ابراز همدردی کنند، این هم ابراز همدردی کند. الان همه در فضای مجازی غرق شده اند و از هر حادثه ای برای جمع کردن “لایک” و “ممبر” حسن استفاده می کنند. چقدر زشت است؟! پستی بزنیم یا شعری بگوییم که همه کف بزنند! چه عمل اخلاقی انجام می دهی؟؟

۵٫ سوء استفاده های سیاسی و دینی از مباحث انسانی.

» لاشخوری یعنی انسانی از لاشه ای برای رسیدن به دنیا استفاده کند.

ما حتی اجازه سوءاستفاده دینی از مباحث انسانی نداریم، چه برسد به سوءاستفاده سیاسی! فاجعه ای اتفاق می افتد و هر کدام از جناح های سیاسی برای خودشان استفاده می کنند. باید فاجعه را حل کنی، نه این که بگردی تا ببینی با این فاجعه چه کسی را می توانی به زمین بزنی یا بالا ببری! هر دوی این کار خیلی زشت است. مصداق بارز لاشخوری همین کار است! که انسانی از لاشه ای برای رسیدن به دنیا استفاده کند.

سیاسی و دینی کردن وقایع انسانی، کاری است که آمریکا دارد انجام می دهد. آمریکا تزی به عنوان تروریست خوب و تروریست بد دارد! تروریست کلمه بدی است که آمریکا آن را ترجمه می کند و می گوید تروریست می تواند خوب هم باشد! ما هم همین کار را می کنیم، چه فرقی با سیاست آمریکا داریم؟! کسی که یک واقعه انسانی را با نگاه و عینک سیاسی بررسی می کند. کار انسانی اگر خوب است، خوب است و باید بالا برود، اگر بد است، بد است و باید تقبیح بشود. این که کار را چه کسی انجام می هد، در درجه دوم اهمیت قرار دارد.

» قانون اخلاقی امام صادق(علیه السلام): هر چه برای خودت می پسندی، برای بقیه هم بپسند.
+ قانون اخلاقی که امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:
هر چه برای خودت می پسندی، برای بقیه هم بپسند. خودت را سریع در جای او قرار بده، همان را بپسند. برخی اوقات بعید نیست که سیاسیون ما دعا کنند که جناحی خراب شود، ولو ملتی لطمه بخورد! در جهان سیستم این گونه است.

۶٫ نقش رقّت و حرکت در دینداری و روابط اجتماعی.
» چه کسی نزد خدا محبوب تر است؟
انسان گناهکار نیمه مومن رقیق، از عابد غلیظ و شدید، به شدت نزد خدا محبوب تر است. رقّت قلب دارد و دست و پایش در برابر دیدن معضلات اجتماعی می لرزد و نمی تواند تحمل کند. بالاترین حسن ائمه و اولیای ما رقّت آنان بوده است. در طول تاریخ دینداری با غلظت، شدت، بغض و قبض اصلا مورد نظر اولیای ما نبوده است.

» رقّت باید منجر به حرکت بشود.
فقر را دیدی، اشک هم ریختی، بعد چه کار کردی؟! یعنی چقدر از جیب و زندگی خودت برای این قضیه، تصمیم گرفتی تا برنامه ریزی کنی. برای آتش نشانان قهرمان گریه و همدردی کردید، قبول باشد! این آتش نشانان قهرمان در چهارشنبه سوری از دست شما مردم عاجز می شوند! چهارشنبه سوری امسال کاری بکن! از الان به سمتی بروید که چهارشنبه سوری کاری انجام بدهید!

رقّت باید منجر به حرکت بشود، رقّت به تنهایی فایده ای ندارد. قضیه ای پیش آمده، اشک هم ریخته ای، اما بعد از این قضیه، چه تغییری برای یک قدم مثبت بخاطر همین قضیه ای که تو را به اشک وادار کرده، انجام داده ای؟؟ اگر بنا به این باشد که فقط عکس العمل های سمبیلک انجام دهیم و هیچ تغییری ایجاد نشود و هیچ تصمیمی نگیریم، این رقّت به درد نخواهد خورد!

۷٫ خوشحالی و خوش دلی.
» در چه صورت اغلب مشکلات جامعه حل می شود؟
خوشحالی که در شیراز به برخی آدم ها می گوییم و در شیراز معنای خاص خودش را دارد. خوشحالی و خوش دلی یعنی بیخیالی که در این بیخیالی شخص احساس خوشحالی می کند. اتفاقا این حالت در طبقه مرفه بیشتر است و در کشورهای مرفه هم بیشتر است. یعنی همان هایی که می توانند درمان کنند، دچار این خوشحالی می شوند. اگر این آدم ها تحریک شوند و آن ها را از بیخیالی خارج کنید، از مرفه بی درد به مرفه با درد تبدیل شوند، اغلب مشکلات جامعه حل می شود.

خودشان را در دردهای انتزاعی غرق می کنند، اگر بتوانید آن ها را با دردهای جدّی جامعه مواجه کنید، می توانند بهترین سرویس را به جامعه بدهند. عکس العمل های رمانتیک مربوط به این گروه است. کشورهای این مدلی هم اگر بتوانند مقداری سطح بالای برخورداری خود را از زمین کم کنند، می توانند مشکل کشور همسایه خود را حل کنند.

» اگر سطح برخورداری متمولین پایین بیاید، سطح فقرا یک درجه بالا می رود.
در مملکت خودمان هم همین است؛ اگر متموّلین ما سطح برخورداری خود را پایین بکشند، سطح فقرای ما یک درجه بالا می رود یا کسانی که معضل اجتماعی دارند، یک درجه به سمت مثبت حرکت می کنند. باید بتوانیم به این ها بگوییم این گونه خوشحالی و بیخیالی دنیا، کاذب است! باید به این سمت بیایند که با معضلات آشنا شوند و برای آن ها کاری کنند.

با این کار انگیزه زندگیشان بالا می رود. وقتی پسر و دختری که در اوج شهوت، قدرت طلبی، میل به ریا و رفاه قرار دارد و در پر قو بزرگ شده است را با معضل اجتماعی آشنا کنیم، تا آخر کار را می رود. بعد انگیزه ای پیدا می کند که از آن خوشحالی کاذب فاصله می گیرد و می فهمد که خوشحالی حقیقی این است.

» برخوردهای قطع نامه ای دردی از ملت ها دوا نمی کند.
در کشورهای مرفه برخوردهای قطع نامه ای می کنند! قطع نامه چه دردی را از ملت ها دوا می کند؟ صبح تا شب قطع نامه می دهند، شما باید درمانی برای دردهای جهان داشته باشید. اگر خداوند امکانات بیشتری به شما داده، از هر جا آورده اید ( که ما روی این که از کجا آورده اید بحث داریم) لازمه اش این است که درصدی امکاناتتان را برای جهانیان اختصاص بدهید، وگرنه اگر برکت از زندگی این ها گرفته بشود، به بدبختی های عمیق تری دچار می شوند.

» چرا ثروتمندان و مرفهین وارد معضلات اجتماعی نمی شوند؟
یکی از بحث هایی که متمولین، ثروتمندان و کشورهای مرفه خیلی جدی وارد معضلات ما نمی شوند، ذوق زدگی و انفعال ما است. مثلا برای یک فاجعه جهان سومی، یک ورزشکار جهان اولی پستی می زند، آنقدر از این شخص تشکر می کنیم که خودش هم می گوید این ها همین را می خواهند! یعنی کسی به او نمی گوید تو که درآمد میلیاردی داری، ده دلار برای این معضل می فرستادی! ما نسبت به قشری که خودشان را برتر از ما می بینند، خودمان را پست تر می بینیم، منفعل و ذوق زده ایم!

مثلا فلان هنرمندان در فرانسه با فاجعه پلاسکو اعلام همدردی کرده اند، تمام روزنامه ها تیتر می زنند در شبکه های اجتماعی پخش می کنیم. طرف می گوید این ها چه آدم های منفعل و ذوق زده ای هستند! این ها تمام توقعشان از ما همین است!

یک مثال می زنم که هیچ ربطی به این ندارد، اما خودتان ربطش بدهید:
چند سال پیش در بوشهر منبر داشتم. هفته قبلش رئیس جمهور وقت آقای احمدی نژاد بوشهر بود. گفتم چند سال است به بوشهر می آیم. شهر شما یک کوچه سالم ندارد، یک تفریحگاه خوب ندارد، جوان ها بی کارند، هزار معضل دارید، هزار کیلومتر ساحل بوشهر بی استفاده افتاده در حالی که قابلیت بهره برداری اقتصادی خیلی بالا دارد، اما همه برای آقای احمدی نژاد پلاکارد زدید که شاهین بوشهر را نجات بده!

وقتی دغدغه هایتان را اینقدر منفعلانه تنظیم می کنید، چه توقعی از حکومت دارید؟ شیراز هم همین است، ایران نسبت به جهان اول هم، همین است! جهان سومی ها خیلی زود ذوق زده می شوند. وقتی وزیر مملکت می گوید هواپیما گرفتیم و بوی نویی می دهد، آدم خجالت می کشد!! آدم یاد پادشاهان قاجار غرب ندیده می افتد! آن ها هم می گویند این ها که اینقدر پست و منفعل هستند چرا ما باید به این ها نگاه کنیم؟؟

مثلا یک مسئول به منطقه ای پر از معضل می رود، همه سلفی می گیرند! او هم می گوید این ها همین را می خواستند، برویم ببینیمشان روحیه بگیرند! هر وقت کاری کرد، اعلام کن. خیلی از کسانی که می توانند از ما دردی را درمان کنند، اینقدر ما ذوق زده و منفعل می شویم که طرف با خودش می گوید: همین کافی است!

سرت را بالا بگیر، اینقدر منفعل نباش! آدمی که پشتش به خداست، از هیچ چیزی ذوق نمی کند که بگوید بوی نویی می دهد! اصلا یادم نیست در تاریخ انقلاب کسی چنین حرفی زده باشد! بعد از ۳۷- ۳۸ سال داریم عقب عقب می رویم! الان پهلوی را رد کرده ایم، داریم به دوران قاجار می رسیم! داریم به زمانی می رسیم که به غرب می رفتند با دیدن درشکه، چشمانشان گرد می شد!

۸٫ “الناس علی دین ملوکهم”. مردم بر دین ملوکشان هستند.

» وظیفه دولت و مسئولین در بحث کرختی اخلاقی چیست؟
گزینه آخر نقش دولت در بحث کرختی است. یعنی دولت مردان ما نسبت به معضلات اجتماع، عکس العمل های غیر سمبولیک و جدی نشان بدهند. استاندار و مسئول ما وقتی معضل اجتماعی را در جامعه دید، یک درجه ماشینش را سبک کند. اگر بی عدالتی را دید، اگر گور خوابی را دید، استخر و سونایش را تعطیل کند.

امیر المومنین(علیه السلام) معضلات اجتماعی را می دید، می لرزید، خوابش نمی برد! می گفت: شنیدم کسی جایی کتک خورده، خوابش نمی برد! کسی می گوید دیدم امیرالمومنین(علیه السلام) در گرمای کوفه، بعد از ظهر دارد در خیابان ها می چرخد. گفتم: یا علی، هیچکس این ساعت در خیابان نیست، دنبال چه کسی می گردی؟ گفت: دارم می چرخم. گفتم آقا در این گرما؟ کسی نیست، همه جا تعطیل است! گفت من حاکمم، احساس می کنم الان شاید کسی به حاکمش احتیاج داشته باشد، همین حرف تو را بزند یعنی بگوید ساعت سه بعد از ظهر، در این گرما مزاحم علی نشوم! خودم دارم می چرخم، من را ببیند، بیاید حرفش را بزند.

» یکی از دلایل انقلاب اسلامی اشرافیت حکام پهلوی بود.
این که ما از پهلوی فرار کردیم برای اشرافی گری اش بود، یکی از دلایل انقلاب اسلامی اشرافیت حکام پهلوی و آن هزار فامیل بود.
مردم می دیدند این ها از جنسشان نیستند، پیاده روی را درک نکرده اند، گرما نکشیده اند، آفتاب نخورده اند، درد نکشیده اند، در صف بیمارستان نایستاده اند، هر شب بهترین غذا را خورده اند، به همین خاطر انقلاب کردند. همه که برای ارزش های متعالی دینی انقلاب نکردند، یکی از دلایلش بی عدالتی بود.

از سال ۵۷ که انقلاب کردیم، می بینیم مسئولین ما به سمت فاصله گرفتن با زندگی مردم جلو می روند. دهه ۶۰ کمی فاصله گرفتند، دهه ۷۰ بیشتر فاصله گرفتند، دهه ۸۰ باز فاصله گرفتند. تا دهه ۹۰ رسیدیم، الان این ها با آن ها چه فرقی می کنند؟ این جمله را از حضرت امام(ره) نقل می کنند: خدا نیاورد آن روزی که سیاست ما و سیاست مسئولین ما پشت کردن به دفاع از محرومین و روی آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و ثروتمندان از اعتبار بیشتری برخوردار باشند.

دیدگاه ها