نمایش نوار ابزار

حجت الاسلام مهدی شرکائی در مسئولین دعوت شده به دبیرستان علامه تویسرکان به مناسبت هفته سلامت چنین گفت:

دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶

نسبت به کودکانتان خیلی دقت کنید. کودک نباید بی تفاوت باشد. برخی از ما بین کودکانمان و آسیب های اجتماعی، فاصله می اندازیم. نباید اجازه بدهید منیّت در کودک رشد کند.

 

 

اگر فرزندت پفکش را به بچه دیگر، به راحتی و با آغوش باز تعارف نمی کند، دارد مشکل اخلاقی پیدا می کند. اگر اسباب بازی اش را با بقیه شریک نمی شود، دارد به کرختی اخلاقی دچار می شود. اگر می بینی فرزندت حیوان آزاری دارد، باید با آن برخورد کنی.

راجع به حیوان آزاری نکته ای را می گویم. ترحم به طبیعت، جزء قدم های آخر انسان های متعالی است. در بحث سلوک عرض کردم؛ یکی از اولیای خدا در مشهد، بر درختی دست می کشید و گریه می کرد. پرسیدم چرا گریه می کنید؟ فرمود روی درخت یادگاری نوشته اند. فکر کردم یادگاری گریه داری است. در حالی که جمله عادی بود، گفتم چه چیزی گریه داشت؟! گفت: درخت است، گناه دارد. این ولی خدا بعدا در راه دفاع از مردم و عقیده اش، به شهادت رسید.

برخی فکر می کنند طبیعت دوستی قدم اول و آخر است! قدم اول انسانیت است، بعد به طبیعت می رسیم. عده ای فقط در خط طبیعت دوستی هستند! یعنی برای درخت، محیط و فضای سبز و حیوانات یقه می درانند، غافل از این که چیزهای واجب تری هم هست.

» مردم ایران رقّت دارند.
اعتراف می کنم مردم خوبی داریم. مردم ما زود با مباحث عاطفی درگیر می شوند. مردم ایران رقّت دارند. در برخی از کشورهای همسایه، چیزهایی می بینیم که تعجب می کنیم! نحوه رفتار با طبیعت و کودک و خانواده اش تعجب برانگیز است، در حالی که در ایران رقّت حاکمیت دارد. جمعیتی که سمت پلاسکو می روند، الزاما برای سلفی گرفتن نمی روند، خیلی از این ها به این دلیل می روند که ببینند می توانند کاری کنند. خیلی ها می خواهند به محل فاجعه نزدیک تر باشند. خیلی ها هم از باب این که نمی خواهند بگویند به من چه، می روند. خیلی ها فکر می کنند اگر نروند، از نظر اخلاقی کرخت هستند.

می روند که بگویند کنار فاجعه ایستاده ایم، گرچه نمی توانیم وسط میدان باشیم، اما می توانیم کسانی که وسط میدان هستند را تشویق کنیم. چند نفر آدم هم پیدا می شوند که سلفی مسخره بگیرند! ولی عموم جامعه ما این گونه اند که مدام پیگیر این هستند که ببینند چند نفر دیگر پیدا شده است.

هر کس از کشورهای دیگر به ایران می آید، یکی از مواردی که برایش جالب است، این است که ایرانی ها مهربان هستند. خود ما این اعتقاد را نداریم، اما به نسبت کشورهای دیگر، ایرانی ها خیلی مهربانند.

» مراحل رسیدن به خدا: کرختی به سمت انسانیت، انسانیت به سمت دیانت و در تفکر خودمان، از دیانت به سمت ولایت است.
خیلی از اوقات خیلی از کارهایی که انجام می دهیم، رسما نشان می دهد که داریم معضل اخلاقی پیدا می کنیم. در یکی از بحث ها عرض کردم که اگر از سوسک بدت می آید و در اتاقت هست، می توانی آن را بکشی، اما مگر مریضی که در خیابان دنبال سوسک می دوی و آن را می کشی؟! این معضل اخلاقی است.

باید به بچه کوچک یاد بدهی که همان گونه که تو برای جانت ارزش قائلی، این مورچه و سوسک هم جانش را دوست دارد. خیلی از اوقات آزاری که به طبیعت می دهیم، نیازی به این آزار نیست! حتی الامکان انسان باید با طبیعت همراهی کند. مراحل رسیدن به خدا از این جا شروع می شود: از کرختی به سمت انسانیت و از انسانیت به سمت دیانت بروی. اگر در تفکر خودمان نگاه کنیم، از دیانت به سمت ولایت بروی.

» وقتی انسانی به انسانیت نرسیده، صحبت از دینداری با او بیهوده است.

وقتی انسانی به انسانیت نرسیده، صحبت از دینداری با او بیهوده است. حتی درصد بسیار زیادی از صحبت های بلندگوهای دینی، انسانی نیست، یعنی چه؟ یعنی از قدم بالا شروع می کنند، گویا مردم ما همه انسانیت را پاس کرده اند و حالا باید به مراحل بالاترش برسی. مثلا به آقا یا خانمی می گویند در دبیرستان صحبت کن. دانش آموز دبیرستانی هزار تا معضل انسانی دارد، این آقا یا خانم از مباحث خیلی بالاتر صحبت می کند. تا معضلات انسانی ما حل نشود، معضلات دینی ما حل نمی شود.

در مهدکودک های ما قرآن را حفظ می کنند و احکام یاد می دهند. اما چرا برای بچه ها توضیح نمی دهی که اگر حیوان آزاری داری، معضل اخلاقی داری! اگر الان نسبت به برادر و خواهر کوچکت دست بزن داری، معضل اخلاقی داری! اگر الان نسبت به یتیمی که در مسیر می بینی ، اگر الان اسباب بازی ات را به رخ بچه ای که اسباب بازی ندارد می کشی، اگر الان از این که مادرت لباس نو بپوشد و تو در بین کسانی که لباس نو ندارند فخر کنی و از لحاظ انسانی اذیت نمی شوی ، همین الان مشکل داری ! برای دینداری تو، از چه چیزی صحبت کنم؟

بچه متمولی که لای پر قو بزرگ شده و فقر ندیده، اصلا بچه است. تا چه زمانی بچه است؟ تا چند سالگی بچه است؟ به خانم ها که توضیح می دهیم دخترت را که تا هشت سال و یازده ماهگی بدون هیچ گونه پوششی بیرون می آوری، نمی توانی در نُه سالگی چادری اش کنی. اما این را به او نمی گوییم دخترت که تا هشت سالگی با منیت و تمول و ندیدن فقر و احساس همدردی نکردن با معضلات اجتماعی بار آورده ای، نمی توانی وقتی که بزرگ شد، او را در مسیر دردمندی بیاوری.

در تعالیم محیطی، از همه چیز می گویند اما از بی تفاوتی نسبت به اجتماع و دردمندان نمی گویند! دانش آموز باید از بچگی اخلاقا انسان بار بیاید. خیلی از کسانی که طعم فقر و خیلی از مشکلات اجتماعی را چشیده اند، احساس می کنند کودکشان نباید این طعم را بچشد، یعنی کودکشان را از انسانیت دور می کنند تا نجشد و نبیند.

» خداوند روی بی رحمی، بی شفقتی، بی رقتی، بی تفاوتی و کرختی حساس است.

صدها روایت از امامان ما در مباحث دینداری گفته می شود، اما در مباحث انسانی فراموش می شود. امام صادق(علیه السلام) می فرمایند‌: عابدی از عابدهای بزرگ زمان و از مقربین مستجاب الدعوه خداوند تبارک و تعالی به نماز ایستاده بود. دو پسر بچه کوچک درحالی که این عابد نماز می خواند خروسی را گرفتند و پرهایش را کندند! خروس هم ضجه می زد! عابد بی تفاوت نمازش را ادامه داد. امام صادق(علیه السلام) می فرمایند زمین دهن باز کرد عابد را بلعید!

یعنی اینقدر روی مباحث انسانی حساس هستند. زمین دهن باز کرد، عابد را بلعید. یعنی خدا همان کاری که با قارون کرد، با این عابد هم کرد. خداوند تبارک و تعالی مرکز رحمت، شفقت و رقت است، به چیزی که خیلی حساس است بی رحمی، بی شفقتی، بی رقتی، بی تفاوتی و کرختی است.

برخی اوقات سعی می کنیم کرختی خود را با مسکن های خیلی موقتی رفع کنیم. یعنی چه؟ یعنی عکس العمل هایی که نشان می دهیم، به اندازه دردی که می بینیم نیست. مثال سطحی می زنم؛ طرف صد میلیون مشکل دارد، ما می توانیم به او صد هزار تومان کمک کنیم، اما دو هزار تومان کمک می کنیم، این مسکن است. یا کسی ضجه می زند که زندگی اش به هم ریخته است، ما هم کنارش می نشینیم و دو قطره اشک خیلی شیک می ریزیم، این هم مسکن است. فکر می کنیم که وجدانمان گورخواب نشده است و می گوییم عکس العمل نشان داده ایم.

زمانی که سهراب سپهری شعر آب را گل نکنیم را گفته بود، یکی از شعرای انقلابی آن زمان شعرش را خوانده بود و گفته بود که مرد حسابی دارند ملت را کنار باغچه سر می برند، آقا فکر آب را گل نکردن است. این یعنی دردی که درون تو احساس شده، با واقیتی که در جامعه هست، خیلی مطابقت ندارد.

الان، عکس العمل های شیک مد شده، مثل همین حقوق طبیعت و حیوانات. همین الان تا آخر منبر، هزارها نفر در جهان از بی عدالتی، فقر، بی امکاناتی، بمب، جنایت دارند می میرند. منبر که تمام بشود، چند هزار نفر مرده اند، اما عده ای فقط وقتی تحریک می شوند که یک سگی ضجه بزند. این خوب است، ولی با درد موجود جامعه تطبیق ندارد.

اما سربازهای وطن که برای نجات من و شما، انسانیت و مبارزه با مواد مخدر شهید شدند، قابلیت این را نداشتند که تجمعی بشود و برایشان دسته گلی برده شود؟! مانند همین اتفاقی که دارد برای آتش نشان ها می افتد و خیلی خوب است. کسانی که در طول تاریخ مظلوم بودند و الحمدلله امروز از مظلومیت در آمدند! اشک ریختن برای سگ عالی است، اما چرا برخی از فریادهای ما با دردهای ما مطابقت ندارد؟! وقتی دارد سر کسی را می بُرد، شما نباید برای گل آلود شدن آب شعر بگویی!!

۳٫ بیراهه رفتن.
» نباید یک سال به بهانه کنکور، انسانیت را خاموش کرد!
خودش را به بیراهه می زند. خودش را بیش از اندازه در درس غرق می کند. بارها خدمت دانش آموزان رهپویان عرض کرده ام، کنکور خیلی مهم است، اما اجازه نداری به بهانه کنکور یک سال انسانیتت را خاموش کنی! به پدر و مادرش کمک نمی کند. اگر خبری باشد، می گوید فکر من را مشغول نکن! فقط درس، یعنی فقط انسانیت نه! برای خودش مشغولیت ذهنی ایجاد می کند، تا دردهای جامعه را نبیند!

دیدگاه ها