نمایش نوار ابزار

حجت الاسلام مهدی شرکائی در حلقه معرفتی بچه های مسجد امام رضا علیه السلام در تپه نورالشهدای تویسرکان گفتند:

جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷

یکی از واژه های قرآن کریم “قلب سلیم” است که بسیار زیبا و با محتوا است. واژه سلیم از “سلم” و “سلامت” به معناى دور بودن از آفات ظاهرى و باطنى است.[۱]

 جالب ترین تفسیر براى “قلب سلیم” را امام صادق (ع) بیان فرمود، آن جا که مى فرماید: “الْقَلْبُ السَّلِیمُ الَّذِی یلْقَى رَبَّهُ وَ لَیسَ فِیهِ أَحَدٌ سِوَاهُ”؛ [۲] قلب سلیم قلبى است که خدا را ملاقات کند، در حالى که هیچ کس جز او در آن نباشد.

 نیز در روایت دیگرى از همان امام همام (ع) آمده است: “صاحِبُ النِّیةِ الصّادِقَةِ صاحِبُ الْقَلْبِ السَّلِیمِ، لِأَنَّ سَلامَةُ الْقَلْبِ مِنْ هَواجِسِ الْمَحْذُوراتِ بِتَخْلِیصِ النِّیةَ لِلّهِ فِى الاُمُورِ کُلِّها”؛[۳] کسى که نیت صادقى دارد، صاحب قلب سلیم است؛ چرا که سلامت قلب از شرک و شک، نیت را در همه چیز خالص مى کند. بنابراین، امام صادق (ع)، صاحبان نیت پاک و خالص را، صاحب قلب سلیم می داند.

 درباره اهمیت قلب سلیم همین بس که قرآن مجید آن را تنها سرمایه نجات روز قیامت شمرده، چنان که در سوره “شعراء” مى خوانیم: “یوْمَ لا ینْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ* إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ”؛[۴] روزى که نه مال سود مى‏دهد و نه فرزندان، مگر آن کس که با قلبى رسته از شرک نزد خدا بیاید.

 مفسران قرآن نیز برای “قلب سلیم” تفسیرهای متعددی بیان کرده اند که هر کدام به یکی از ابعاد این مسئله اشاره دارد:

۱٫ قلب سلیم، قلبی است که پاک از شرک باشد.

۲٫ قلبی است که خالص از معاصی و کینه و نفاق باشد.

۳٫ قلبی، که از عشق دنیا تهی باشد که حب دنیا سرچشمه همه خطاها است.

۴٫ و بالاخره قلبی، که جز خدا در آن نباشد!

همان گونه که بیان شد، “سلیم” از ماده “سلامت” است، و هنگامی که سلامت به طور مطلق مطرح می شود، سلامتی از هر گونه بیماری اخلاقی و اعتقادی را شامل می شود.

بنابراین، صاحب قلب سلیم در این دنیا نیز قلبش از امور غیر خدایی خالی است؛ چراکه اموری؛ نظیر هوای نفس، قدرت طلبی، زیاده خواهی، ناهنجاری های اخلاقی و … هیچ گونه تناسبی با قلب سلیم ندارد.

خلاصه این که قلب سلیم قلبی است که جمیع وابستگی های غیر خدایی را از خود دور ساخته و در دنیا کانون توجه و تمرکز خود را بر خدای تبارک و تعالی قرار داده است، آن گونه که در دعا می خوانیم: “الهی هب لی کمال الانقطاع الیک”؛ خدایا کمال بریدن و گسستن به سوی خودت را به من عطا فرما.

برای آشنایی بیشتر به کتاب قلب سلیم، اثر شهید دستغیب مراجعه کنید.

پی نوشتها

[۱] راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن کریم، ماده “سلم”.

 

[۲] کلینی، کافی، ج ۲، ص ۱۶، دارالکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۶۸ش.

[۳] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۶۷، ص ۲۱۰، موسسه الوفاء، بیروت، ۲۴۰۴ ق.

[۴] شعراء، ۸۸، ۸۹٫

منبع :islamquest.net

قلب سلیم

پرسش : منظور از قلب سلیم چیست؟

پاسخ:

«سلیم» که از ماده «سلامت» است مفهوم روشنى دارد یعنى قلبى که از هر گونه بیمارى و انحراف اخلاقى و اعتقادى، دور باشد.
مگر نه این است که: قرآن درباره منافقان مى گوید: فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً: «در دل هاى آنها یک نوع بیمارى است و بر اثر لجاجتشان خدا بر این بیمارى مى افزاید»!.(۱)

در چند حدیث پر معنى «قلب سلیم» به خوبى معرفى شده:

الف ـ در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) در ذیل آیه مورد بحث، مى خوانیم: وَ کُلُّ قَلْب فِیْهِ شِرْکٌ أَوْ شَکٌّ فَهُوَ ساقِطٌ: «هر قلبى که در آن شرک و شکى است آن قلب سقوط مى کند و بى ارزش است».

ب ـ از سوئى دیگر، مى دانیم علائق شدید مادى، و دنیا پرستى، انسان را به هر انحراف و گناه مى کشاند; چرا که: حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطِیْئَة: «عشق به دنیا سرچشمه هر گناهى است».
و لذا قلب سلیم، قلبى است که خالى از «حب دنیا» باشد، همان گونه که امام صادق(علیه السلام)در حدیث دیگرى در ذیل همین آیه فرمود: هُوَ الْقَلْبُ الَّذِى سَلِمَ مِنْ حُبِّ الدُّنْیا: «این قلبى است که از عشق دنیا سالم باشد».
با توجه به آیه ۱۹۷ سوره «بقره»: وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزّادِ التَّقْوى: «توشه برگیرید که بهترین توشه براى آن جهان پرهیزگارى است» روشن مى شود: قلب سلیم قلبى است که بر اثر سلامت سرچشمه تقواى الهى گردد.

ج ـ آخرین سخن این که: قلب سلیم قلبى است که جز خدا در آن نباشد، آنگونه که امام صادق(علیه السلام) در پاسخ سؤالى پیرامون این آیه، فرمود:
الْقَلْبُ السَّلِیمُ الَّذِی یَلْقَى رَبَّهُ وَ لَیْسَ فِیهِ أَحَدٌ سِوَاهُ: «قلب سلیم قلبى است که خدا را ملاقات کند در حالى که غیر از او در آن نباشد».

ناگفته پیدا است: منظور از «قلب» در این گونه موارد روح و جان آدمى است.

در روایات اسلامى پیرامون قلب و سلامت آن، و آفاتى که بر آن وارد مى شود و راه مبارزه با این آفات، مطالب فراوانى آمده است که از مجموع آنها این منطق اسلامى کاملاً آشکار است که: اسلام قبل از هر چیز، به زیر بناى فکرى، عقیدتى و اخلاقى اهمیت مى دهد; چرا که تمامى برنامه هاى عملى انسان بازتابى از آن است.
همان گونه که سلامت قلب ظاهرى، عامل سلامت جسم، و بیمارى آن، سبب بیمارى همه اعضاء است; چرا که تغذیه تمام سلول هاى بدن به وسیله خونى انجام مى گیرد که به کمک قلب به تمام نقاط کشور تن فرستاده مى شود، همین گونه، سلامت و فساد برنامه هاى زندگى انسان جلوه و بازتابى است از سلامت و فساد عقیده و اخلاق.

این بحث را با سخنى از امام باقر(علیه السلام) پایان مى دهیم آنجا که فرمود: قلب ها چهار گونه است:

۱- قلبى که در آن نفاق و ایمان است.
۲- قلبى که وارونه است.
۳- قلبى که مُهر بر آن خورده، هیچ حقى بر آن وارد نمى شود.
۴- و قلبى که نورانى است و خالى (از غیر خدا).

سپس افزود: قلب نورانى قلب مؤمن است، هر گاه خدا نعمتى به او بخشد شکر مى گوید، و هر گاه مصیبتى به او رسد، صبر و شکیبائى مى کند، اما قلب وارونه قلب مشرکان است همان گونه که خداوند فرموده: أَفَمَنْ یَمْشِی مُکِبّاً عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَمَّنْ یَمْشِی سَوِیّاً عَلى صِراط مُسْتَقِیم:
«آیا کسى که به صورت بر زمین راه مى رود هدایت یافته تر است یا کسى که راست قامت بر صراط مستقیم گام برمى دارد»؟!(۲)
اما قلبى که در آن ایمان و نفاق است قلب کسانى است که در برابر حق و باطل بى تفاوتند، اگر در محیط حق قرار گیرند، تابع حق مى شوند و اگر در محیط باطل باشند گرایش به باطل پیدا مى کنند.
و اما قلب مُهر خورده، قلب منافقان است».(۳)

پی نوشت:

 ۱ ـ بقره، آیه ۱۰٫
۲ ـ ملک، آیه ۲۲٫
۳- تفسیر نمونه، جلد ۱۵، صفحه ۲۹۸٫*

دیدگاه ها