نمایش نوار ابزار

حجت الاسلام مهدی شرکائی در جمع دانش آموزان علامه حلی به مناسبت هفته پدافند غیرعامل:

یکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۶

ما گاهی اوقات از نظر زمانی باید حساس باشیم. یعنی یک زمان هایی که ما به یک پیروزی مادی یا معنوی، شخصی یا ملی، اجتماعی می رسیم،

 

 

باید توقع پاتک دشمن، و توقع تحرکات جدید دشمن را داشته باشیم! مثلا از یک برهه ای که عزاداری برای شما نور و صفا و سفیدی آورده، تحت عنوان محرم و صفر خارج می شوید، توقع خیلی جدی برای تحرکات جدید دشمن در آینده را باید داشته باشید. هم از دشمن انس، هم دشمن جن یا همان شیطان و هم نفس! هم از نظر شخصی و هم از نظر ملی و اجتماعی! حتما باید توقع داشته باشید که دشمن در آینده نزدیک تحرکاتی را انجام خواهد داد تا بتواند سرمایه به دست آمده از این معنویت را از ما بگیرد.

هر فرصت معنوی که شخصاً برای ما پیش می آید، در آخرین لحظات به اتمام رسیدن این فرصت معنوی توقع تحرکات جدی شیطان و جدی دشمن انسی می رود. اصولا سیستم عقلی هم برای ما و هم برای دشمنان، این دستور العمل را می دهد که در ایام اوج پیروزی، زیاد حمله نکنیم چون سود ندارد! مثلا فرض کنید یک لشکری آمده است و یک جایی را گرفته و فتح کرده، در اوج پیروزی و استقرار است، عِده و عُده اش کامل اند و فرسایش لازم هم انجام نشده، توصیه می شود که حمله برای آخرهای پیروزی گذاشته شود، مگر اینکه از پیروزی مست شده باشند!

مثلا در بازی فوتبال، یکی از استراتژی ها برای تیم های غیر حرفه ای این است که هر وقت گل زدند، بلافاصله توپ را بگیر و برای گل زدن جلو برو! چون حرفه ای نیستند و بازی کم دیده اند، وقتی که گل می زنند، هم از نظر ذهنی و هم از نظر جسمی در مستی پیروزی گل می روند! سریع یک حمله جدی برای پاسخ دادن انجام بده. به تیم های آماتور می گویند در دو زمان مواظب دشمن حرفه ای ات باش، یکی زمانی که گل می زنی و دیگری زمانی که گل می خوری. چون در هر دو حالت شما در یک حالت مستی به سر می برید، مستی اول مستی پیروزی است و مستی دوم مستی شکست است. شکست هم برای ما از نظر ذهنی بی هوشی می آورد لذا می گویند اگر دشمنت حرفه ای است، بعد از گلی که می زنی یا گلی که می خوری، دقت کن.

همانطور که در جلسه قبل گفته شد دشمن هم در ناامیدی به سراغ ما می آید، یعنی بعد از گلی که می خوریم، و هم در پیروزی یعنی بعد از گلی زده می شود. یعنی زمانی که یک پیروزی در جنبه معنوی و نفسانی برای ما اتفاق می افتد، دشمن حتما در مستی این پیروزی می آید تا به ما ضربه بزند. یا حتی در جنبه ملی! آیه شریفه قرآن در جاهایی به شما برای استغفار و به سمت خدا برگشتن و در پناه خدا قرار گرفتن توصیه می کند و می گوید: “اذا جاءَ نصرُ الله وَ الفَتح وَ رأيتَ الناسَ” یعنی همه مردم را با چشم می بینید که جمع شده اند و برای این پیروزی جشن می گیرند، “فاستَغفِرهُم” به سمت خدا برگرد و مواظب خودت باش!

در جنبه معنوی مثلا ماه رمضان تمام می شود، سفر معنوی رفته اید و تمام می شود، در مجلس یا برنامه خوبی هستید، در مستی پیروزی معنوی شخصی به سر می برید، در همانجا شیطان و دشمن می آیند که ضربه بزنند. نفس با کبر ضربه می زند و شیطان با گناه! یک دفعه می بینید نسبت به مزد معنویت خیلی خوبی که به دست آورده اید، یک پیشنهاد خیلی بد به شما می شود! معلوم می شود که بر روی مستی پیروزی تو حساب باز کرده اند.

در جنبه های اجتماعی هم همینطور است، مثلا در زمان جنگ به فرمانده ها توصیه می کردند که وقتی خط را شکستید و پیروز شدید، این پیروزی فقط ۰٫۱ ماجرا است، ۰٫۹ دیگر آن مقابله با پاتک دشمن است! در والفجر۸ یک شب حدود ۲۳,۲۲ساعت عملیات طول کشید، اما بچه ها در فاو ۷۰ شب به پاتک ها جواب می دادند. دشمن بعد از پیروزی تازه حمله می کند و اتفاقا قوی تر هم حمله می کند. به دست آوردن قله های مادی و معنوی ۰٫۱ ماجراست، حفظ کردن این قله در برابر حملات بعد از پیروزی توسط دشمن ۰٫۹ ماجرا است.

یک نفر به دوران بازنشستگی کاری اش رسیده، در تمام مدت هم کاملا خود را حفظ کرده، پاک و خادم بوده، کارش هم عالی بوده و زندگی کاملا قابل دفاعی دارد، حالا خوشحال است که دیگر بازنشسته شده و استراحت می کند، مسجد می رود، قرآن می خواند، سفر های زیارتی می رود اما چون به مستی پیروزی یک زندگی بدون آفت رسیده، از الان به او حمله می کنند. یک عده ای که بعد از ۶۰،۵۰ سالگی خراب می کنند، به این شکل هستند.

کسانی هستند که زندگی خوبی داشته اند، از این پیروزی مست هستند و می گویند: الحمدلله من  ۳۰سال خدمت کرده ام و پس از ۳۰ سال خدمت صادقانه بازنشست شده ام، بعداز  ۳۰سال نوکری اباعبدالله(علیه السلام) بازنشست شده ام! همین ۳۰ سال هایی که می گوید یعنی در این پیروزی مست شده و از ادبیاتش مشخص است که الان کاملا لطمه پذیر است، شیطان به این فرد در مسایل معنوی حمله می کند!

در مسایل ملی، اجتماعی هم به همین شکل است، یعنی وقتی که ما برای یک موفقیت اجتماعی، یک جشن بزرگی را برگزار می کنیم، باید مطمئن باشیم که دشمن این جشن را دیده و برای آن برنامه ریخته است که بیاید و در آن تحرکی داشته باشد.

جشن بزرگ پیروزی اجتماعی ما در اینکه ملت، خیلی خوب و به فرمان رهبری به عقل و فرمان دینشان در انتخابات قبلی شرکت کردند و یک حضور گسترده داشتند و رأی دادند و از بابت پیروزی رییس جمهور منتخبشان خوشحال هم شدند، دشمن بلافاصله برنامه ریزی می کند و می گوید انتخابات بعدی نباید اینطور ختم به خیر بشود. برخی فکر می کنند اگر یک نفر رأی بیاورد یا رأی نیاورد، دشمن خوشحال یا ناراحت می شود! نه، دشمن از آرامش و قرار و جشن ناراحت می شود! هر کس که می خواهد رأی بیاورد. از الان می گوید که این ها در سال ۹۲ به خیر و خوشی و با آرامش به اتمام رساندند، حتما برای سال ۹۴ باید یک برنامه ای داشته باشم!

این می شود رصد تحرکات بعدی دشمن! بعد می بینیم که هر چه به انتخابات بعدی نزدیک تر می شویم، یک سری بحث های زیر خاکی که قبلا درباره آن ها به نتیجه رسیده بودیم، دوباره روی خاک می آید! برای تحرکات بعدی در بحث های سیاسی و اجتماعی، آمادگی ذهنی و روحی، روانی ایجاد می کنند!

بنابراین این خیلی مهم است که یک گروهی باشند و بتوانند تحرکات دشمن را حدس بزنند. دشمن نسبت به خیلی از کسانی که تحرکاتشان را حدس می زنند و همین جملاتی که من به کار بردم را بعضاً به کار می برند، تخریب روانی ايجاد می کند و می گوید این ها توهم توطئه دارند! ما به شما چه کار داریم؟! هر چه می دهیم می گویید این صهیونیستی و آمریکایی است! به جوان شبکه اجتماعی رایگان می دهیم که از بیکاری در بیاید، می گویید توطئه است! ماهواره رایگان می دهیم، می گویید توطئه است، برایتان مجله می فرستیم، می گویید توطئه است، شما چه توهماتی دارید!

این ها توهم نیست! بلکه نسبت به شما یک یقینی داریم که شما دقیقا ۵۰۰ سال است با ما کار دارید! هر وقت خواسته ایم سرمان را پایین بیاندازیم و زندگی خودمان را بکنیم، سر و کله شما پیدا شده است! مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود، اما تا به حال شما ۲۰ هزار بار ما را گزیده اید و حالا اگر این را در ذهن داشته باشیم که این بار هم برای بیست هزار و یکمین بار ما را خواهید گزید، آیا این توهم است؟! مگر تا به حال چه خیری از شما دیده ایم؟! پیروزی و جشن ملی انتخابات ریاست جمهوری قبلی که در کام مردم ما شیرین بود، در کام شما تلخ شده است و شک نداریم که دنبال تلافی کردن هستید و شک نداریم که با هوشیاری مردم و نظام و با کمک خدا و امام زمان(عج) باز هم ان شاء الله کامتان تلخ می شود. ما در سال  ۸۸یک بار گزیده شده ایم، دیگر از این کارها نمی کنیم! این می شود حدس زدن تحرکات آینده دشمن!

قرآن کریم کاملا به ما روش می دهد که چطور حدس بزنیم: “اذا جاءَ نصرُالله وَالفَتح وَ رأيتَ الناس فى دينِ الله افواجا” مردم فوج فوج آمديد و آرامش برقرار بود و اربعین را به خوبی پشت سر گذاشتید، “وَاستَغفِرهُم” مواظب باشید. محرم و صفر را به خوبی برگزار کردید و هر سال از سال قبل بهتر بود “وَاستَغفرهُم” مواظب باشید! شب های آخر صفر و شب اول ربیع مواظب باشید. توطئه ای که سال ها دشمنان برای دهه اول ربیع کار کرده بودند تحت عنوان عیدالزهرا(س)، تا محرم و صفر شیعه را به گناه تبدیل کنند و همه را باطل کنند! اما چند سال است که به هوشیاری و عقلانیت مردم و فتاوی بزرگان و رصد نیروهای امنیتی و اطلاعاتی، این توطئه ی شیطانی مشترک بین شیطان جن و انس خنثی شده است.

یادم نمی رود که چه اتفاقاتی می افتاد، ۲۰ سال پیش که بعضی اوقات بچه بودیم و شرکت می کردیم، روز شهادت امام رضا(علیه السلام) که تمام می شد، فردای آن روز در این جلسات شرکت می کردیم، خاطرات زشت و تلخ آن جلسات هنوز اثر سوء معنوی روی من دارد! اصلا نمی توانم فراموش کنم. به اسم شادی حضرت زهرا(سلام الله علیها) چه کارهای زشتی که می کردند! حالا آن مسئله گذشته است، حتما یک توطئه ی دیگری جور می کنند و یک بساط دیگری برای اختلاف فراهم می كنند. این می شود رصد تحرکات احتمالی دشمن در آینده!

»» نکته بعدی بازیابی حقیقت و هویت اسلامی ایرانی!
اول چند دعوا که در این بین وجود دارد را روشن می کنیم که رسما مشخص شود موضع ما دقیقا چیست!
– “حُبُ الوَطنِ مِنَ الايمان”. اگر کسی ایمان داشته باشد، به میزان همان ایمان، محبتش به وطن بیشتر می شود. در تمام دستورات اسلامی داریم که اگر در اقوامت کسی به تو نیاز دارد، حق نداری به کسی قبل از او کمک کنی یعنی به همسایه و هم محله ای هایت هم حق نداری کمک کنی! ما حتی دستور کراهت داریم که کسی صدقه خودش را در غیر محله، همسایه، اقوام و حتی در غیر از شهرش صرف كند! مفهوم این دستورات همان ملی گرایی است، دقیقا به معنای ناسیونالیست است.

یعنی انسان برای هرگونه ارتباط و خدمتگذاری اول به خویشاوندانش نگاه می کند، بعد اگر نبود به همسایگانش نگاه می کند، باز هم نبود به هم محله ای هایش، بعد هم شهری هایش، بعد استان، کشور و در نهایت به کشور های دیگر می تواند کمک کند! این دستور دین است! یعنی انسان ها هر چقدر که با ایمان تر هستند، نسبت به خاک وطن خود حتما محبت و غیرت بیشتری دارند! پیامبر اکرم(صلوات الله علیه و آله) هم، هیچ وقت هیچ کس را از این که به یک قومیتی افتخار کند، نهی نکردند! بگوید من افتخار می کنم که ترک هستم، افتخار می کنم عرب یا فارس هستم، افتخار می کنم که اهل ایرانم، افتخار می کنم که مثلا اهل آندلوس هستم! این ها را می گفتند و کسی هم آن ها را نهی نمی کرد، افتخار کن!

اصلا از ایمان تو این است که به ملیت و قومیت خودت افتخار کنی! ولی یادت نرود که “إنَّ أكرَمَكُم أتقاكم”؛ یادت نرود که این ملیت هایی که به آن افتخار می کنی جزء شرایط زندگیست، خداوند برای اینکه انسان ها بتوانند قشنگ تر زندگی کنند، حبّ ملّیت و حبّ قومیت را در دلشان قرار داده است! افتخار کند که سیاه پوست است، افتخار کند که سفید پوست است، افتخار کند که سرخ پوست يا زرد پوست است! این افتخار کردن ها برای این است که بتواند خوب زندگی کند. اما یادت باشد که این ها برای بهتر زندگی کردن تو است، نزد من خدا هیچ فرقی نمی کنید، بلکه هر کس که با تقواتر است، گرامی تر است! پس ملی گرایی، حبّ وطن، حبّ ایران، حبّ استان فارس، حبّ شیراز و… نشان دهنده ایمان است!

»» خط مرزی آن کجاست؟

۱ـ به تعصبی دچار نشود که “حبُ الشئ يُعمى و يُصِم”، باعث کوری و کری شود.
۲ـ از مرز عدالت خارج نشود، تو را به یک ظالم تبدیل نکند.

مثلا در محله دعوا شده، بچه محله ای هایش از راه می رسند و طرف مقابل را می زنند، شاید حق با او بوده! تو اصلا سوال کردی که دعوا بر سر چیست؟ یعنی از عدالت خارج می شوند! ۳ـ از عبودیت خارج نشود! تمام دعوای ما با ملی گراها از اینجا شروع می شود! ما می گوییم ما اول عبدالله هستیم، دوم ایرانی هستیم! مگر کسی روی این مطلب شک دارد؟!

یک زمانی داریم گفتمان خارج از دین انجام می دهیم، یعنی یک کسی ملی گراست اما هیچ دینی ندارد و مسلمان نیست، با این فرد به شکل دیگری مناظره می کنیم و ضرورت دیانت را اثبات می کنیم! که در کل کره زمین، اول دین برای آدم ها مهم است، بعد ملیتشان! این یک بحث دیگریست!

اما زمانی طرف صحبت ما یک مسلمان است خیلی تعجب می کنم که یک مسلمان نتواند این جمله را تایید کند که ما اول عبدالله هستیم، بعد انسان! مسلمانی یعنی همین دیگر! ما که نمی گوییم “أشهدُ أنَّ أنا مقيم فى الايران”!  حرف ما “أشهد أن لا اله الا الله” است! این مسلمانی است!

پس اگر جایی به تزاحم بین دیانت و ملیت رسید، اول می گوییم ما متدین هستیم! ما متدینینِ خوب و روشنفکر و تحصیل کرده ای داریم اما این نکته را متوجه نمی شوند و من تعجب می کنم!

مثل صحبتی که مرحوم مهندس بازرگان فرموده بودند: اشکال ما با حضرت امام(ره) از اینجا شروع شد که امام(ره) ایران را برای اسلام می خواست، اما ما اسلام را برای ایران می خواهیم! این جمله که ما اسلام را برای ایران می خواهیم با “أشهدُ أن لا اله الا الله” منافات دارد. ایشان که یک متخصص مفسر قرآن است چطور این موضوع را نفهمیده، من متعجبم!

پس اگر بین ملی گرایی و اسلام تضادی ایجاد شود، اول می گوییم عبدالله هستیم! ما اول مسلمان هستیم! اینکه کورش و داریوش و هخامنش چه کسانی بوده اند، برای ما افتخار ملی است، افتخار اسلامی که نیست! ما اول مسلمانیم و بعد ایرانی. ما ایرانی مسلمان نیستیم، بلکه مسلمان ایرانی هستیم. تمام دعواها از همین جا شروع می شود. بنابراین اگر خواستیم به وظایفمان نگاه کنیم، اول به وظایف اسلامیمان نگاه می کنیم، بعد وظایف ایرانی را. مگر می شود راجع به این جملاتی که گفته شد بگوییم با دین جور در نمی آید و آن را نفی کرد؟ یک مسلمان هیچ راهی ندارد جز اینکه این جملات را تایید کند، هیچ دلیلی نمی تواند از دین پیدا کنند که حرف های من را نقص کند! باز هم می گویم اگر طرف مقابل ما مسلمان نیست بحثش جداست و به گونه ای دیگر با او بحث می کنیم! ولی زمانی که بحث را از اسلام شروع می کنیم دیگر نمی توانیم آن حرف ها را قبول کنیم!

بنابراین تقویت قومیت گرایی و ملیت گرایی تا جایی که تزاحم با اسلام و وظایف دینی ما نداشته باشد، خیلی خوب است!
می گویند مسلمانان ایران گرسنه اند، تو چرا به فلسطین کمک می کنی؟ گرسنه تا گرسنه داریم! اگر در ایران ۲۰% گرسنگی وجود دارد و ۲۰% گرسنگی هم در فلسطین و غزه وجود دارد، ما باید اول به فرد ایرانی کمک کنیم! اما اگر در ایران ۲۰% گرسنگی وجود دارد و در غزه ۱۰۰% گرسنگی است، خب ما باید به او کمک کنیم! اگر کسی مشکلش نان و دیگری مشکلش جان است، ما باید به مشکل جانی کمک کنیم حتی اگر مسلمان نباشد! مثلا من ۱۰۰هزار تومان پول دارم، می توانم آن را به یک مسلمانی بدهم که غذای مفصلی برای خود و خانواده اش بخرد که تا  ۲روز بتوانند بخورند، یک یهودی یا گبر هم هست که اگر ۱۰۰ هزار تومان را به او نرسانی می میرد! پس به نفر دوم می دهم! یک غیر مسلمان هم می تواند این حرف های من را رد کند؟

ما اولویت بندی می کنیم، درست است که کودکان ایرانی الان محرومیت دارند و باید به آن ها رسیدگی کرد، که رسیدگی هم می کنند! اما یک کودک هم هست که جانش در خطر است. باز هم در این جا تزاحم ایجاد می شود. در دهه محرم روی این موضوع بحث شد، کسانی که برای مردم غزه و… کمک نمی کنند اتفاقا برای مردم خودمان هم چندان کمک نمی کنند، و برعکس کسانی که به آن ها کمک می کنند، به مردم خودمان هم بیشتر کمک می کنند.

پس تقویت ملی گرایی یعنی ضمن اینکه مسلمان هستیم باید ایرانی زندگی کنیم! اگر ایرانی زندگی نکنیم نمی توانیم در این خاک قدرت مقابله و مقاومت در برابر دشمن را داشته باشیم! یعنی اگر ما در این خاک امکاناتی داریم که برای ایران است، باید از این امکانات استفاده کنیم!

بعضی از برادرها و خواهرها مقید شده اند بعد از صحبت های مقام معظم رهبری(مد ظله) که فرمودند من توصیه می کنم جنس ایرانی بخرید، با اینکه می دانند بعضاً جنس های ایرانی خوب کار نمی کند، در کارخانه ها بعضاً خیانت هم می شود، باز هم خریدار جنس ایرانی هستند. الان گفتمان کاملا شیعی و حزب الهی هست، هر کس خارج از این گفتمان است قانع نمی شود، برای آن هایی که می خواهند قانع بشوند می گویم.

جنس ایرانی بد است؟ به شما آرامش نمی دهد؟ زودتر خراب می شود؟ مشکلات ایجاد می کند؟ این ها را می دانیم، گرچه بعضی از جنس های خارجی هم اینطور هستند اما تبلیغاتشان بیشتر است! ما می گوییم چون دستور و میل ولی را می خواهیم رعایت کنیم، خدا به زندگیمان برکت می دهد. بعد از فرمایشات ایشان کسانی را می شناسم که دقت می کنند جنس غیر ایرانی نخرند. در کشورهای خارجی مثلا مکه نمی توانی دنبال جنس ایرانی بگردی، هرچند که خرید در آنجا هم باید به صورت تبرکی باشد نه اینکه برای تامین مایحتاج زندگی به خارج سفر کنی. هدیه و سوغات و تبرک اشکالی ندارد. اما در داخل ایران، حضرت آقا(حفظه الله) فرموده اند: جنس ایرانی بخر. تاکید می کنم الان گفتمان حزب اللهی و ولایی است، وگرنه قانع نمی شود.

اقلام ایرانی را می خری، هرچند جنسش بدتر است اما خدا به زندگی ات برکت می دهد، چون خواست ولی ات را رعایت کرده ای. بخواهیم از گفتمان ولایی خارج شویم؛ جنس ایرانی بخر، در کنار آن هم داد بزن که جنس هایتان را درست بسازید. سر و صدا کن و تولیدکننده ها را موظف کن که جنس خوب بسازند. جنس ایرانی بخر تا سودشان بالا برود. گرچه دولت ها باید دقت داشته باشند که تولید کننده های ایرانی طماع نباشند و هرچه سودشان بیشتر شد، کیفیت کارشان پایین نیاید! این ها همه درست است و من هم قبول دارم.

رهبری(مد ظله) فرمودند: به جای اینکه دغدغه داشته باشید تحریم ها قرار است چه بلایی بر سر ما بیاورد، دغدغه این را داشته باشید که بتوانیم روی پای خودمان بایستیم. با این همه معادن و نیروی کار جوان و بیکار باید بتوانیم روی پای خودمان بایستیم.
مثلا اگر خودمان تهیه و تولید بخش هایی از مایحتاج زندگیمان را به عهده بگیریم، هم سالم تر خواهیم خورد، هم سالم تر خواهیم پوشید و هم سالم تر و ارزان تر زندگی خواهیم کرد. زنان و دختران ما به جای اینکه این همه در شبکه های اجتماعی بچرخند، که هیچ سودی غیر از فساد و دغدغه های مضاعف ذهنی ندارد، بروند هنر یاد بگیرند، دوخت یاد بگیرند. چرا همه اش باید از بیرون لباس خرید؟ کارخانه ایران بد می بافد؟ خودت بافتن را یاد بگیر!

یک زمانی رسم بود که زن ها در اوقات فراغت مایحتاج زندگیشان را تولید می کردند. اگر یک تراس اضافه داری، باغچه کوچکی درست کن و سبزی مورد نیازت را خودت بکار. هیچ آپارتمانی نداریم که در این اندازه هم تراس نداشته باشد، مگر ما چقدر به سبزی نیاز پیدا می کنیم؟ به اندازه یک متر مربع سبزی بکارید، سالم هم هست! اگر جا برای درخت دارید میوه های مورد نیازتان را خودتان تولید کنید. چرا مردم در روستاها انقدر کیف می کنند؟ اگر هم خانه بزرگ تر گرفتی، گوسفند هم بخر، چه اشکالی دارد؟ چرا می خندی؟ زمانی طویله جزء ملزومات زندگی انسان ها بود، برای هر خانه ای که به بنگاه مراجعه می کردند، می پرسیدند طویله اش چطور است؟ چه اشکالی دارد خودمان گاو و گوسفند و مرغ داشته باشیم؟

اگر هر خانوار ایرانی یاد بگیرد که روی پای خودش بایستد، کمک بزرگی به اقتصاد مملکت کرده است. پدرها و مادرها روی تربیت دخترهایشان تکیه کنند، این موبایل ها را بگیرند، تا بتوانند چند هنر خانه داری یاد بگیرند. صبح تا شب موبایل دستشان است، همین الان که من دارم حرف می زنم، نصف خواهرها موبایل دستشان است! نمی دانم در این شبکه های اجتماعی چه کار ضروری انجام می دهد!

مردها هم همینطور هستند، طرف بلد نیست ماشینش را تعمیر کند و یک پیچ ببندد! رفیق خودم ۳۵ سالش است، به او گفتم نیمرو درست کن، بلد نبود!! من فکر کردم شوخی می کند. گفتم روغن را در ظرف می ریزی داغ می شود، بعد تخم مرغ را در آن می شکنی، می گفت بلد نیستم!

از این بی هنری مردان و زنان، چه سود اقتصادی می توان انتظار داشت؟ انقدر که برای تجمل و تبرج خرج می کنی، کمی هم روی خودت کار کن!

زمانی مردم کوزه گری بلد بودند، بافندگی بلد بودند، لحاف دوزی بلد بودند، پیرهن، شلوار، مانتو، کلاه، دامن، همه چیز تولیدات خودشان بود! ارزان، سالم و مطمئن! سبزی داشتند، شیر داشتند! این بود که ایران شد، ایران! در بحث دهه محرم گفتم که شیراز را رها کن، ده کیلومتر از شهر فاصله بگیر، مابقی پولش را هم یک ماشین بخر و سالم زندگی کن!

آن ملی گرایی که کت انگلیسی و کراوات آمریکایی و کفش چرم ایتالیایی می پوشد یا از ملی گرایی حرفی نزن یا برو ظاهرت را درست کن! این چه جبهه ملی است؟ حداقل این تناقض واضح را برطرف کن! پول و تعطیلات را در آمریکا و اروپا خرج کردن ملی گرایی است؟! این مدل آدم ها ملی گرا هستند یا بچه بسیجی هایی که کف صحنه های اقتصادی و عدالت اجتماعی و جنگ و جبهه برای کشور از جانشان خرج می کنند؟! تو طرفدار کوروش و هخامنش هستی؟! حداقل ظاهرت را درست کن تا باورمان بشود. هخامنشیان مقدار زیادی ریش داشتند، حداقل ریش بگذار! شما واقعا در مورد مردم ما چه فکری می کنید که اینطور ادعای ملی گرایی می کنید، بعد در آمریکا شبکه می زنید؟!

ملی گرای واقعی ما هستیم! آخر ناسیونالیست ما هستیم! ما که گریه و خنده مان را در ایران می کنیم، نانمان را در ایران می خوریم، از جنس ایرانی استفاده می کنیم و برای ایران جان می دهیم، به غزه هم کمک می کنیم تا شماها کور شوید، کربلا هم می رویم تا جفت چشم هایتان کور شود، روی سینه هایمان هم یا ابالفضل(س) می نویسیم تا کمرتان خُرد شود.

من تعجب می کنم که بعضی از حرف ها در نسل جوان خریدار دارد! مگر نسل جوان ما چشم هایشان باز نیست؟ ملی گراترین افراد فعلی جمهوری اسلامی ایران، بچه حزب اللهی های کف صحنه هستند. ما هم می گوییم که باید بر کوس ملیت کوبید، من و شما باید راجع به جنس ایرانی، غذای ایرانی کار کنیم!

چرا بهترين تفریحاتتان را با غذاهای غیر ایرانی و غیر طیب می گذرانید؟! قرآن کریم می فرماید: “حلالاً طَیِّباً”. صد هزار بار گفته ام پیتزا و سوسیس و کالباس و… طیب نیستند. چرا در بهترین شادمانی هایتان بیف اِستِراگاناف می گیرید؟! این اسم سریال نیستا، این چنین غذاهایی هم هست!

طرف خیلی ساده لوح بود رفت رستوران درجه یک، گارسون تصمیم گرفت او را اذیت کند. طرف پرسید چه دارید؟
گفت ما فقط درازوفیلاملانوگاستر داریم با گوجه! حالا چه چیزی بیاورم؟
ـ درازوفیلاملانوگاستر بیار و دیگری چه بود که گفتی؟

عروس ما در بهترین شب زندگی اش با لباسی به مدل لباس ملکه انگلیس به خانه می رود، يک مدل لباس برای خودتان درست کنید! چه الزامی کرده اند که یک لباس سفیدی با ۸۰۰ لایه و ۶۵ متر دنباله، استفاده کنید؟! کدام ملی گرایی همچین توصیه ای به شما کرده است؟! بروید برای خودتان یک لباس عروس طراحی کنید و بعد همان را بِرَند کنید. ملی گراهای ما در این ۳۰ سالی که از شدت ایران، ایران گفتن حنجره هایشان پاره شده، چقدر راجع به غذای ایرانی، پوشاک ایرانی، تولید ایرانی و خاک ایران کار کرده اند؟؟ فقط و فقط وقتی ملی گرایی به یادشان می آید که ببینند ما در غزه و سوریه حضور داریم!!

آن ۸ سالی که بچه ها از همین خاک ایران برای وجب به وجب آن دفاع می کردند، این طرفداران جبهه ملی و نهضت آزادی و ملی گراها و شبکه های هخاپرستی کجا بودند؟! حاج آقا اسدی یکی از فرماندهان محترم سپاه می گفتند: لشکر ما در کربلای ۵ برای هر یک وجب خاک، یک شهید داده است!

پس در جنگ نرم بايد به سمت تولیدات داخلی و خانگی برویم. در چین خیلی از روستاها و شهرهای دور از مرکز و حتی خود پکن، بسیاری از مایحتاج خوراکیشان را خودشان در خانه تولید می کنند. البته چینی ها همه چیز می خورند! یک ظرف مگس تولید می کنند، در کنارش سوسک و خرچنگ و غورباقه و گوسفند هم دارند.

این چیز ها را خودمان باید تولید کنیم، سبزی و گوجه را خودمان تولید کنیم. انقدر هم نگو گوجه گران شد! حالا اگر جای گوسفند هم ندارید، حداقل سه گوجه و چهار سیب زمینی و یک بادمجان را که می توانی بکاری! یک باغچه خانگی در تراست درست می کردی! فقط بلدند ایراد بگیرند که مثلا به جای تراس بگو بالکن! این بالکن هم یک کلمه خارجی است ولی اشکالی ندارد، می گوییم! می گفت نگو اسکی رو آب! گفتم پس چه بگویم؟ بگو سُر روی آب! الان دیگر مشکل ملیّت ما حل شد؟! ایرانیت ما برگشت؟ فقط به زبان فارسی اشکال می گیرند!!

فکر می کند ملی گرا است، به جای اینکه بگوید ممنون، می گوید سپاس گذارم! الان دیگر مسئله حل شد و ایران به اوج رسید؟! کیفش را از ایتالیا می خرد، کفش و ادکلنش از فرانسه است، گلش را از هلند سفارش می دهد، کراوات آمریکایی بسته و کت انگلیسی هم پوشیده، بعد می گوید: سپاس! شما یا حالت خوب نیست یا فکر می کنی حال ما خوب نیست!

واقعا بیایید ملی گرا باشید و ایرانی زندگی کنید! بیایید به خود متکی شوید، اوقات بطالتتان در اینترنت و شبکه های اجتماعی و فیلم هایی که ۶۰ بار دیده اید و شبکه های داخلی و خارجی هدر ندهید، هنر بیاموزید! هنر تولید خانگی و تولید ملی بیاموزید و از کارخانه ها و تولیدگرها مطالبه کنید که جنس خوب تولید کنند!

البته بعضی هم جنس خوب تولید می کنند! بعضی از تولیدکنندگان پوشاک ما جنس خودشان را با مارک ترکیه ای به ما می فروشند، ما هم از آن تعریف می کنیم! ایرانی بود اما تو قدر نمی دانستی!

بیایید ولایتی فکر کنید، جنس ایرانی با کیفیت پایین را بر جنس خارجی ترجیح دهید، خدا هم به زندگیتان برکت می دهد. آن زمانی که گاندی ولایت مداری کرد و گفت جنس هندی بخرید، اجناس هندی قابل مقایسه با جنس خارجی نبود! مردم هند بُنْجُل پوشیدند و استفاده کردند که توانستند یک ملیارد جمعیت را به استقلال برسانند.

شما هم از این طرف مطالباتتان را زیاد کنید، نماینده در مجلس بگذارید و بنویسید که ما جنس ایرانی می خریم، اینگونه پشت تولید کننده ها فشار بگذارید که بهتر تولید کنند! ضمن اینکه بعضی از تولید کننده ها واقعا خوب تولید می کنند و در این راه تر و خشک دارند به پای هم می سوزند. ما از پایین شروع کنیم، چانه زنی را هم از بالا شروع کنیم! باز هم عرض می کنم: آنقدر هنرمندی در وجود من و شما است که می توانیم با تولیدات خانگی قسمت زیادی از زندگی خودمان را مدیریت کنیم!

دیدگاه ها