نمایش نوار ابزار

حجت الاسلام مهدی شرکائی در جمع دانش آموزان دبیرستان شهید جلیل احمدی سرابی تویسرکان:

یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶

 

خداوند محور است. من اگر از گرسنگی بمیرم اصل خداوند است. اگر از گرسنگی هم بمیرم، باز هم اصل خداوندست، فقر و غنا فرع است. در فقر یا غنا باشم، سلامت یا مریض باشم این ها حاشیه کار است.

اصل هرم الهی است که در این هرم به سمت بالا می رویم.

۳- نسبت به زمین وظیفه یک منتظر را داریم.

اجتماع و جامعه خیلی مهم است. یعنی نسبت به کره زمین احساس مسئولیت کنیم. هر جای زمین، کشور و شهر باشد باید احساس وظیفه کنیم. اینکه می گویم زمین نه اینکه از فردا شما برای کانادا فعالیت معنوی و اجتماعی یا مادی انجام بدهی، به این خاطر بر زمین تاکید دارم که شما نسبت به محله و شهرت غافل نشوی. مردم باید جهانی نگاه کنند تا نسبت به شهر خود حساس بشوند. این وظیفه بعد از شهر و محله و استان به کشور می رسد، بعد از کشور به دامنه مسلمانان می رسد در مرتبه بالاتر به جامعه ایمانی جهان می رسد، تا به درختان هم می رسد. آقا امام سجاد(ع) نعوذاً بالله که از سر بیکاری رساله حقوق ننوشته است!

اگر شب اول قبر رساله حقوق امام سجاد(ع) را باز کنند و بگویند به عنوان یک شیعه علوی اعلام کن که به کدام یک از رساله حقوق عمل کرده ای، ممکن است حتی بگویی نخوانده ام، عمل چیست؟!! امانیسم همین را می گوید اگر انسان دنیا پرستی هستی به دنیایت بچسب و اگر آخرت پرست هستی آخرتت را دریاب. اگر دنیا و آخرت را توأمان می خواهی؛ ربّنا آتنا فی الدنیا حَسَنة و فی الآخرة حَسَنة، هر دو را داشته باش اما باز هم، خودت به تنهایی! به دیگری چه کار داری؟

حضرت آیت الله موسوی لاری(ره) می فرمودند: به مریدان خودم گفته ام وقت نماز مستحبیتان را بگذارید و بروید در جامعه و ببیند چه خبر است؟ نه تو را به آخور و خانه ات مشغول کنند و نه به نماز و سجاده ات! خداوند تبارک و تعالی برای ما تکلیف واجب را در ده الی بیست دقیقه قرار داده است. بیست الی پنجاه دقیقه هم مستحبات را انجام دادن، تکلیف کجا رفته است؟!

گریه حضرت زهرا(س) برای فراق ارزش های دینی و گریه سیاسی بود؛ مردم متوجه شوید و سر خود را از آخور بیرون بیاورید که ارزش های دینی در حال فراموشی است! وقتی قانع شوی که من محور است، برای هر استعمارگری کافی است که فقط آخور تو را پر کند و تو حاضر شوی با هر ذلتی دنبال پر شدن این آخور باشی. برای عزاداری و زانو زدن در درگاه اهل بیت(ع) هزارن نفر می گویند تو عزت داری، چرا تواضع می کنی، چرا سجده می کنی، چرا اشک می ریزی و سینه می زنی؟ اما همین ها را برای پر کردن آخور مادیشان قانع می کنند تا به هر ذلتی تن در بدهند و در مقابل هر کسی خم بشوند. یقیناً آخر امانیسم ذلت است.

یعنی وقتی قانع شدی کسی نمی تواند بدون اینکه در مقابلش تواضع کنی، تو را سیراب کند! فقط باید خم باشی. شخص انسان محور تا آخر عمر باید در مقابل همه کرنش کند.

تمام تلاش حضرت زهرا(س) و اهل بیت(ع) بر این بود که تو محور نیستی. پول، درس، علم، کرسی، مقام، شرایط اقتصادی محور نیستند. خدا، تکلیف، وظیفه محور هستند. خدا یعنی چه؟ خدایی که خ د الف است، نه! لفظ الله دردی از جامعه را دوا نمی کند. خدا یعنی تکلیف. خدا را دوست داری و برای این دوست داشتن چه هزینه ای می پردازی؟ اسم این هزینه را تکلیف می گذاریم.

آقا امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند: و الله قسم اگر می خواستم می توانستم در بهترین فراش بخوابم، در بهترین لباس ها بگردم، بهترین اطعمه و اشربه را تناول کنم، بهترین نوع زندگی دنیا را می توانستم جور کنم، اما علی(ع) نمی تواند. چرا؟ برای اینکه خدایی را بالای سر خود می بیند که این خدا از امیرالمؤمنین(ع) به اندازه خود آقا درخواست تکلیف محوری دارد. از ما به اندازه خودمان درخواست دارد. لذا امیرالمؤمنین(ع) ادامه می دهند: شما نمی توانید مانند ما زندگی کنید. من به دو قرص نان و یک جامه عاریه ای زندگی می کنم اما شما نمی توانید این گونه باشید و “لکن اعینونی بوَرعٍ و اجتهادٍ و عفةٍ و سدادٍ”. ولی می توانید من را با این ها یاری کنید.

+ ورع یعنی تقوا. گناه نکردن و توبه کردن.

+ اجتهاد یعنی تلاش. تلاش اعتقادی و اجتماعی و فرهنگی.

+ سداد یعنی کمبودهای اجتماع. من را در رفع کمبودهای اجتماع یاری کنید.

چه امسال سال تلاش باشد چه نباشد، امروز تکلیف انسان هاست که اهل تلاش باشند. از لحظه ای که حضرت آدم(س) آفریده شد این تکلیف بر دوش آدم(س) نهاده شده است.

یقیناً در شب اول قبر از تو سوال خواهند کرد که برای کمبودهای اجتماع چه کار کرده ای؟ در روایت داریم آقا امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند( البته نقل به مضمون است): اگر نسبت به نقاط ضعف اجتماع واکنش و حساسیت نشان ندهید یقیناً دشمنان از این نقاط ضعف کوهی خواهند ساخت و بر سر شما خواهند کوبید.

نمی شود نسبت به چاله ها و نقایص اجتماع یک چشمی رد شد و خود را ایمن نگه داشت! برای اینکه دشمن کوچک را بزرگ خواهد کرد.

۴- عبادت در کنار تکلیف مطرح است.

یکی از مشکلات تکلیف محوری محض است. به قول حضرت امام(ره) که فرمودند: آنقدر آقایان انقلابی شده اند که مسجد و جمعه را فراموش کرده اند! یعنی آنقدر انقلابی شده اند که می گویند دیگر سینه نزن! جزء شعارهای منافقین این بود، دستی که بر سینه می زنی بر سینه دشمن بزن. در صورتی که امام(ره) تمام مسائل عبادیش سر جای خودش بود. حضرت زهرا(س) در روز تلاش می کرد اما تمام شبش سر جای خود بود. علمای شیعه و سنی نقل کرده اند که شب ها از بام خانه حضرت فاطمه(س) نوری به آسمان کشیده می شد که این نور نشان دهنده نماز شب حضرت زهرا(س) بود.

نه انقلابی بی دین و نه دیندار بدون انقلاب، این دو لازم و ملزوم همدیگر هستند. کمونسیم ها خیلی انقلابی بودند اما توانستند با انقلابی بودنشان دردی را از اجتماع دوا کنند؟! توانستند با شعارهایی که می دادند دردی را دوا کنند؟ یا به قول حضرت امام(ره) باید یک روز در روزهای تاریخ پیدایشان کرد؟! مگر چند نفر چگوآرا و گل سرخی در جهان داریم؟ دیگر کمونیستی نداریم که بخواهد بجنگد. چرا؟ چون فقط بال انقلابی گری کمونیست کار می کرد.

در صفات امیرالمؤمنین(ع) که دوست و دشمن بر آن متفقند آمده است که اگر علی(ع) شیر روز بود، به این دلیل است که مجاهد شب است.

دیدگاه ها