نمایش نوار ابزار

حجت الاسلام مهدی شرکائی در جمع دانش آموزان علامه حلی تویسرکان در طرح امام شناسی چنین گفت:

یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶

تنها مجرای جریان عبودیت و بندگی خدا توسط این چهارده نور پاک قرار دارد

مگه نفرمودند بِنا عُبِدَالله. وَ بِنا عُرِفَ اللهُ. وَ بِنا وُحِدَ اللهُ؛ (اصول کافی، کتاب التوحید، باب النوادر، ح ۱۰) خدایا من یک حرفی میخوام بزنم بی سوادم بی ادبم اما اگر خونة خودت باقی مونده به برکت حسین است دینت اگر باقی مونده به برکت حسین است تصدق سر ابی عبدالله و این ابتلا سیدالشهدا هر چه که تحت عنوان توحید و یگانه پرستی باقی مانده لذا ذیل آیة سی و پنج سورة مائده وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ؛ (مائده: ۳۵) می فرماید می خواهید بیاید در خونة من متوسل به وسیله و ابزارش بشید از راهش وارد بشید بدون راه نمی توانید طی طریق بکنید پس هم در قوس نزولی و هم در قوس صعودی این چهارده نور پاک محورند چهارده معصوم ارکان توحید و یکتاپرستی اند نور اگر قرار باشد به انسان برسد به برکت این چهارده تاست باز اجازه بدید عرض بکنم آخر زیارت جامعه اینطور عرض می کنیم يا وَلِيَّ اللّهِ! إنّ بَيْنى وَ بَيْنَ اللّهِ عز و جل ذُنُوبا لا يَأْتى عَلَيْها إلّا رِضاكُمْ؛ (زیارت جامعه).  شما اگر از من راضی بشید خدا از من راضی میشه ؛ ما باز در سیر این قوس صعودی و نزولی ائمه را واسطه قرار می دهیم و دعای پایانی زیارت جامعة کبیره باز به واسطة این حضرات هست فَبِحَقِّهِمُ الَّذِي أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَيْكَ أَسْأَلُك؛ (زیارت جامعه) بعد از این قسم خدا را قسم میدیم که چی أَسْأَلُك‏؛ می خواهیم أَنْ تُدْخِلَنِي فِي جُمْلَةِ الْعَارِفِينَ بِهِمْ وَ بِحَقِّهِمْ وَ فِي زُمْرَةِ الْمَرْحُومِينَ بِشَفَاعَتِهِم؛ (زیارت جامعه) هم در قوس نزولی و هم صعودی این چهارده نور پاک محورند حالا برگردیم به زیارت، زیارت اربعین عرض می کنیم که به خدا خدایا وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ؛ حسین خونش را برای تو اذن و رخصت داد که رو زمین ریخته بشه برای چی حسین جان تو برای من رفتی کربلا خونت برای من ریخت وای بر من که من نتونم حرمت این خون را نگه دارم به بهانه های واهی بگذارید برم جلوتر بگذارید پرده از یک غربت اسمشو بذارم نمی دونم جنایت بذارید پرده از یک چیز مهم بردارم اونم اینه جلوتر اصلاً مادر ما زهرا بین در و دیوار رفت برای ماها بوده و مدلیل علی ذلک؛ آقا سند به ما بده دلیل خوارزمی شیعه نیست سنی است چیو دارم میگم مقتل خوارزمی خوارزمی سنی یک کتاب دارد مقتل الحسین تو مقتل الحسین خوارزمی سنی داره نمی خوام روضه بخونم آ میخوام بگم اگر این غربت ها کشیده شده برای ماهاست وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة؛ (إقبال الأعمال (ط ـ القديمة)، ج‏۲، ص۵۹۰) خوارزمی میگه یک تیر به سینة حسین زدند تو کربلا اینقدر این تیر کاری بود که ابی عبدالله نتونست این تیر را از جلو خارج بکنه از پشت خارج کرد باریک الله هر کجای حرف یک تکه من میام می بینم همه اتون آتشین دیگه نیاز به مقدمه چینی نداره عشق تصویری زمجنون می کشید

نقش یاسی غرق در خون می کشید

کربلا لرزید آن دم که حسین

تیر را از پشت وقتی تیر را ابی عبدالله کشید بیرون یک جمله فرمود: وَاللَّه قَتَلَنِي فُلَانٌ وَ فُلَان؛ (بحارالأنوار (ط ـ بيروت)، ج‏۴۵، ص۵۳) و شما می دونید فلان و فلان یعنی کی وَاللَّه‏ قَتَلَنِي فُلَانٌ وَ فُلَان؛ (بحارالأنوار (ط ـ بيروت)، ج‏۴۵، ص۵۳) اون دو تا منو کشتند پس معلومه قصه خیلی جلوتره باید بریم لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْر؛ لذا خیلی وسیع تر وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة؛ (إقبال الأعمال (ط ـ القديمة)، ج‏۲، ص۵۹۰) من چهار تا واژه را میخوام توضیح بدم یک، عباد در این جمله و در این فقره از زیارت روز اربعین عرض می کنیم (وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة؛ (إقبال الأعمال (ط ـ القديمة)، ج‏۲، ص۵۹۰) بنده های تو به طور مطلق بدون قید و شرط تو هر زمینه ای که باشند بندة خدا باشند می توانند با نور ابی عبدالله(ع) طی طریق بکنند حسین بردش فراگیره همه را می گیره همه را شامل میشه گاندی میگه من اگر تونستم برای هندوستان کاری بکنم و این خفت و خواری را از این کشور بدم بیرون و آنها مبتلا نشوند به بیچارگی و خفت بردگی گاندی میگه من با مطالعة حرکت حسین بن علی به اینجا رسیدم که مردم هندوستان را از زیر ظلم و ستم انگلستان و مستعمره و استعمار و استثماری که می کردند بیرون بیارم با مطالعة کتاب حسین لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ؛ (إقبال الأعمال (ط ـ القديمة)، ج‏۲، ص۵۹۰) کل هر کجا با نور حسین اگر کسی طی طریق کرد میتونه به مطلوب و مقصود برسه لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ؛ جملة بعد الْجَهَالَةِ؛ امام حسین(ع) با نوری که از خودش تولید می کند نوری که به همه میده و با اون سفینه ای که از ریخته شدن خونش ساخت میتونه همه را در هر موقعیتی نجات بده لذا حسین معیار است مبناست ملاکه ترازه ترازویه آدم خودشو باید با امام حسین(ع) سوار بر کشتی اباعبدالله شدی از جهالت نجات پیدا کردی و هر کسی سوار بر کشتی ابی عبدالله نشه غرق در جهالت میشه میخوای نجات پیدا بکنی سوارشو إِنَّ الدُّنْيَا بَحْرٌ عَمِيقٌ قَدْ غَرِقَ فِيهَا عَالَمٌ كَثِير؛ (الكافي (ط ـ الإسلامية)، ج‏۱، ص۱۶) هر دو غرق شدند میخوای نجات پیدا کنی به نور حسین نگاه کن لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ؛ دیگه چی وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة؛ این حیرت تردید دو دلی شک یک پا جلو میذاره یک پا عقب کیا تردید تو دلشون میاد کسانی که از نور حسین نتوانستند بهره ببرند اما از نور حسین بتونی بهره ببری آقا فرمود من تو را از آزادت کردم برو کجا برم آقا کجا خبر دادند پسرت را گرفتند گروگان امام حسین(ع) فرمود: بابا من تکلیف را از رو تو برداشتم برو برو پسرت رو نجات بده آقا بدم اگه این کارو بکنم استحقاق اینو دارم که سباء و درنده ها زنده زنده منو تکه ام بکنند تو را ول کنم کجا برم کجا برم وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة؛ (إقبال الأعمال (ط ـ القديمة)، ج‏۲، ص۵۹۰) تردید را نور ابی عبدالله از دل بیرون می بره آخ قربون حسین برم یک بار دیگه بذارید داستان زهیر را بگم براتون هر کجا امام حسین خیمه می زد زهیر می رفت جای بعد می فهمید امام حسین منزل بعدی خیمه زد، خیمه اش را منزل قبلی اتفاقی سر یک چاه آب مجبور شد جایی خیمه بزند که خیمة حسین رو به روشه بعضیارو خدا حالا نمی دونم چه تعبیری بگم مفتی مفتی میاردشون آ چیکار کرده این زهیر که اینجوری مقرب شد چیکار کرده اونم با یک گناه نشسته داره غذا می خورد، پیک حسین اومد زهیر میای سر بلند نکرد جواب نداد اصلاً میل نداشت دلتون با منه حسین جان به جان خودت قسم میل ما به توست آقا تو این هوای بد اومدن یک عده الان زیر بارون اند خانم ها نشستند با بچه های کوچیک آقا امید ما به توست تو را به جان جوانت بیا امشب دست ما را بگیر آقا، آقا اگه این دو سه شبه بگذره تو دست مارو نگیری من چه خاکی به سرم کنم آقاجانم.

نور ابی عبدالله مصباح هدایت و سفینه نجات

دفعة دوم من این مطلب را یکی از اساتید خدا رحمت کنه حضرت آیت الله میانجی تو ماه رمضونی درس اخلاق می دادند من پای درس اخلاق ایشون بودم اینو از قول ایشون نقل می کنم جایی ندیدم رحمت خدا بر او باد دو دفعه یکی دو دفعه پیک ابی عبدالله بر او فرستاد اما مرتبة آخر خود حسین آمد که زنش گفت حیا نمی کنی پسر پیغمبر اومده تو می شنوی نشستی بلند شو مرد وارد خیمه ابی عبدالله شد چه نگاهی امام حسین بهش کرد که برگشت همه را آزاد کرد خیمه شو جمع کرد حتی به زنش گفت بیا طلاقت هم بدم من دیگه رفتم با حسین وقتی داشت می رفت دلش مملو آکنده از محبت به دنیا بود اما با یک نگاه ابی عبدالله از این حیرت اومد بیرون از همه چیز دست کشید حسین جان یه نگاه آقاجون دنیا گرگ .یه نگاه کن به جان جوانت .یه نگاه کن به ناله های علی ات .یه نگاه کن هر کی میخواد از حیرت نجات پیدا بکنه تنها راهش اینکه یه نور ابی عبدالله به دلش بیفته. التماس کنید رفقا که نور ابی عبدالله به دلاتون بیفته که افتاده منتهی سمج باشیم امشب .بگیرییم حیرت حیرت در زندگی حیرت در اعتقادات حیرت حتی در فتنه. در همه چی طرف ممکنه متحیر اما هر کی به نور ابی عبدالله نگاه کرد (لا تضلوهم الا واصف)؛ هیچ بادی نتونست آنها را از راه به در کنه .هیچ گردبادی نتونست آنها را ریشه اشو بکنه .ابدا حسین(ع) ریشه اش قوی است و هر کی گره با ابی عبدالله بخوره میشه كَشَجَرَةٍ طَيِّبَة؛ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها؛ (ابراهیم:۲۴) ریشه در زمین دارد هی چی بخوان اینور و اونور ببرن ابدا بردنش بالای دار میثم دستاشو بستن بردنش بالای دار دارای قدیم مثل الان نبود که یه طناب بندازن خفه اش بکنن نه مینداختنش بالای دار با گرسنگی و تشنگی گرما بمیره بالای دار هم هی می گفت علی میثم تمار (لا تضلوهم الأواصف)؛ ضلالت اگر کسی تو این تاریکی قرار بگیره عامل بروز حیرت این ضلالت است با نور ابی عبدالله که مصباح هدایت و سفینة نجات است با اون معرفتی که خدا از حسین تو دلامون قرار داده إِنَّ لِلْحُسَيْنِ فِي بَوَاطِنِ الْمُؤْمِنِينَ مَعْرِفَةً مَكْتُومَة؛(بحارالأنوار (ط ـ بيروت)، ج‏۴۳، ص۲۷۲) با اون حرارتی که از داغ حسین به دل میاد إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا؛ (مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏۱۰، ص۳۱۸) به ضلالت مبتلا نمیشه که حیرت نتیجة ضلالت است اینکه سردرگمه اینکه راه را گم کرده اینکه نمی دونه کجا بره این نتیجة این ضلالت است حسین اومد خونش رو زمین ریخت تا نجات پیدا بکنند وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة؛ (زیارت اربعین،إقبال الأعمال (ط ـ القديمة)، ج‏۲، ص۵۹۰) بریم پایین پای ابی عبدالله میشه روضة جوان را جلو پدر خوند میشه.

مسیحی بود وارد مسجد شد گفت از نسل پیغمبرتون کی مونده؟ گفتند حسین بن علی بن ابی طالب اومد محضر ابی عبدالله آقا من دیشب تو خواب مسیح را دیدم با جدتون پیغمبر مسیح به من امر کرده به جد شما ایمان بیارم تو خواب ایمان آوردم اومدم تو بیداری هم ایمانم را عرضه بکنم آقا فرمود مجلسی بگیرید بزمی گرفتن شهادتین جاری کرد در همین گیروداد علی اکبر از در وارد شد این مردی که الان مسلمون شده تا نگاش به علی اکبر افتاد گفت بخدا این بود دیشب تو خواب دیدم امام حسین فرمود نه اونیکه دیشب تو خواب دیدی جد ما پیغمبر این پسر من علیه أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِك؛ (مقتل مُقرّم) ما اگر مشتاق دیدن جدمون بشیم میگیم علی جان بلندشو چند قدم جلو ما راه برو ای جوان ای مرد اگه یه همچین جوانی داشته باشید یه خار به کف پاش بره چه حالی پیدا می کنید گفت آقا به جان خودت قسم دئق می کنم میمیرم نمی دونم زنده ام شب یا روز عاشورا براتون این کلمه را باز کنم الان باز نمی کنم چون دو تا کلمه است میخوام ان شاء الله به فضل الهی شب یا روز عاشورا براتون باز کنم ببینم کی لیاقت پیدا می کنم یکی اربا ارباست یکی مقطع الأعضا این دو تا باید باز بشه تا به عمق مصیبت آدم برسه تا به عمق مصیبت انسان بتونه دست پیدا بکنه. مرد یه جوان این چنینی داشته باشی یه خار به کف پاش بره چه حالی پیدا می کنی؟ عرض کرد آقا دق می کنم میمیرم فرمود پس بشنو این پسرمه تو کربلا جلو چشم من فَقَطَعُوهُ بسُیوفَهُم اِرباً اِرباً؛ فقط اربا اربا فعلاً داشته باش با دستت اینجوری بکن ارباً اربا تا یه وقتی بتونیم این اربا اربا را بگم عرب به چی میگه اربا اربا به چه حالتی میگه اربا اربا اون موقع باید توضیح داد امام حسین(ع).

دیدگاه ها