نمایش نوار ابزار

حجت الاسلام مهدی شرکائی با قرائت زیارت حضرت رسول (ص)از بعید در جمع دانش آموزان دبیرستان علامه حلی تویسرکان چنین گفت:

دوشنبه ۶ آبان ۱۳۹۸

«یسع بن حمزه» می‌گوید: در مجلس امام رضا علیه‌السلام مشغول گفت و گو بودیم که مردی وارد شد و گفت: سلام بر تو ای فرزند پیامبر خدا! من مردی از دوستان شما هستم. اکنون از زیارت خانه خدا بازگشته‌ام و چیزی که بتوانم با آن خود را به خانه برسانم ندارم. مرا به دیارم بفرست، من دارای نعمت و دولت هستم و مستحق صدقه نیستم. آنچه به من ببخشی از سوی شما صدقه خواهم داد. امام علیه‌السلام از او خواست بنشیند بعد از پایان جلسه حضرت به خانه رفت و لحظاتی بعد در را بست؛ سپس دستش را از بالای در بیرون آورد و پرسید آن مرد خراسانی کجاست؟ مرد پاسخ داد: این جا هستم. امام علیه ‌السلام فرمود: این دویست دینار را بگیر و با آن هزینه سفرت را تأمین کن. یکی از یاران حضرت پرسید: فدایت شوم به او مهربانی کردی و چهره پنهان ساختی؟!

حضرت فرمود: چون نیازش را برآوردم، نخواستم خواری خواهش را در چهره اش ببینم. آیا این حدیث پیامبرصلی‌الله‌علیه‌و‌آله را نشنیده ای که فرمود: کار نیکی که پنهان انجام شود، برابر هفتاد حج است.(۶

مطالب مشابه
دیدگاه ها